یادداشت‌های نیما حسنی‌نسب برای جشنواره‌ی فیلم فجر-۶

خوب بد جلف؛بی‌کیفیتِ سودمند

خوب بد جلف؛بی‌کیفیتِ سودمند
اولین محصول فیلم‌نامه/کارگردانی پیمان قاسم‌خانی کمدی راضی‌کننده‌ای نیست؛ نه جزو متن‌های خوب نویسنده است و نه امتیازی در کارگردانی دارد که توضیح بدهد چرا متن به فیلم‌ساز دیگری سپرده نشد.

فیلم‌نت نیوز؛ نیما حسنی نسب:

خوب بد جلف (پیمان قاسم‌خانی)، بی‌کیفیتِ سودمند

اولین محصول فیلم‌نامه/کارگردانی پیمان قاسم‌خانی کمدی راضی‌کننده‌ای نیست؛ نه جزو متن‌های خوب نویسنده است و نه امتیازی در کارگردانی دارد که توضیح بدهد چرا متن به فیلم‌ساز دیگری سپرده نشد. اگر نویسنده از نتیجه نوشته‌های قبلی‌اش روی پرده راضی نبوده، بعید است از حاصل کار خودش رضایت داشته باشد. داستان و روایت فیلم جذابیت و پیچیدگی ندارد و – برخلاف توقعی که از قاسم‌خانی داریم – لحظه‌ها و موقعیت‌ها و دیالوگ‌ها قرار است بخندانند که همین‌ها هم جز در چند مورد ناکام مانده است. زوج اصلی به کمک سابقه سریال پژمان می‌توانست پرداخت بهتری داشته باشد، اما گاهی حتی از ترکیب بامزه این دو در موقعیت‌های سریال هم عقب می‌افتد. اغلب شوخی‌های فیلم با فضا و روابط و اتفاق‌های پشت صحنه سینمای ایران کم‌مایه است و خیلی زود با شروع ماجرای پلیسی و تعقیب و گریزها فراموش می‌شود تا فیلم مشکل لحن و پراکندگی را هم به مشکلاتش اضافه کند. داستان پلیسی جنایی شروع خوبی دارد و توقع داریم به گسترش و پیچیدگی‌ و هجو برسد، ولی در ادامه معلوم می‌شود فقط برای نمایش بلاهت زوج اصلی و کنتراست بی‌ظرافت‌شان با پلیس جدی و وظیفه‌شناس و بَدمن‌های مشنگ کاربرد دارد. گره‌گشایی‌ها و نجات از مهلکه و جان به در بردن از حوادث مختلف با حماقت‌های دو کاراکتر اصلی و اتفاق‌های مسخره و تصادف‌های بی‌معنی می‌توانست نقطه قوت و سوژه اصلی شوخی‌های فیلم باشد، اما جز یکی دو مورد چندان بامزه و مبتکرانه از کار درنیامده است. سکانس‌های اضافی، کاراکترهای بلااستفاده و پایان‌بندی عجولانه را هم باید به فهرست ایرادهای فیلم اضافه کرد. حذف تعمدی شوخ‌طبعی حمید فرخ‌نژاد برای ایجاد کنتراست با زوج اصلی به نظرم بزرگ‌ترین اشتباهی‌ست که از هوش و تجربه و توانایی قاسم‌خانی بعید بود (اگر قرار است فرخ‌نژاد بامزه نباشد، کلی گزینه بهتر برای این نقش روی میز بود!) فیلم البته برای مخاطب قانع این روزها مفرح است و این تفریح بی‌ضرر به هدف و نقطه عزیمتش خواهد رسید و گیشه موفقی خواهد داشت. خوب بد جلف برای نویسنده چند کمدی خوب و پرفروش این سال‌ها اعتباری به همراه ندارد، لااقل امیدوارم سود زیادی داشته باشد. اسم فیلم انگار تقسیم‌بندی کیفیت شوخی‌هایش هم هست؛ اندکی شوخی خوب، مقادیری بد و چندتایی هم جلف!

آذر (محمد حمزه‌ای)؛ مثلث متناقض‌الاضلاع!

باز هم تکرار عذاب‌آور داستانی که این چند سال نمونه‌های مختلفش را در سینمای ایران دیده‌‌ایم. روایتِ بی‌کشش و کُند و بی‌هدف دیگری از قتلی ناخواسته و زندان و قصاص و پروسه جلب رضایت اولیای دم که این‌جا از ظرفیت‌ها و جذابیت‌های حداقلی آن هم خبری نیست؛ نه تنش و کُنش، نه پرداختِ شخصیت و روابط آدم‌های درگیر ماجرا و طبعاً نه پیچیدگی و عمق یا تحلیل اجتماعی که ساختن فیلم را توجیه کند. فیلم بیش‌ترین لطمه را از ناهماهنگی میان آدم‌های موثر در نوشتن و ساختنش خورده و ارتباط چندانی بین شروع، گسترش، تداوم و جمع‌بندی ماجراها وجود ندارد. «آذر» هم قرار است ملودرامی تلخ درباره قصاص باشد، هم فیلمی با محوریت یک زن که می‌خواهد قهرمانانه زندگی در حال نابودی‌اش را نجات بدهد، هم داستانی در باب تاثیر تعصب و کینه‌های سر باز کرده‌ی گذشته در وضعیت امروز آدم‌ها، هم نقدی بر جامعه مردسالاری که حُرمت زن در آن دستاویز مردان مختلف شده و هم حکایت دردسرهای زنی که ناچار است با موتورسیکلت فست فود درِ خانه‌ها ببرد. فیلم اما هیچ کدام از این‌ها نیست، چون گویا در روند تولید فیلم هر کسی ساز خودش را ‌زده و سعی کرده فیلم را به موضوع مورد علاقه خودش نزدیک کند. این کشمکش آشکار بین سه ضلع نویسنده/ کارگردان/ بازیگر، تهیه‌کننده حاصلش فیلمی متناقض و آشفته است که هدف هیچ‌کدام را هم حتی اندکی برآورده نمی‌کند و کشمکشی که باید در درام و میان کاراکترها اتفاق می‌افتاد، ظاهرا بیش‌تر در پشت صحنه جاری شده است! شاید موتورسواری زن در سینما موضوع جالبی باشد، البته به شرطی که روی پرده نمایش داده شود نه این‌که فقط در طول فیلم درباره‌اش حرف بزنند یا از تمرین‌های پیش تولیدش خبر بسازند؛ تمرین‌هایی که محصول روی پرده ناکامی و بی‌سرانجامی‌اش را اعلام می‌کند.

فیلم‌نت نیوز، رسانه به‌روز اخبار روز سینمای ایران و جهان را در کانال تلگرام فیلم‌نت نیوز دنبال کنید
0

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *