ستاره اسکندری در مراسم تشییع زنده‌یاد یدالله صمدی:

آن روزها رفتند، آن روزها که هیچ‌کس خس و خاشاک نبود

آن روزها رفتند، آن روزها که هیچ‌کس خس و خاشاک نبود
مراسم تشییع زنده‌یاد یدالله صمدی کارگردان و نویسنده سینما و تلویزیون صبح امروز (جمعه ۶ مهرماه) با حضور تعداد زیادی از هنرمندان و مدیران سینمایی از مقابل ساختمان شماره یک خانه سینما برگزار شد.

به گزارش خبرنگار فیلم‌نت نیوز، در ابتدای این مراسم کامران ملکی که اجرای مراسم را را بر عهده داشت گفت: «همه اجزای این خانه تا ابد دلتنگ خواهد بود؛ دلتنگ مهربانی و عطوفت مدیری که یکی از دوران خوب این خانه را رقم زد. سینمای ایران یکی از همراهان شریف و نجیب خود را از دست داد. مردم میهنمان همواره در هر لبخند، یدالله صمدی را به یاد خواهند داشت چراکه «معجزه خنده» را به آنها هدیه کرده بود. خانه سینما امروز یکی از بهترین مدیرانش را از دست داد و این ساختمان همیشه سوگوار او خواهد بود.»

او در ادامه اعلام کرد: «پیش‌بینی حجم جمعیت و اضافه شدن دوستان قدری برنامه‌ها را جا به جا کرده و برای اینکه نماز باشکوهی داشته باشیم ابتدا نماز را بر پیکر زنده‌یاد یدالله صمدی می خوانیم و پس از آن مراسم را برگزار خواهیم کرد.»

پس از اقامه نماز توسط حجت‌الاسلام دعایی، یک قطعه موسیقی آذری اجرا شد.

پس از آن ستاره اسکندری سوگنامه‌ای را خواند که در آن به آثار زنده‌یاد یدالله صمدی اشاره شده بود. در بخشی از این سوگنامه آمده بود: «آن روزها رفتند، آن روزها که ما خنده‌ها و بغض‌هایمان را با هم تقسیم می‌کردیم. آن روزها رفتند، آن روزها که با «اتوبوس» شما در «ایستگاه» پیاده می‌شدیم و در «آپارتمان شماره 13» باز بود و نور دوستی رد می‌شد از پشت پرده‌های توری آن خانه که گویی خانه همه‌مان بود. آن روزها رفتند، آن روزها که هنوز در شتاب‌زدگی روزگار در این هیاهوی خاکستری «معجزه خنده» گم نشده بود. بانوی ما «سارای» بود که عاشق بود و برای عشق جان می‌داد و تکیه‌مان بر مردی بود که زیاد می‌دانست. آن روزها رفتند، آن روزهای افسانه‌ای «دمرل»، آن روزها که خاک، خاک بود و هیچ کس خس و خاشاک نبود و «ساوالان» بر جای می‌ماند استوار با غیرت مردانش. آن روزها مثل نباتاتی که در خورشید می‌پوسند در تابش خورشید پوسیدند و گم شدند آن کوچه‌های گیج از عطر اقاقیا در ازدحام خیابان بی‌بازگشت. این روزها همه ما تنها شدیم، تنها. شما چرا چشمانتان به در ماند به انتظار بیداری؟ مگر نمی‌دانستید این روزگار تاریخ را می‌شوید؟ همه چیز در مجاز گم می‌شود، نسیان قاعده شده، حساب و کتاب‌ها جایگزین اندیشه و مهر است، «شهرآشوب» شده، هیچ کس با هیچ کس سخن نمی‌گوید، شما چرا به انتظار ماندید؟ شما خسته، دلشکسته، چشمانتان را می‌بندید، «شوق پرواز» شما را در بر می‌گیرد، «پدر آن دیگری» را تاب نمی‌آورید و پر می‌کشید به دل آسمان. آرمند می‌داند که بابایی رفته پیش خدا و بنفشه و سعید سنگین‌بار می‌شوند. این سینما با نبودنتان خالی‌تر می‌شود، شما اما پر می‌کشید به دل آسمان و نمی‌بینید که ما برای چیدن «هفت‌سین» چقدر تنها مانده‌ایم.»

در ادامه سیروس الوند پس از قرائت چند بیتی از حافظ بیان کرد: «امسال سال شوم و غریبی است. از چند ماه گذشته هنرمندان زیادی از بین ما پر کشیدند و حالا یکی از میوه‌های شیرین دهه ۶۰ از بین ما رفتند. ما چند نفری بودیم که از قبل انقلاب در سینما حضور داشتیم و بود و نبودمان محل تردید بود. سینمای ایران تحت حمایت آقایان انوار و بهشتی به راه افتاد که دو جلوه به یاد ماندنی آن دوره مرحوم محمدرضا اعلامی با فیلم «نقطه ضعف» و یدلله صمدی با «مردی که زیاد می دانست» بودند.»

او ادامه داد: «یدالله صمدی دستیار استاد نصرت کریمی بود که از او زیاد آموخت. اولین فیلمش «مردی که زیاد می‌دانست» را ساخت که در سال اول جایزه گرفت. فیلم «اتوبوس» فیلمی نو بود که باعث شکوفایی او شد. او رگه طنز را در فیلم‌هایش داشت و فیلمسازی بود که ادا نداشت؛ نه روشنفکری و نه حزب‌اللهی. او وقتی رییس کانون کارگردانان شد خیلی از بچه‌ها را صاحب خانه کرد. او جلوی ما پیشکسوت‌ها شرم داشت و به ناصر تقوایی ارادت خاصی داشت.»

این کارگردان سینما با اشاره به آثار ساخته شده یدالله صمدی در منطقه آذربایجان گفت: «روزی به یکی از مسئولان سینمایی گفتم برای سینمای ملی باید سراغ فیلمسازانی مانند یدالله صمدی بروید که بومی می سازند زیرا فیلم های امثال ما در تهران و بی هویت است.»

پس از آن هنگامه قاضیانی در حالی که به سختی سخن می‌گفت، بیان کرد: خیلی چیزها آماده کرده بودم بگویم. من بعد از فوت پدرم تا این حد ناراحت نبودم و گریه نکردم. او برای من مثال یک پدر بود امان از جدایی و فراغ‌ها. آقای صمدی خوشحالم که شما 99 خصلت انسانی را برای ما زنده کردید. دوست داشتم حالا که آقای صمدی نیست از دردها و گلایه‌هایی بگویم که در روزهای ساخت «پدر آن دیگری» داشت، اما یاد حرف او می‌افتم که می‌گفت هنگامه در شانیت ما نیست که گلایه کنیم.»

او ادامه داد: «از مردم می‌خواهم اتحادمان را حفظ کنیم و متحدتر کنار هم باشیم، چون ما هیچ کس را جز خودمان نداریم.»

قاضیانی در پایان گفت: «آقای صمدی شما قصد رفتن داشتید چون خودتان این تصمیم را داشتید. امیدوارم در کنار هم باشیم و دختر و داماد آقای صمدی را تنها نگذاریم. آقای صمدی قلبتان رو می‌بوسم که پر از عشق و محبت بود.»

در ادامه محسن امیریوسفی رییس کانون کارگردانان هم در سخنان کوتاهی گفت: «به قول گلشیری بزرگ آنقدر عزا بر سرمان ریخته که فرصت زاری نداریم. مایلم در این فرصت کوتاه دو ویژگی مهم یدالله صمدی را یادآوری کنم؛ اول اینکه سینمای آقای صمدی هنوز هم یک الگو برای فیلم‌های امروز است، هنوز فرمول و راه حل است برای طنز سینمای ایران و ارتباط با مخاطب. ویژگی دیگر آقای صمدی فعالیت‌های صنفی او بود. خدماتی که در همین ساختمان و ساختمان قبلی خانه سینما طی ۳۰ سال گذشته داشتند، هیچ‌گاه از یاد اهالی خانه سینما نخواهد رفت. امیدوارم امانت‌دار خوبی برای کارهای صنفی او باشیم.»

پس از آن قطعه حیدربابا توسط یکی از عاشیق‌های آذربایجان اجرا شد.

در ادامه منوچهر شاهسواری مدیرعامل خانه سینما بیان کرد: «سوز و گدازی که در صدای این عاشق دلخسته ما بود، بازتاب آن چیزیست که در دل تک تک ماست. بغص‌های ما در سوگ مردی که سمبل شرف و صداقت بود به ما یادآوری می‌کند که می‌شود همدیکر را دوست داشت و به هم احترام گذاشت تا تلخی‌های روزگار غریبی را که در آن هستیم را فراموش کنیم.»

او ادامه داد: پاییز نیامده سینمای ایران برگ‌ریزان غریبی را تجربه کرد، برگ‌ریزانی که نوید بهار را به ما می‌دهد. یدالله صمدی برای همه ما رفاقت و دلبری کرد اما گاهی ما به رفاقت های او ارج نگذاشتیم. سال‌های سال در این فضا زحمت کشید و کار کرد بی اجر و منت و اگر امروز فرصتی دست داد که مراسم را در این خانه برگزار کنیم به احترام تمام قدم هایی است که در این خانه برای سینما برداشت.»

شاهسواری افزود: «چاره‌ای نیست مرگ می‌آید، چاره‌ای نیست زندگی هم هست. از پسر خوبم سعید کریمی باید تشکر کنم که چه جانانه در این‌مدت کنار یدی عزیز ما بود.»

او در پایان گفت: «یدی برای همه ما یک سنت باقی گذاشت که تا از خود عبور نکنیم به هیچ‌چیز نمی‌رسیم و من باور دارم که یدی از خودش عبور کرد و ما راهی جز دوست داشتن همدیگر برای پشت سر گذاشتن این روزگار غریب نداریم.»

بنفشه صمدی فرزند زنده یاد صمدی آخرین سخنران این مراسم بود. او با خطاب قرار دادن پدرش گفت: سلام بابا جانم، سلام پاره تن من. رفتی و ذهن زیبای خودتو با خودت بردی. رفتی پیش حضرت عشق و آنجا با عباس بابایی عاشقانه می‌سرایید. در دمرل گفتی زیباترین پدیده هستی مرگ  است. به من کمک کن این زیبایی را درک کنم تا این درد کمتر شود. ای کاش مرا انقدر وابسته خودت نمی‌کردی، با رفتنت انگار یک تکه از مرا با خودت بردی.»

او ادامه داد: «از روزی که رفتی همه برایت می‌نویسند نجیب‌ترین، درست‌ترین، با عزت‌ترین، مهربان‌ترین و شریف‌ترین مرد سینمای ایران رفت. من فرزند نجیب‌ترین، شریف تری و بامعرفت‌ترین مرد این سینما هستم، تمام عمرم به این افتخار کردم و وجودم از این افتخار لبریز است. تو چیزهایی به من یاد دادی که هر پدری قادر به یاد دادن آنها نیست. تو به من می‌گفتی تک جانپناه من از این یورش تگرگ نازلی بنفشه است؛ پس من چرا نتونستم جانپناهت باشم؟»

دختر زنده‌یاد صمدی اظهار کرد: «من و سعید برای نجات تو با هم عهد بسته بودیم، نگو عهد تو با کس دیگری است. پدر من برای سینمای ایران و خانه سینما خیلی زحمت کشید. او  ۸ سال تمام بدون دریافت ریالی دستمزد برای صنوف زحمت کشید. پدرم خیلی بخشنده بود، روز اول که رفت می‌خواستم از دلتنگی‌هاش بگویم اما این اجازه را به من نداد چون همیشه می‌گفت دریادل باش، بزرگ فکر کن، قدبلند فکر کن. او پر از عشق و انگیزه بود و هنوز امید داشت. می‌خواست برای آذربایجان فیلم بسازد، مشتی عباد بسازد.»

بنفشه صمدی در ادامه گفت: «از خیلی‌ها باید تشکر کنم که در روزهای سخت کنار ما بودند. اول از همه از همسرم که بیشتر از یک فرزند برای نجات پدرم تلاش کرد و پدرم بیشتر از یک پسر دوستش داشت. همه تکیه‌گاه و امیدش سعید کریمی بود و من تا عمر دارم مدیون او هستم. از رضا داودنزاد ممنونم که در روزهای سخت کنار ما بود، از منوچهر شاهسواری و از احساس امنیتی که به من داد و در روزهای سخت کنار ما بود و فقط به من گفت ما کنارت هستیم نگران نباش فقط به یدی بگو خوب شه.»

او افزود: «از خانواده آقای دری که فکر نمی‌کنم هیچ‌کس بتواند به اندازه آنها ما را درک کند ممنونم. خدا این‌ سناریو را برای ما نوشت که در آن روزهای سخت کنار هم باشیم و به هم امید و دلداری بدهیم. پدر تا آخر عمرم دلتنگتم و نمی‌توانم زحمت‌هایی که برایم کشیدی جبران کنم. در پایان می‌خواهم پدرم را به خاطر تمام سال‌هایی که به همه شما عشق داد، تشویق کنید.»

در پایان این مراسم گروه نوازندگان نیروی هوایی با نواختن مارش عزا بدرقه‌کنندگان زنده‌یاد یدالله صمدی را همراهی کردند.

محمدمهدی حیدریان رییس سازمان سینمایی، منوچهر شاهسواری مدیرعامل خانه سینما، علیرضا تابش مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی، علیرضا رضاداد، فخرالدین انوار، محمدمهدی عسگرپور، محمدرضا جعفری جلوه، کیانوش عیاری، حبیب ایل‌بیگی، فاطمه معتمدآریا، همایون اسعدیان، فرشته طائرپور، هنگامه قاضیانی، ستاره اسکندری، منیژه حکمت، ابوالحسن داوودی، محمدرضا هنرمند، فرهاد توحیدی، بهروز شعیبی، اسحاق خانزادی، هادی حجازی‌فر، هوشنگ گلمکانی، جواد طوسی، علیرضا شجاع نوری، مونا زندی، محسن امیریوسفی، مسعود فروتن، شهره سلطانی، بیژن میرباقری، محمد لقمانیان، رضا بنفشه‌خواه، دانش اقباشاوی، فخرالدین صدیق شریف، مصطفی کیایی، حبیب اسماعیلی، علی روئین‌تن، حشمت آرمیده، علیرضا داودنژاد، پرویز پورحسینی، سیروس الوند، رضا داودنژاد، جواد طوسی، مسعود جعفری جوزانی، مسعود نجفی، عباس محبوب، علیرضا تابش، حبیب رضایی، حبیب دهقان نسب، داریوش فرهنگ، علی قائم مقامی، سعید سعدی،  مهدی میامی، سیاوش چراغی‌پور و بسیاری از دیگر هنرمندان و سینماگران در این مراسم حضور داشتند.

فیلم‌نت نیوز، رسانه به‌روز اخبار روز سینمای ایران و جهان را در کانال تلگرام فیلم‌نت نیوز دنبال کنید
0

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *