یادداشت‌های طنز روزانه‌ي احسان عمادی از کاخ جشنوراه- روز اول

یک ساعت تاخیر که چیزی نیست

یک ساعت تاخیر که چیزی نیست
در «کاخ جشنواره» لذتی هست که در «برج میلاد» نیست. آدم وقتی می‌گوید «کاخ»، حس می‌کند الان آقاهایی با فراک‌های بلند و کلاه‌های سیلندر بازو به بازوی خانم‌هایی با دامن‌های فنری چین‌چین و سرشانه‌های پف‌پفی -که البته طبعا همه‌شان با آن آقایان محرم هستند- دورش قدم می‌زنند و پیش‌خدمت‌های آراسته، سینی به دست بین مدعوین وول می‌خورند و هر لحظه ممکن است ازش بپرسند: «نوشیدنی‌ چی میل دارید قربان/ بانو؟» به خاطر همین کلاس و پرنسیپ هم، در این سلسله یادداشت‌ها ما صرفا درباره‌ی اتفاقات کاخ جشنواره با شما سخن می‌گوییم، نه برج میلاد.

روز اول کاخ جشنواره، روز کم‌وبیش بدون افت‌وخیزی بود. بله؛ نمایش فیلم اول با 45 دقیقه تأخیر شروع شد و این‌طوری، فیلم سأنس شش به 6:35 و سأنس 8:30 به 9:25 رسید و یحتمل وقتی تماشاچیانِ سأنس 11 شب از کاخ بیرون می‌آمدند، کله‌پاچه‌هایی آرام‌آرام دکان‌ها را باز می‌کردند و می‌شد یک دست آب‌گوشت با چشم و بناگوش مشتی زد و با معده‌ای پر از چربی و کلسترول، به رخت‌خواب رفت. مراسم فرش قرمز هم که گفته بودند امسال در کاخ خبری از آن نیست، باز هم چراغ‌خاموش و کج‌دار و مریز به‌راه بود و کارگردان و بازیگران و عوامل تولید، رژه‌ی مختصری روی رد کارپت رفتند و کمی برای عکاسان فیگور گرفتند و به این ترتیب، در به تعویق انداختن شروع سانس‌ها جد و جهدی تمام ورزیدند. ولی خب، برای ما که تا همین پارسال، «صف‌های کوره‌های آدم‌سوزی اردوگاه‌های آشوویتس» را در کاخ جشنواره به رأی‌العین می‌دیدیم، این‌قدر بی‌نظمی دیگر نمک جشنواره حساب می‌شود. همین که توی سالن‌ها جایی برای نشستن بود و مادری را نمی‌دیدی که کنار خودش، 11تا صندلی خالی برای خواهرشوهرها و زن‌برادرها جا گرفته باشد و برای دختر و پسر دل‌بندش، ساندویچ کتلت با خیارشور و سس هزارجزیره درست نمی‌کند، خودش جای شکر بسیار دارد.

«ایتالیا ایتالیا»ی کاوه‌ی صباغ‌زاده، با یک دقیقه سکوت به یاد یکی از دستیار کارگردان‌های تازه‌درگذشته آغاز شد. گفتند فیلم با تلاش دسته‌جمعی عده‌ای از دستیار کارگردان‌های سینمای ایران ساخته شده که مدت‌هاست پشت خط ساختن فیلم خودشان مانده‌اند و لذا جا دارد که به همین بهانه، خاطره‌ی آن عزیز از دست‌رفته را گرامی بداریم. خیلی هم خوب و پسندیده، فقط ای کاش وقتی چنین خواهشی را از ملت می‌کردند که همه روی صندلی‌هایشان جاگیر شده و نشسته باشند. به هر حال وقتی آدم توی هول و لاست که زودتر صندلی خالی‌ای برای نشستن گیر بیاورد و چشمش هم دودوی روی پرده را می‌زند که نکند یک‌وقتی فیلم شروع شود، زمان خیلی مناسبی برای سکوت نیست.

بیشتر از این‌ها واقعا خبر خاصی در کاخ نبود؛ کلا اگر یک آدم لوطی‌صفتِ بامرام و معرفتی پیدا شود و بین عالی‌جناب مسعود کیمیایی و پولادخان پسرشان از یک طرف، و استاد پرویز پرستویی و آقامنصور لشکری قوچانی تهیه‌کننده‌ی «قاتل اهلی»، «گل‌ریزون» کند تا هرچه زودتر روی ماه هم‌دیگر را ببوسند و کدورت‌ها و دل‌خوری‌ها را به آب روان بسپارند و به فرداهایی روشن‌تر بیندیشند، می‌شود امیدوار بود که جشنواره‌ی تر و تمیزی را شاهد باشیم. این وسط یک ساعت معطلی برای فیلم سر شب و کله‌پاچه خوردن بعد فیلم آخر شب، خدایی‌اش ارزش گفتن ندارد و از بی‌نمکیِ آدمی‌زاد است.

 

فیلم‌نت نیوز، رسانه به‌روز اخبار روز سینمای ایران و جهان را در کانال تلگرام فیلم‌نت نیوز دنبال کنید
0

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *