گفتگو با مت دیمون،پیرامون فیلم The Martian

گفتگو با مت دیمون،پیرامون فیلم The Martian
مصاحبه با مت دیمون درباره ی نقطه نظراتش در مورد فیلم مریخی و البته تجربه ی همکاری و چیزهایی که از کارگردان بزرگی مثل ریدلی اسکات یاد گرفته است.

به گزارش فیلم نت، در مراسم گلدن گلوب 2016 ، مت دیمون( Matt Damon ) بعنوان بهترین بازیگر نقش اول در ژانر کمدی و موزیکال، معرفی شد. این موفقیت بخاطر حضور او در فیلم ” مریخی” به کارگردانی ریدلی اسکات (Ridley Scott )، حاصل شد.

در ادامه می توانید مصاحبه ای از مت دیمون را بخوانید که حول محور فیلم مریخی انجام شده است :

چه شد که سر از پروژه ی فیلم مریخی در آوردید؟

ابتدا قرار بود این فیلم توسط Drew Goddard کارگردانی شود. بنابراین من به دفتر او رفتم و صحبتهای ابتدایی را انجام دادیم. بعد از این جلسه واقعا از او خوشم آمد و تصمیم گرفتم که همکاری کنم. اما مدتی بعد پروژه ی جدید به او پیشنهاد شد و از آنجایی که عاشق فیلمهایی که از روی کتابهای کمیک ساخته می شوند بود، به سراغ آن پروژه رفت.اینجا بود که من تصور کردم که فیلم مریخی دیگر ساخته نخواهد شد و البته با این موضوع کنار آمدم.اما بعد از حدود یک سال و نیم یک روز ریدلی اسکات با من تماس گرفت.البته من قبل از این ماجرا هیچ برخوردی با او نداشتم و اصلا آشنا نبودم. من به سراغش رفتم و با هم حرف زدیم. اینبار همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد. اما نکته ای که من به ریدلی ( اسکات) گفتم این بود که: من به تازگی در فیلم میان ستاره ای بازی کرده ام و در این فیلم نقش فضانوردی را ایفا کرده ام که روی یک سیاره حضور دارد و معطل و بلاتکلیف مانده است. حالا تو از من می خواهی که اینبار نقش فضانوردی را بازی کنم که باز داخل یک سیاره گیر افتاده و باز هم تکلیف مشخصی ندارد. این به نظرم کمی عجیب است. اما ریدلی بعد از اینکه حرفهای من را شنید، معتقد بود که این دو فیلم کاملا متفاوتند و درون مایه ی فیلم مریخی، حتی بامزه و طنز خواهد بود و من هم واقعا نتوانستم به او نه بگویم.

آیا وقفه و استراحت یک سال و نیم شما بعد از فیلم میان ستاره ای تعمدی بود یا تصادفا این موضوع رخ داد؟

6 ماه اول تعمدی بود، چون من از نیویورک به لس آنجلس نقل مکان کرده بودم و دوست داشتم بیشتر کنار خانواده ام باشم. اما بعد از آن، پروژه ای هم نبود که دوست داشته باشم تا انجامش دهم.بسیاری از سوژه ها به سمت فیلمهای درامی پیش میرود که انگار به سمت مدیوم تلویزیون سرازیر شده اند  که جواب گرفتن در بسیار از این موضوعات اتفاقا بسیار کم ریسک و کم خطر هم هست.چند تا از این دست فیلمها می توانند به سراغ موضوعاتی بروند که من واقعا علاقه دارم؟ میدانید منظورم چیست؟ موضوعات اورجینال و دست اول کم شده اند.

آیا این به نظرتان ریسک نیست که ما فیلم سفر به مریخ را بسازیم با توجه به این که فیلمهای قبلی در این زمینه خیلی موفق نبوده اند؟

فکر نکنم آنقدر فیلم در این مورد ساخته شده باشد که بتوانیم بگوییم این موضوع تبدیل به یک ژانر سینمایی شده باشد.البته تا قبل از اینکه شما این مطلب را اشاره کنید، در موردش فکر نکرده بودم.اما میتوان خوشحال بود که ما زمانی این فیلم را ساخته ایم که چنین زمینه ای به وجود آمده.

به نظر شما چه چیزی فیلم مریخی را با سایر فیلمها متمایز می کند؟

به نظرم بزرگترین تفاوت و چالش در این فیلم این است که بیشتر این فیلم من بعنوان یک فضانورد تنها هستم که همه چیز بر عهده ی این شخص قرار گرفته و همه در طرف مقابل او قرار گرفته اند تا کمکش کنند که برگردد.اما نکته ی مهم دیگر این است که موضوع از روی سیاره ی مریخ شروع می شود و اینکه چرا این فضانورد به اینجا آمده و یا چه اتفاقی رخ داده ، زیاد اهمیت ندارد بلکه اهمیت این موضوع دوام آوردن او و تلاشهایی است که برای بازگرداندن او می شود.

چه قدر ریدلی اسکات در جایگاه کارگردان، شما را به عنوان بازیگر راهنمایی کرد؟

اسکات در مورد چگونگی انجام نقش با شما صحبت می کند. این کار او من را یاد همکاری با کارگردانانی مثل اسپیلبرگ یا سودربرگ می اندازد.یعنی وقتی شما از آنها سوالی می پرسید، آنها می گویند که نه، تو اینجا بعنوان عنصر اصل کاری حضور داری، خودت هر طور که میخواهی جلو برو. پس با این برخورد شما بعنوان بازیگر گم نمی شوید و می توانید خودتان تصمیم بگیرید و مشورت کنید.کار جالبی که ریدلی اسکات می کند این است که استوری برد را به شما می دهد و شما می توانید از روند کار بعنوان یک بازیگر با خبر شوید. یعنی شما میدانید که الان چه صحنه ای کار می شود و بعد از آن قرار است که چکار کنید و این کار شما را بسیار راحتتر خواهد کرد.بنابراین شما محیط کاری خودتان را می شناسید و در داخل این محیط اختیارات متنوعی دارید که هیچ خللی به کارتان وارد نمی کند.

آیا از نکات بامزه ای هم که در کتاب مریخی وجود داشته، در فیلم هم استفاده شده است؟

بسیار زیاد. بسیاری از مونولوگها، دقیقا برداشت شده از کتاب است.

آیا شما تحقیق علمی هم انجام دادید و آیا اصلا نیازی به این کار می دیدید؟

نه اصلا…شما  می توانید به اندازه ای این کار را انجام دهید که نقش شما برای بیننده باور پذیر شود. اگر این کار به درستی صورت بگیرد، قطعا بیننده هم شما را در آن نقش باور خواهد کرد.به نظر من این خیلی خوب است که یک بازیگر بداند که چه دارد می گوید. بسیاری اوقات بازیگرانی بوده اند که درباره ی آن چه که می گفتنه اند نظر درستی نداشته اند، پس کنار رفته اند. اینکه یک بازیگر به طور معمولی در مورد نقش خودش و اطلاعات لازم برای آن نقش بداند، کافی است.مثلا در مورد فیلم میان ستاره ای، نولان خودش زیاد در مورد حقایق فیزیکی که در این فیلم در موردشان صحبت می شد، اطلاعات نداشت اما در کنار خودش فیزیکدانانی را داشت که به او مشورتهای فوق العاده خوبی می دادند.

در انتها آیا ویزگی و یافته ی خاصی هست که از کارگردانهای بزرگی که با آنها کار کرده اید، یاد گرفته باشید و بخواهید با ما هم در میان بگذارید؟

بله. آنهایی که ما امروز بعنوان استاد فیلمسازی می شناسیم، به تمام نقطه نظرات اطرافیانشان احترام می گذارند و اتفاقا بسیار برای این نظرات مشتاق هستند و گوش می دهند. مثلا چند سال قبل کارگردان بزرگی مثل کلینت ایستوود به من گفت، چرا پیشنهاد خوبی را که به من می دهند، نپذیرم؟ به نظرم مهمترین نکته در یک کار مشارکتی این است، که اجازه دهیم دیگران هم مشارکت داشته باشند و نظر بدهند.چون در غیر این صورت دیکتاتوری خواهد بود و کارگردان مسئول تمام آنچه که در آخر کار روی پرده سینماها دیده می شود، است. مثلا ریدلی اسکات می توانست کار هنری دیگری انجام دهد، نقاشی کند یا هزاران کار دیگر، اما کارگردانی را انتخاب کرده، پس بایستی بپذیرد که باید عده ای را در کنار هم جمع کند و ضمن راهنمایی آنها از نظراتشان استفاده کند و در نهایت باید بپذیرد که مسئولیت فیلمی که مردم خواهند دید بر عهده ی اوست.

 

فیلم‌نت نیوز، رسانه به‌روز اخبار روز سینمای ایران و جهان را در کانال تلگرام فیلم‌نت نیوز دنبال کنید
0

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *