در یازدهمین قسمت از برنامه «هزار داستان» مطرح شد

فرشته‌های روی زمین

فرشته‌های روی زمین
یازدهمین قسمت از فصل چهارم «هزار داستان» با اجرای کمند امیرسلیمانی و با موضوع هانیه دختر ۱۴ ساله‌ای که برای نجات خواهر کوچکترش زیر آوار ماند ، پنج‌شنبه 29 شهریورماه روی آنتن شبکه نسیم رفت.

به گزارش فیلم‌نت نیوز، کمند امیرسلیمانی در ابتدای برنامه «هزار داستان» ضمن معرفی هانیه از او و پدرش دعوت کرد تا وارد استودیو شوند.

هانیه در ابتدا از علایقش یه خواهر و برادرش هدی و میلاد و پدر و مادرش گفت و روابط خوبی که با هم دارند گفت و در ادامه امیرسلیمانی از او خواست از روند روزمره زندگی‌شان در گذشته بگوید و هانیه در حالی که گریه امانش نمی‌داد چند کلامی درباره خانه کوچکشان و شرایط دلچسب و دوست‌داشتنی روزهایشان در روستا گفت.

او با اشاره به علاقه‌اش به درس خواندن گفت: دوست دارم درس بخوانم، دکتر شوم تا بتوانم به همه کمک کنم.

هانیه در ادامه در حالی که گریه می‌کرد زلزله کرمانشاه را تشریح کرد و گفت: 22 آبان بود، مادربزرگم به خانه ما آمده بود، ساعت از 9 گذشته بود که زمین لرزید. از خانه بیرون رفتیم چند دقیقه اوضاع آرام شد و به داخل خانه برگشتیم. حدود 20 دقیقه بعد دوباره زمین لرزید که این بار شدیدتر بود و همه فرار کردیم. مادرم در حیاط بود، دیوار روی حیاط روی پایش ریخت و آسیب دید. پدرم همراه با میلاد سعی کرد فرار کند. هدی خوابیده بود وقتی خواستم سمت در خروجی فرار کنم یادم افتاد که هدی خوابیده است. برگشتم هدی را برداشتم و به سمت در خروجی رفتیم که برق رفت و آوار روی سرمان ریخت.

پدر هانیه توضیح داد: دیوار اتاق پذیرایی روی پای من ریخته بود. صدای میلاد را می شنیدم. از او خواستم دیوار را از روی پایم بردارد اما زورش نمی‌رسید. به او گفتم که از همسایه‌ها کمک بگیرد و بعد همسایه‌ها امدند و ما را از زیر آوار بیرون کشیدند.

هانیه گفت: من فریاد می‌زدم و پدرم را صدا می‌زدم ولی او می‌گفت خودم هم زیر آوار گیر کرده‌ام.

پدر هانیه ادامه داد: مادرم که کنار پنجره بود سالم مانده بود اما بقیه افراد خانواده ما زخمی شدند. من و میلاد 25 روز در بیمارستان همدان بستری بودیم. همسرم هم دو ماه در بیمارستان بعثت بستری بود و قسمتی از پایش از بین رفته است.

امیرسلیمانی با اشاره به تجربه‌ای در چندی پیش در زلزله اردبیل داشته گفت: در آن شرایط آدم انقدر شوکه می‌شود که نمی‌داند چکار باید بکند. تو چطور در آن شرایط به فکر هدی افتادی و سراغ او رفتی؟

هانیه گفت: من هدی را خیلی دوست داشتم و می‌دانستم که مادرم هم بیرون از خانه است. هنگام فرار چشمم به هدی افتاد و او را نجات دادم.

پدر هدی توضیح داد: آجر توی سرم خورده بود و خون می آمد ولی وضعیت همسرم خیلی بد بود. با همسایه‌ها ماشینم را از زیر آوار بیرون کشیدم، همسرم را سوار ماشین کردم، حدود 100 کیلومتر رانندگی کردم و او را به بیمارستان اسلامشهر رساندم. هر کداممان را به یک بیمارستان منتقل کرده بودند و از هم بی خبر بودیم. تا اینکه هانیه زنگ زد و خبر داد که در بیمارستان طالقانی است. تا یک هفته از همسرم خبر نداشتم و یک هفته بعد تماس گرفتند و گفتند که به بیمارستان بعثت تهران منتقل شده است.

هانیه گفت: خیلی به یاد ندارم که در بیمارستان چه اتفاقی افتاد، خانم روانشناسی به نام خانم پروین در بیمارستان بود که خیلی وقتی دید من تنها هستم خیلی به من روحیه می‌داد و گفت نگران نباش من تنهایت نمی‌گذارم و کنارت هستم. اولین لحظه‌ای که بعد از عمل چشمم را باز کردم او بالای سرم بود. تیم پزشکان و روانشناسان بیمارستان خیلی سعی می‌کردند که به ما روحیه بدهند. یک روز یکی از دکترها به من گفت که آماده باش برای رفتن روی ویلچر که خیلی ناراحت شدم و خیلی گریه کردم اما یک حسی از ته دل همیشه به من می‌گفت که می‌توانم راه بروم. همه فکر می‌کردند که من دیگر نمی‌توانم راه بروم و فلج شده‌ام تا یک ماه خودم هم همین فکر را می‌کردم. وقتی پدرم به دیدنم آمد از او خواستم که از دکتر سعیدی که مرا عمل کرده بود بپرسد که شرایطم چگونه است.

پدر هانیه ادامه داد: دکتر سعیدی به من گفت مهره‌های کمر هانیه جابه‌جا شده اما عملش موفقیت‌آمیز بوده است. ما هیچ وسیله‌ای نداشتیم، بعد از مدتی شخص خیری به نام آقای شکری یک خانه در کرمانشاه با تمام لوازم در اختیار ما قرار دادند تا بتوانیم هانیه را مرتب به فیزیوتراپی ببریم.

هانیه در پایان بیان کرد: از خانواده شکری خیلی ممنونم برای ما سنگ تمام گذاشتند و نمی‌دانم با چه زبانی از آنها تشکر کنم. انگار ما الان جزو خانواده شکری شده‌ایم. یک ماه بعد کم کم توانستم پایم را حرکت دهم و به مرور قدرت به پاهایم برگشت. در حال حاضر خیلی اوضاع بهتری دارم و با عصا راه می‌روم.

دکتر سعیدی بروجنی سومین مهمان برنامه بود، کمند امیر سلیمانی پس از معرفی او گفت: فرشته‌هایی روی زمین و در کنار ما زندگی می‌کنند که شما قطعا یکی از آن فرشته‌ها هستید.

دکتر سعیدی درباره زلزله کرمانشاه و مواجهه‌اش با هانیه گفت: بعد از زلزله در بیمارستان با هانیه آشنا شدم. پاها و نخاع او آسیب شدید دیده بود. من بعد از عمل با پشتکاری که هانیه داشت خیلی امیدوار بودم که دوباره راه می‌تواند برود. بسیار خوشحال شدم وقتی اولین بار دیدم که هانیه راه می‌رود. بین مردم کرمانشاه همبستگی زیادی وجود دارد. هانیه به دلیل ایثار و فداکاری شاخص بوده و امیدوارم که در کتاب‌های درسی از کار بزرگ و فداکاری که داشته یاد شود.

او ادامه داد: یکی دیگر از این از آسیب‌دیدگان دختر ۱۶ساله‌ای به نام کوثر بود که صدمات شدیدی دیده بود. او هم درمان شد و الان راه می‌رود. پرستاران، پزشکان و افراد دیگر تلاش شبانه‌روزی برای کمک به زلزله‌زدگان داشتند.

کمند امیرسلیمانی گفت: من به نوبه خودم از شما بابت این همه فداکاری و عمل‌های رایگان و حتی بر عهده گرفتن خدمات درمانی زلزله‌زدگان تشکر می‌کنم. بین این حجم از اخبار بد وقتی افرادی مثل شما را می‌بینیم لذت می‌بریم.

دکتر سعیدی بیان کرد: ایثار و فداکاری یعنی از آرامش خود برای آرامش دیگران بگذریم. به‌جای سیاه‌نمایی باید انسانیت‌ها را نشان دهیم. در زلزله کرمانشاه دیدیم که مردم ایران چگونه رفتار کردند.

هانیه گفت: حدود ۳ ماه است که به تهران آمدیم. وزیر بهداشت را در کرمانشاه دیدم و من به نمایندگی از آسیب‌دیدگان زلزله با او صحبت کردم و بعد از ۱۰ روز وزیر بهداشت دستور داده بودند که به تهران منتقل شوم. تمامی این خدمات در کرمانشاه به صورت رایگان برایم انجام شد. اگر بتوانم دوست دارم پزشک شوم تا مانند این عزیزان خدمات انسانی به مردم کشورم ارائه دهم.

کمند امیرسلیمانی از میلاد و هدی اعضای دیگر خانواده دعوت کرد تا به جمع آنها اضافه شوند.

هانیه در پایان گفت: خوشحالم که خواهرم را سالم می‌بینم و شاهد بزرگ شدنش از نزدیک هستم. انسان اشرف مخلوفات است و باید قوی باشد هر اتفاقی که می‌افتد حکمت خداست و باید با صبر و پشتکار به راه ادامه داد.

فصل چهارم برنامه «هزار داستان» به تهیه‌کنندگی جواد فرحانی و کارگردانی مریم نوابی‌نژاد در ماه محرم و صفر ساعت 21 روی آنتن شبکه نسیم می‌رود و در ساعات 1 بامداد، 7 صبح، 13 بعدازظهر بازپخش می‌شود.

فیلم‌نت نیوز، رسانه به‌روز اخبار روز سینمای ایران و جهان را در کانال تلگرام فیلم‌نت نیوز دنبال کنید
0

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *