در بیست‌وهشمین قسمت از فصل چهارم «هزار داستان» مطرح شد

زنانی که شغلشان جمع‌آوری ضایعات و کارگری معدن است

زنانی که شغلشان جمع‌آوری ضایعات و کارگری معدن است
بیست و هشتمین قسمت از فصل چهارم «هزار داستان» با اجرای سیما تیرانداز و با موضوع زندگی دو بانوی ایرانی با سخت‌ترین شغل‌های دنیا خواهد بود، شب گذشته (دوشنبه 14 آبان‌ماه) روی آنتن شبکه نسیم رفت.

به گزارش فیلم‌نت نیوز، در ابتدای این قسمت از برنامه «هزار داستان» سیما تیرانداز مجری ضمن دعوت از مهمان برنامه گفت: من هم مثل شما چیز زیادی از زندگی این زن نمی‌دانم. فقط می‌دانم که نام او ناهید صدقلو متولد سال ۷۰ در شهر زنجان است. او تحصیل را رها کرده و فرار می‌کند؛ از کجا؟ من هم نمی‌دانم. می‌گویند قصه او طول زیادی ندارد اما عرض زیادی دارد.

پس از آن ناهید صدقلو درباره زندگی‌اش گفت: در خانه ما همیشه درگیری وجود داشت و پدرم مادرم را آزار می‌داد. من تحصیلاتم را تا سوم راهنمایی ادامه دادم چون شرایط ادامه تحصیل را نداشتم و به دلیل مشغله فکری و دغدغه خانوادگی به ادامه تحصیل علاقه‌مند نبودم.

او ادامه داد: حدود ۱۷ سالم بود که با پسری آشنا شدم و فرار کردیم چون خانواده او سطح بالاتری داشتند و پدر و مادرش مخالف بودند. حاصل زندگی ما یک پسر شش ساله بنام امیرحسین و یک دختر 3 ساله به نام یاسمین است. دخترم ۵ ماهه بود که جدا شدیم. پدر و مادر همسر سابقم به او گفتند یا باید ما را انتخاب کنی یا همسرت را و به دلیل اینکه همسرم کاری نداشت و خرج زندگی را پدرش می‌داد مجبور به طلاق شدیم. همسرم معتاد بود و من زمان ازدواج نمی‌دانستم اما بعد فهمیدم به مصرف شیشه اعتیاد دارد.

ناهید صدقلو ادامه داد: حدود ۸ سال باهم زندگی کردیم که ۵ سالش را در خانه مادر من بودیم. همسرم دست بزن نداشت ولی پدر و مادرش با من خیلی بدرفتاری می‌کردند. حضور من باعث کسر شأن آنها بود.

او درباره زندگی بعد از طلاقش گفت: با چرخ و گونی ضایعات جمع می‌کنم. البته در خانه‌های مردم و در تالارها هم کار می‌کنم.

سیما تیرانداز در کمال تعجب از ناهید سوال کرد که چطور با چادر و پای پیاده در شهرستانی مثل زنجان ضایعات جمع می‌کنی؟

ناهید در جواب گفت: من هم علاقه‌ای به این کار و کارگری ندارم اما دخترم پیش من زندگی می‌کند و زندگی خرج دارد و باید برای رفاه نسبی او هر کاری انجام دهم. اکثرا وقتی ضایعات جمع می‌کنم گریه می‌کنم. خیلی‌ها مسخره‌ام کردند اما بیشتر مردم تحسینم می‌کنند که چقدر غیرت داری.

ناهید درباره زندگی کنونی خود گفت: من به همراه مادرم، دخترم و پسرخاله شش ساله‌ام در کنار هم زندگی می‌کنیم. پسرخاله‌ام کسی را ندارد و پیش من زندگی می‌کند خدا روزی او را هم می‌رساند. پسرخاله شش ساله‌ام در جمع کردن ضایعات کمکم می‌کند. خدا همیشه کمکم کرده که روزی حلال داشته باشم و به راه‌های کج کشیده نشوم. شب‌ها فقط برای خواب به خانه برمی‌گردم و دخترم را خیلی کم می‌بینم. من هم دوست ندارم ضایعات جمع کنم، من هم آبرو دارم، من هم دوست دارم که زندگی خوبی داشته باشم.

او ادامه داد: بیش از همه برای دوری از پسرم گریه کردم. بارها اتفاق افتاده که ضایعاتم را دزدیده‌اند و من نتوانستم کاری کنم. البته آدم‌های خوبی هم هستند و مردم هم کمک می‌کنند. درآمدم خیلی کم است و  حتی در روزهای مریضی هم کار کردم.

سیما تیرانداز با تحسین ناهید گفت: واقعا آفرین به تو و غیرتت که با توکل به خدا و همت خودت خرج زندگی را درمی‌آوری. من به شخصه کار تو را تحسین می‌کنم، غیرتت مثال زدنی است. دوست دارم بغلت کنم و به تو دست مریزاد بگویم.

سیما تیرانداز هزار داستان

در ادامه سیما تیرانداز درباره دومین مهمان برنامه گفت: قصه دوم «هزار داستان» امشب باز هم در مورد یک زن و مادر است. زنی به نام‌ عصمت که در توابع نائین اصفهان به دنیا آمده است. او ۵ برادر و ۳ خواهر داشته و به دلیل مشکلات اقتصادی مجبور به کار در معدن و در کنار پدرش می‌شود. او ازدواج کرده و حاصل ازدواجش ۶ فرزند است. شوهرش هم کارگر معدن بوده که مبتلا به بیماری سل می‌شود، او می‌ماند و خرج ۶ فرزند و همسر مریضش. بقیه قصه را خود عصمت خانم برای ما تعریف خواهد کرد.

عصمت به همراه دخترش مهوش در برنامه حضور پیدا کردند و در پاسخ به این پرسش که چند سال دارد گفت: ۸۸ سال دارم اما مثل ۱۲۰ساله‌ها هستم. ۹ ساله بودم که در معدن شروع به کار کردم. پس از مدتی با همسرم ازدواج کردم. رفتم سر جوب سفره سمنو بشورم که مرا دید و دنبالم راه افتاد و گفت که تو را می‌خواهم. ۹ سال داشتم که عقد کردیم و دو سال بعد هم ازدواج کردیم. همسرم هم ۱۲ سال داشت که با من ازدواج کرد. از نظر من خیلی خوشتیپ بود و من هم عاشق او شدم مهریه‌ام ۸۵ تومان بود.

او ادامه داد: همسرم را خیلی دوست داشتم و طاقت دوری از او را نداشتم و به همین دلیل با او در کار معدن همراه شدم. سال‌های زیادی با او در معدن کار کردیم تا اینکه همسرم بیمار شد. همسرم ۵ سال در تهران بستری بود و بعد فوت شد. هیچ سوادی ندارم چون هیچ امکاناتی برای تحصیل نداشتم اما بچه‌هایم را مجبور به ادامه تحصیل کردم. همه بچه‌هایم تحصیل کرده‌اند و شغل مناسبی دارندالبته فرزند ارشدم که پسر بود در اثر تصادف فوت شده است.

عصمت در ادامه گفت: ۴۵ سال است که همسرم فوت کرده، آن زمان‌ خواستگار داشتم اما دوست نداشتم ازدواج کنم. از خدا کمک خواستم که زیر زحمت بمیرم اما زیر خفت نباشم. بعد از فوت همسرم شروع به کار کردم و هنوز هم دارم کار می‌کنم. پسر کوچکم هنوز به سن مدرسه هم نرسیده بود که پدرش فوت کرد. زندگی را خیلی سخت گذراندیم اما شکرخدا همه بچه‌هایم به سر و سامان رسیدند. همیشه در تنهایی‌ها گریه کردم اما به بچه‌هایم چیزی نگفتم.

او اضافه کرد: ۲۲ سال در معدن کار کردم، واقعا کار سختی بود. هیچگاه از فرزندانم کمک نخواستم و فقط دوست داشتم زندگی خوبی برای خودشان داشته باشند.

تیرانداز در پایان گفت: وقتی داستان عصمت خانم و ناهید را شنیدم خدا را شکر کردم که مرا زن آفریده است. عصمت خانم و ناهید واقعا نمونه یک زن پرتلاش و با ایمان هستند. افتخار می‌کنم به شما زنانی که با همت و تلاش نان‌آور حلال خانواده‌هایتان هستید، خدا به همه شما  قوت دهد.

فصل چهارم برنامه «هزار داستان» به تهیه‌کنندگی جواد فرحانی و کارگردانی مریم نوابی‌نژاد تا 25 آبان ماه هر شب ساعت 21 روی آنتن شبکه نسیم می‌رود و در ساعات 5 صبح، 9 صبح، 15 بعدازظهر بازپخش می‌شود.

فیلم‌نت نیوز، رسانه به‌روز اخبار روز سینمای ایران و جهان را در کانال تلگرام فیلم‌نت نیوز دنبال کنید
0

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *