یادداشت‌های یحیی نطنزی درباره‌ی جشنواره‌ی فیلم فجر - روز ششم

از دوست نداشتن «قاتل اهلی» نترسیم

از دوست نداشتن «قاتل اهلی» نترسیم
تا زماني كه در ارزيابي آثار نخبگانِ سابق همچنان تعارف داشته باشيم و همچنان براي شكست‌هاي پي در پي‌شان نوشابه باز كنيم نتيجه به چيزي جز نخبه‌كشي منتهي نمي‌شود.

فیلم‌نت نیوز؛ یحیی نطنزی: مدتی پیش با دوستی فرانسوی که دلبسته‌ی سینمای ایران بود در مورد کارگردان‌های سالخورده‌ ایرانی گپ می‌زدیم. درباره‌ی اینکه چرا در اینجا اکثر کارگردان‌های پرافتخار وقتی میان‌سالی را رد می‌کنند عملا از دست می‌روند و نه تنها نمی‌توانند فیلم به‌روزی بسازند و بلکه حتی در تکرار دستاورد‌های گذشته‌ی خودشان هم ناتوان می‌شوند. این دوست بی‌خبر از ساز و کار فرهنگی ایران و مناسبات سینمایی‌مان معتقد بود سینمای دنیا همیشه پر بوده از فیلمسازهای سالخورده‌ای که حتی اگر در آخرین سال‌های عمر تصمیم گرفته‌اند آثاری شخصی بسازند اما باز استانداردهایی را حفظ کرده‌اند و نتیجه را یا آبرومند از کار درآورده‌اند یا برای عده‌ای از طرفدارانشان تماشایی کرده‌اند. برایش عجیب بود که چرا این اتفاق در ایران نمی‌افتد و امثال مهرجویی و کیمیایی و حتی در مواردی بیضایی به حال و روزی افتاده‌اند که آثار متأخرشان دستمایه‌ی دست‌کم گرفتن سینمادوستان می‌شود و نه در جشنواره‌ها اعتباری به دست آورده‌اند و نه در اکران فروش بالایی کرده‌اند.

جوابم به این دوست کنجکاو توضیح ساز و کاری بود که باعث می‌شود این فیلمسازها در سینمای ایران بعد از رسیدن به موقعیتی تحسین‌برانگیز در آن متوقف شوند و دیگر برای به روز نگه داشتن خود تلاشی نکنند. در دورانی زندگی می‌کنیم که آدم‌ها با انتشار یک رمان یا ساخت یک فیلم می‌توانند با عنوان نویسنده‌های مشهور و یا فیلمسازی صاحب‌سبک شناخته شوند. چه برسد به سینماگرانی که در کارنامه‌شان دستاوردهای متعددی داشته‌اند و در مواقعی جریان‌ساز شده‌اند. هنرمند اگر احساس نکند همیشه باید خودش را ثابت کند و حرف جدیدی برای گرفتن یا تکنیک تازه‌ای برای عرض‌اندام داشته باشد، دیگر نیازی نمی‌بیند به خودش سخت بگیرد و با عرق‌ریزی روح اثری بیافریند که بوی خلاقیت و جسارت از آن به مشام می‌رسد. در ایران اما همه خیلی زود به استاد تبدیل می‌شوند و وقتی به این جایگاه رسیدند تا آخر عمر می‌توانند نان استادی‌شان را بخورند و همیشه یکی از بزرگان هنر و فرهنگ به حساب بیایند. فضای رسانه‌ای همیشه بستری پرآسیب بوده برای قوت‌گرفتن این جریان و میدان‌دادن به طرفدارانی که همیشه هوای استادهای محبوب‌شان را دارند و نمی‌گذارند کسی از گل نازک‌تر نثار آنها کند. در سینما و فرهنگ دنیا اما ساز و کار حرفه‌ای عرضه و تقاضا و وجود تهیه‌کنندگان و کارگزاران کاربلد هنرمندان را همیشه در در چارچوب‌‌هایی قرار می‌دهد که نهایت تلاش خود را برای رسیدن به نتیجه‌ی ایده‌ال انجام می‌دهند. در این مناسبات حرفه‌ای کسی هم با کسی تعارف ندارد و می‌تواند در کمال احترام خیلی صریح فیلم یک فیلمساز یا کتاب یک نویسنده با نقد‌های تند زیر سئوال برود. کافی است برخی از مصاحبه‌های بزرگانی مثل وودی آلن، کلینت ایستوود یا حتی مارتین اسکورسیزی را مرور کنیم تا ببینیم چطور حتی در سال‌های اخیر مجبور به کنارآمدن با سویه‌ی خشن صنعت سینما بوده‌اند.

به نظر می‌رسد  فضای هنری و رسانه‌ای ایران هنوز در مواجهه با هنرمند و نحوه‌ی تعامل و تربیت او به بلوغ نرسیده و به همین دلیل اکثر کسانی که به دلایلی موجه یا غیرموجه سال‌ها پیش توانسته‌اند اسم و رسمی برای خود به هم بزنند همچنان نان دستاوردهای گذشته‌شان را می‌خورند و خیال می‌کنند و دست به هر کاری بزنند شاخ غول را شکسته‌اند و شایسته‌ای تحسین‌ بی‌حد و حصرند. عطش رسانه‌ها برای سرک کشیدن به زندگی حرفه‌ای این افراد و شدت پرس و جو درباره‌ی کارهای جدیدشان ممکن است این توهم را پیش بیارود که هنرمند یا فیلمساز فرضی نابغه‌ای از آسمان هبوط کرده است که همچون یک کیمیاگر دست به هر چیزی بزند طلا می‌شود. مسعود کیمیایی در سال‌های اخیر دقیقا به همین سرنوشت دچار شده است و به دلیل همین فضای معیوب همیشه مرز نقد و توهین در مورد آثارش مخدوش شده است. دوست نداشتن یا حتی خندیدن به فیلم‌ها و دیالوگ‌های پیش‌پا‌افتاده‌ی او و برآشفته‌شدن از بی‌توجهی به منطق داستانی همیشه از سوی طرفدارانش حمل هم بر توهین به مقام شامخ استاد شده. کم‌اطلاعی این افراد از تاریخ سینما باعث می‌شوند متوجه نشوند در مواجهه‌ی مخاطب با فیلم‌ها همیشه خودِ سینما بیشتر از فیلمساز باید اهمیت داشته باشد. بی‌رحمی در ذات این هنر – صنعت نهفته است و اگر قرار باشد کار به مناسبات مرید و مرادی بکشد فیلمی مثل قاتل اهلی از نظر عده‌ای اثر جدیدی از استادی فرض می‌شود که لطف کرده و فیلمی جدیدی به کارنامه‌ی خود و تاریخ یسنمای ایران اضافه کرده‌اند. حتی اگر از نگاه حرفه‌ای این فیلم و فیلم‌های مشابهش چیزی جز تلاش‌های مذبوحانه برای فیلم ساختن به هر قیمتی محسوب نشوند. بی‌رحمی در نسبت هرمند و مخاطب در ذات این حرفه نهفته است و وقتی کسی حاضر می‌شود با ساخت فیلم یا خلق یک اثر هنری خودش را در مقام آزمون قرار دهد قاعدتا باید متوجه باشد که همیشه کسانی وجود دارند که شاید بیشتر و بهتر از او بتوانند با اثرش مواجه شوند و آسیب‌ها و ایرادهایش را به چشم بیاورند. تا زمانی که در ارزیابی آثار نخبگانِ سابق همچنان تعارف داشته باشیم و همچنان برای شکست‌های پی در پی‌شان نوشابه باز کنیم نتیجه به چیزی جز نخبه‌کشی منتهی نمی‌شود. نخبه‌کشی فقط در ممنوع  و محروم‌کردن هنرمندان از حقوق اولیه‌شان خلاصه نمی‌شود. گاهی باد کردن حبابی توخالی که آنها را احاطه کرده از هر عامل مخربی دیگری به آنها آسیب می‌زند و جایگاهی که قاعدتا با زحمت به دست آورده‌اند را به راحتی زیر سئوال می‌برد.

فیلم‌نت نیوز، رسانه به‌روز اخبار روز سینمای ایران و جهان را در کانال تلگرام فیلم‌نت نیوز دنبال کنید
0

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *