در ششمین قسمت از برنامه «هزار داستان» مطرح شد

آدم‌هایی که فراموش کردن را بلد نیستند

آدم‌هایی که فراموش کردن را بلد نیستند
ششمین قسمت از فصل چهارم «هزار داستان» با اجرای گیتی خامنه و با موضوع آدم‌هایی که فراموش کردن را بلد نیستند، شب گذشته (شنبه 24 شهریورماه) روی آنتن شبکه نسیم رفت.

به گزارش فیلم‌نت نیوز، در ابتدای ششمی قسمت از برنامه «هزار داستان» وحید حسینی متولد سال 1358 از استان همدان که نخستین مهمان برنامه بود شرح داد که در سال ۲۰۰۰میلادی برای ادامه تحصیل و پیشرفت در زندگی از ایران مهاجرت کرده اما اتفاقاتی برایش رخ داده که مجبور شده به ایران بازگردد.

وی عنوان کرد: بعد از خدمت سربازی به توصیه دایی خودم و دایی مادرم که در خارج از کشور زندگی می‌کردند برای مهاجرت اقدام کردم. ترک خانواده، دوستان و کشور برایم دشوار بود. کسانی که در خارج از ایران زندگی می‌کنند می‌دانند که با تمام زندگی که نوید آن داده می‌شود اما غم غربت بسیار دشوار است. من از همان سال اول می‌خواستم برگردم چون آرامش نداشتم.

هزار داستان

وحید حسینی ادامه داد: دلیل مهاجرت بسیار مهم است و اینکه چه چیزی می‌خواهید بدست بیاورید. با وجود اینکه مدرک دانشگاه‌های اروپا معتبرتر و زندگی ایده‌آل است اما جای خالی خانواده آزارم می‌داد. وقتی برای شرکت در یک نمایشگاه که کشورهای خارجی هم حضور داشتند رفتم و وقتی به غرفه ایران و پرچم ایران رسیدم گریه کردم.

وی افزود: در هلند یک پدربزرگ و مادربزرگ هلندی داشتم. پیرمرد و پیرزنی که تا حدودی از لحاظ عاطفی جایگزین خانواده‌ام شده بودند. در برنامه‌هایی که پخش می‌شد گاهی احتمال جنگ می‌دادند و من می‌گفتم برمی‌گردم چون وطنم را دوست داشتم. از طرفی نگاه از بالا به پایین و اینکه تو در آن کشور یک غریبه هستی آزارم می‌داد. سوالی که همیشه از من داشتند این بود که چرا مهاجرت کردیم در حالی که جنگی در کشور وجود ندارد. اینکه آنها نگران مهاجرت از کشورهای دیگر به کشورهایشان هستند نژادپرستی نیست.

وقتی از عزیزانم دور بودم، رفاه و زندگی خوب برایم اهمیتی نداشت

وی در ادامه در پاسخ به پرسش گیتی خامنه که درباره علت بازگشتش به ایران سوال کرد ، با بغض گفت: من به مادربزرگم علاقه زیادی داشتم، وقتی که او فوت شد نتوانستم هیچ کاری انجام دهم و این موضوع برایم بسیار دردآور بود. مادرم بیمار شد و می‌دیدم که نحیف شده و این آزارم می‌داد. وقتی که از عزیزانم دور بودم، رفاه و زندگی خوب حتی اگر رئیس جمهور آن کشور بودم برایم اهمیتی نداشت و دوست داشتم که به وطنم و شهرم بازگردم.

خامنه درباره بازگشت خودش به ایران گفت: یکی از شادمانی‌های زندگی‌ام این است که هنگام فوت پدرم در کنار او بودم و توانستم درباره او را لمس کنم. من به کسی توصیه به رفتن یا ماندن نمی‌کنم و این کاملا یک احساس شخصی است. من با تمام قلبم وحید را درک می‌کنم شاید دوستان و هموطنانی باشند که نظری جز این دارند و من با تمام وجود برای آنها ارزش و احترام قائلم اما این نظر شخصی من بود که بالاترین آرامش برایم بودن در کنار خانواده بود.

وحید در تایید حرف‌های خامنه گفت: من بیماری سختی گرفتم و واقعا توان حرکت کردن نداشتم. من در جای دیگر بودم و مادرم در ایران و این دوری برایم آزاردهنده بود. اگر امروز در کشور ما هم عاطفه‌ها کم شده و دیگر جویای حال هم نیستیم به دلیل گرفتاری‌هاست. مردم ما این روزها واقعا گرفتارند در گذشته شادی بین مردم موج می‌زد اما امروز دیدن حجله جوانان همه را آزرده‌خاطر خواهد کرد. با تمام این مشکلات حالم بهتر است چون در وطن هستم وقتی قصد بازگشت داشتم به دیوانه بودن متهم شدم اما واقعا اکنون که در کشورم و کنار خانواده هستم، آرامش دارم.

وی بیان کرد: من یک بار تصمیمم را گرفتم و به ایران بازگشتم. از بیماری رهایی پیدا کردم تعطیلات کریسمس بود و دیدم که همه در کنار خانواده خود هستند اما من کسی را نداشتم. در کمتر از یک دقیقه تصمیم گرفتم که بازگردم. ۴ سال است که دوباره به ایران آمده‌ام و اصلا پشیمان نیستم. حتی برای تفریح هم دوست ندارم از ایران خارج شوم. آسمان در همه جای دنیا یکرنگ است.

خامنه در ادامه ضمن تایید تصمیم وحید برای بازگشت به ایران و در کنار خانواده بودن از او خواست که اگر حرفی هست که تا بحال به پدر و مادرش نگفته بگوید و وحید گفت: من همیشه رک بودم و حرف‌هایم را زده‌ام. در دوران کودکی هر وقت زمبن خوردید پدر و مادر دستتان را گرفتند و شما را بزرگ کردند حال باید شما در کنار آنها باشید.

هزار داستان

علیرغم تمام مشکلات اینجا وطن ماست

دکتر اویس رضوانیان مهمان دوم برنامه «هزار داستان» بود و خامنه ضمن معرفی به عنوان یکی از افراد موفق جامعه که انتخاب‌های خاصی دارد از او خواست از زندگی‌اش بگوید و اینکه کدام بخش از آن را فصل جدیدی از زندگی خود می‌داناویس رضوانیان گفت: من متولد ۱۳۶۰ شهر بابل هستم، تحصیلات پایه را در شهر خود به پایان رساندم و در دانشگاه علم و صنعت ایران رشته صنایع قبول شدم و ادامه تحصیل دادم اما از آنجایی که به حقوق علاقه داشتم همزمان با کارشناسی ارشد رشته ام بی ای، شروع به تحصیل در رشته حقوق کردم. در سال ۸۸ برای فوق لیسانس در دانشگاه استکهلم قبول شدم. پس از تحصیل در دانشگاه استکهلم بورسیه دانشگاه ژنو شدم، دکتری حقوق بین‌الملل خواندم و اوایل سال ۹۳ با پایان تحصیلات به ایران بازگشتم.

او با تاکید بر اینکه از روز اول می‌دانسته که می‌خواهد به وطن بازگردد، گفت: همزمان کار می‌کردم و درس هم می‌خواندم. دوست داشتم تجربه کار در خارج از کشور را داشته باشم. با صحبت‌هایی که در این برنامه یا برنامه‌های مشابه انجام می‌گیرد هیچ کس تصمیم خود را تغییر نمی‌دهد و داستان من تنها تجربه خودم است که بازگو می‌کنم. جامعه ایرانی و به طور کلی جامعه شرقی جامعه وابسته به خانواده است و خانواده در این جامعه نقش بالایی دارد. من در سوییس یک وکیل خارجی بودم که انگلیسی بلد بود و دکتری داشت، در آنجا شخصی با مولفه‌های من یک آدم معمولی است، اما همین آدم در مملکت خودش در یک جایگاه خوب می‌تواند فعالیت کند.
رضوانیان ادامه داد: توصیه من برای بازگشت یک توصیه عمومی است زیرا علیرغم تمام مشکلات اینجا وطن ماست. من ایران را بهتر می‌شناسم و اینجا بهتر و راحت‌تر زندگی می‌کنم. به عنوان کسی که در این سال‌ها افراد زیادی را دیده‌ام که رفتند و یا برای رفتن اقدام کرده‌اند می‌گویم کسی که در اینجا نتواند آرامش پیدا کند، نمی‌تواند در جای دیگر هم آرامش و خوشبختی داشته باشد.

فصل چهارم برنامه «هزار داستان» به تهیه‌کنندگی جواد فرحانی و کارگردانی مریم نوابی‌نژاد در ماه محرم و صفر ساعت 21 روی آنتن شبکه نسیم می‌رود و در ساعات 1 بامداد، 7 صبح، 13 بعدازظهر بازپخش می‌شود.

فیلم‌نت نیوز، رسانه به‌روز اخبار روز سینمای ایران و جهان را در کانال تلگرام فیلم‌نت نیوز دنبال کنید
0

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *