یادداشت‌های نیما حسنی‌نسب برای جشنواره‌ی فیلم فجر-۶

«بدون تاریخ،بدون امضا»؛بدون اصالت،بدون بداعت

«بدون تاریخ،بدون امضا»؛بدون اصالت،بدون بداعت
فیلم دوم وحید جلیلوند از نظر کارگردانی و اجرا از فیلم قبلی بهتر شده، اما باز هم حرف و مضمونِ پیش پا افتاده و سطحیِ فیلمِ قبلی را بازنویسی کرده است.

نیما حسنی نسب- فیلم‌نت نیوز؛ 

بدون تاریخ،بدون امضا؛ بدون اصالت، بدون بداعت

فیلم دوم وحید جلیلوند از نظر کارگردانی و اجرا از فیلم قبلی بهتر شده، اما باز هم حرف و مضمونِ پیش پا افتاده و سطحیِ فیلمِ قبلی را بازنویسی کرده است. این بار با قصه‌ای متمرکزتر و روایت منسجم‌تری طرفیم، ولی دُز تلخی و سیاهیِ تحمیلی و الصاقی آن حتی از چهارشنبه 11 اردیبهشت هم بیش‌تر است. انگار همه توش و توان و حواسِ سازندگان فیلم مصروفِ بالا بردن این تلخی بوده و به همین دلیل با فیلمی مواجه نیستیم که تلخی از درونش بجوشد و در عمقش رسوب کرده باشد. فیلم به تابلویی می‌ماند که عامدانه رنگ‌هایش حذف شده تا سیاه در آن غالب شود. این‌جور فیلم‌سازی در بهترین حالت هدفی جز پرتابِ مداومِ نظرگاه و «پیام» فیلم‌ساز به سمت تماشاگرش ندارد و فیلم‌ساز اگر چیزهایی هم از درام‌پردازی و کارگردانی می‌داند و به تجربه آموخته، فقط در این راه خرجش می‌کند. این هدف‌گذاری باعث کُندی و لَختی فیلم شده و دینامیک بودن و پویایی و حرکت را از آن گرفته است. فیلم فاقد زیرمتن و چندلایه‌‌گی و رمز و راز است و تماشایش چیزی برای کشف تماشاگر باقی نمی‌گذارد. همه چیز به شکلی رو و بسته‌بندی شده آماده عرضه است و چنین رویکردی طبعاً نتیجه‌ای جز سطحی‌بودن و گاهی شعارزدگی ندارد. شعارهایی که البته ادبیات بهتر و سنجیده‌تری دارد، ولی هنوز خبری از عمق و ظرافت در آن نیست. گزینه‌های فیلم برای پیشبرد درام و بسط و گسترش حوادث و تعلیق‌ها بداعت ندارد و تاثیرپذیری و گاهی تقلیدهای آشکارش از اصغر فرهادی – الگوی محبوب این روزهای سینمای ایران – اصالت را هم از فیلم دریغ کرده است. شباهت‌های فیلم با برخی کارهای فرهادی و مشخصاً «جدایی نادر از سیمین» فهرست بلندی است که از طرح کلی تا مسیر روایت و حتی تکرار برخی موقعیت‌ها و کاراکترها را شامل می‌شود. نقطه قوت فیلم بازی خوب نوید محمدزاده در نقشی‌ست که بسیار مستعد اغراق و شلوغ‌کاری و میدان‌داریِ بی‌جا بوده و محمدزاده به‌خوبی توانسته از پس اجرای متعادل و به‌اندازه‌ی آن بربیاید. زوج فقیر داستان به خاطر کیفیت کارِ بازیگرانش از زوج طبقه متوسط فیلم جلو می‌افتد، اما نگاه فیلم به مقوله فقر و اختلاف طبقاتی کماکان از واقعیت‌ و قابلیت‌های دراماتیکِ بالقوه‌ی آن عقب‌تر است.

 

ماه‌گرفتگی؛ پایان‌نامه 2

روایت رسمی و سفارشی دیگری از حوادث پس از انتخابات سال 88 که به‌رغم اهمیتش در تاریخ و فضای اجتماعی سیاسی هنوز پس از چند سال در سینمای ایران به شوخی گرفته می‌شود. فیلم کماکان در بندِ سطحی‌ترین نکات و حرف‌ها و شعارهای آن روزهاست و حتی در تکرار و یادآوری همان‌ها هم چنان اَلکَن و پُر غلط و آماتور است که حتی دلیل و فلسفه وجودی فیلم را هم زیر سوال می‌برد. ماه‌گرفتگی حتی در مقایسه با نمونه‌های ضعیف قبلی هم هیچ امتیازی نمی‌گیرد و از تصویرسازی ساده‌ی گوشه‌ای از فضا و حال و هوای خیابان‌های شهر در آن روزها هم عاجز است. در غیاب داستان و آدم‌های فاقد شناسنامه و بی‌هویت، ابتدایی‌ترین تیپ‌های متصور از طرفین درگیر ماجرا گاه و بی‌گاه جلوی دوربین ظاهر می‌شوند تا حرف‌هایی بزنند که به نظر سازندگان فیلم مهم‌ترین دلیل و انگیزه ساخت ماه‌گرفتگی بوده است. این فیلم مطلقاً بی‌ارزش و سطح پایین اما می‌گوید انگیزه‌ها را باید جاهای دیگری جست‌وجو کرد. کسی از سرنوشت فیلم آشغال‌های دوست‌داشتنی خبری دارد؟

فیلم‌نت نیوز، رسانه به‌روز اخبار روز سینمای ایران و جهان را در کانال تلگرام فیلم‌نت نیوز دنبال کنید
0

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *