در چهاردهمین قسمت از برنامه «هزار داستان» مطرح شد

حال خوب با باز کردن گره از زندگی دیگران

حال خوب با باز کردن گره از زندگی دیگران
چهاردهمین قسمت از فصل چهارم «هزار داستان» با اجرای حمیدرضا پگاه و با موضوع زن و شوهری است که کارهای متفاوت و عجیبی می‌کنند، یکشنبه 1 مهرماه روی آنتن شبکه نسیم رفت.

به گزارش فیلم‌نت نیوز، حمیدرضا پگاه در معرفی مهمان این قسمت از برنامه «هزار داستان» گفت: داستان امشب در مورد شخصی بنام حامد حیدری است او متولد یکم تیر سال ۶۸ است و در یک خانواده سنتی متولد شده، حامد آخرین پسر خانواده است و لیسانس مکانیک دارد.

حامد حیدری با دعوت پگاه وارد استودیو شد و درباره کودکی‌اش گفت: در دوران کودکی خیلی شیطنت داشتم و پدر و مادرم را خیلی اذیت کردم. شیطنت تمام برادرهایم در من جمع شده بود.  مادرم بی‌نهایت آدم صبوری بود و مرا تحمل کرد تا بزرگ شدم. در خانواده ما تنبیه فیزیکی نداشتیم  فقط مادرم گاهی اوقات با من قهر می‌کرد که چرا کارهای خطرناک انجام می‌دهی. خیلی بیش فعال بودم و آرام و قرار نداشتم.

او ادامه داد: دوران تحصیل خیلی معلم‌هایم را اذیت می‌کردم. الان یازده سال است که خودم معلمم و برخی از دانش‌آموزانم واقعا مرا اذیت می‌کنند. از دوران مدرسه با بچه‌ها نذری می‌دادیم  و هیات عزاداری داشتیم. در مدرسه فعالیت مذهبی زیاد داشتم. بارها ضامن چند نفر شدم برای وام ولی آنها اقساطشان را پرداخت نکرده‌اند، ناراحت شدم اما همیشه با صبر و شفقت نگاه کردم.

حیدری اظهار کرد: این نگاه از سال‌های آخر دانشگاه و حضور در اردوهای جهادی در من شکل گرفت. دوست در سرنوشت هر انسانی تاثیر بسزایی دارد. من در کنار دوستانی در دانشگاه بودم که نگاه انسانی به دنیا داشتند. از سال ۸۶ خودم درآمد داشتم و بیشتر به خودم متکی بودم.

او افزود: من با شخصیت و افکار امام موسی صدر آشنا شدم. نگاهی که امام موسی صدر به زندگی داشت برایم جالب بود و اینکه زیباترین آرمان‌ها در دیدگاه‌های او دیده می‌شود. وقتی از دانشگاه فارغ‌التحصیل شدم وارد حوزه شدم. تحت تاثیر امام موسی صدر این تصمیم را گرفتم و فکر کردم ورود به حوزه و بودن در لباس روحانیت فرصت‌های بیشتری برای خدمت‌رسانی به مردم به من می‌دهد.

حیدری اضافه کرد: ۴ سال در سیستان و بلوچستان و مرز کرمان کار جهادی برای ساخت مدرسه و مسجد انجام دادم. خیلی از این مناطق محروم حتی امکانات اولیه زندگی را نداشتند. هیچ‌گاه خنده‌ها و خوشحالی کودکان محروم را از یاد نمی‌برم. کارهای فرهنگی از جمله تئاتر و نمایش‌های عروسکی زیادی در این مناطق انجام دادم. وقتی بین مردم نیازمند قرار می‌گیرم و لبخند آنها را می‌بینم حسی دارم که وصف‌نشدنی است. دعای خیری که بدرقه راه ماست به ما آرامش می‌دهد. دامنه نذورات در کشور ما خیلی کم شده و همه فکر می‌کنند نذروات فقط شام و ناهار است. یک روز در سال وقت گذاشتن برای محرومین قطعا به جایی برنمی‌خورد.

او اظهار کرد: هیچ‌گاه در این راه نا امید نشدم و فقط دعا می‌کنم و از خدا کمک می‌خواهم. افراد خیری بودند که مبالغ زیادی کمک کردند. اگر همکاری و همبستگی داشته باشیم کارهای بزرگی می‌توان انجام داد. شعار ما کار خیر آسان است. کاغذ باطله‌ها را جمع کردیم و برای یک عروس جهیزیه خریدیم.

حیدری ادامه داد: بارها شده که به ریاکاری محکوم شده‌ام و اینکه شوآف می‌کنم. این قضاوت‌ها کمی آزارم می‌دهد. شغل من معلمی است اما از هیچ کاری برای اردوهای جهادی دریغ نمی‌کنم. به نظر من یک دانش‌آموز علاوه بر آموختن علم باید روحش هم پرورش پیدا کند. عزت نفس افرادی که به آنها کمک می‌شود ارزش بالایی دارد. به همین خاطر دوست دارم همه مردم در کار خیر شرکت داشته باشند.

حامد حیدری هزار داستان حمیدرضا پگاه

در ادامه خانم جنیدی همسر حیدری در مورد مراسم عقدشان گفت: به پیشنهاد همسرم تصمیم گرفتیم مراسم عقدمان را مدرسه‌ای که باهم آشنا شدیم برگزار کنیم.  امکانات باعث خوشحالی و شادی نمی‌شود و در کنار هم بودن بیشتر به من آرامش می‌دهد. من در دانشگاه به گروه جهادی علاقه‌مند شدم چون با شاد کردن دیگران شاد می‌شوم.

او ادامه داد: در خانواده ما روحانی وجود نداشت و اینکه یک روحانی به من پیشنهاد ازدواج داده بود برایم عجیب بود. همسرم یک انسان اجتماعی و هنرمند خوشنویس است. هیچ‌وقت نظراتش را به من تحمیل نکرده و همیشه به عقایدم احترام گذاشته است. اوایل خیلی سخت بود و حرف‌های دیگران قابل تحمل نبود اما به مرور این تابو شکسته شد.

حیدری ضمن بیان اینکه بیشتر صحبت‌هایش با همسرش در رابطه با کارهای خیرخواهانه است، در مورد روز عقدش گفت: روز عقدمان یکی از بهترین روزهای عمر من بوده است. در شروع زندگی مشترک دعای خیر این بچه‌ها همراه ما بود. مراسم در ماه مبارک رمضان بود. شروع شکل‌گیری گروه جهادی ضحی از این مدرسه و بعد از مراسم عقد ما بود. دختران دهه هشتادی تمام این کارهای خیر را انجام می‌دهند. بچه‌ها هر ماه یک روز به عنوان نذر به اطراف تهران و یا روستاهای دورافتاده می‌روند و هر آنچه که بلدند به کودکان یاد می‌دهند.

او در ادامه برنامه لباس روحانیتش را به تن کرد و گفت: اولین باری که این لباس را بر تن کردم مادرم ۳ روز گریه می‌کرد و می‌گفت تو از پس احترام این لباس برنمی‌آیی، اما رفتار و کارهای من با پوشیدن لباس تفاوتی نکرد و حتی توفیق خدمت به مردم در من بیشتر شد.

حیدری ادامه داد: بعد از پوشیدن این لباس نگاه‌ها به من سنگین‌تر شد و وظایفم بیشتر شد. اگر کسی بخواهد از روحانیت کسب درآمد داشته باشد به بن بست خواهد رسید. از نظر من روحانیت شغل نیست.

او در ادامه اظهار کرد: در بورخورد با آدم ها اول باید به خود شخص نگاه کنیم و نظراتش را بدانیم‌، سپس در مورد او قضاوت کنیم‌. دسته‌بندی آدم‌ها و خط‌کشی‌ها درست نیست. خیلی رفتارها دیدم که ناراحت و دل‌شکسته شدم. خیلی از این رفتارهای برخورنده و ناراحت‌کننده در حضور همسرم بوده است. اگر کسی آستانه تحمل ندارد و از بالا به مردم نگاه می‌کند نباید لباس روحانیت را بر تن کند.

حیدری اظهار کرد: هر زمان که کاری برای نیازمندان نمی‌توانم انجام دهم گریه می‌کنم و از خدا طلب کمک می‌کنم. در یک منطقه محروم ۵۵۰ درخت کاشتیم. همیشه از لباس روحانیت در جهت خدمت به نیازمندان استفاده کرده‌ام. همیشه خودم را در کنار مردم می‌بینم.

جنیدی نیز بیان کرد: خوشبختی بعد از ازدواج برایم کاملا تغییر کرد، اکنون به جامعه‌ای که در کنارم خوشحال هستند خوشبختی می‌گویم.

حیدری در پایان برنامه گفت: هر قدر که می‌توانیم در راه خدا و برای آسایش بندگان او قدم برداریم. باز کردن گره از زندگی یک شخص می‌تواند حال خوب به انسان هدیه کند. هیچ‌گاه دوست ندارم کنار گود بنشینم و بی‌تفاوتی سراغم بیاید.

فصل چهارم برنامه «هزار داستان» به تهیه‌کنندگی جواد فرحانی و کارگردانی مریم نوابی‌نژاد در ماه محرم و صفر ساعت 21 روی آنتن شبکه نسیم می‌رود و در ساعات 1 بامداد، 7 صبح، 13 بعدازظهر بازپخش می‌شود.

فیلم‌نت نیوز، رسانه به‌روز اخبار روز سینمای ایران و جهان را در کانال تلگرام فیلم‌نت نیوز دنبال کنید
0

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *