یادداشت‌های نیما حسنی‌نسب برای جشنواره‌ی فیلم فجر-3

وقتی به اشتباه فکر کنید فرمولِ فیلم‌سازهای موفق را پیدا کرده‌اید

وقتی به اشتباه فکر کنید فرمولِ فیلم‌سازهای موفق را پیدا کرده‌اید
وقتی به اشتباه فکر کنید فرمولِ فیلم‌سازهای موفق و فیلم‌های مقبول این سال‌ها را کشف کرده‌اید، نتیجه احتمالاً چیزی در حد و اندازه‌های تابستان داغ خواهد شد...

فیلم‌نت نیوز، نیما حسنی‌نسب: شماره 17 سهیلا : فیلمساز با یک ایده بکر و تر و تازه، با جسارت و هوشمندی در رفتن سراغ ایده‌ای که در ابتدا به نظر می‌رسد طرح و بسط و اجرایش از محدوده ظرفیت و دایره مضامین مرسوم و معمول و قابل طرح سینمای ایران فراتر است و سپس با اجرای به‌اندازه و حساب‌شده و با ظرافت، کار دشواری را به سرانجام رسانده است. فیلم انگار یک‌جور تمرین و طبع‌آزمایی دوطرفه است؛ هم برای سینماگری که دنبال کار با سوژه‌های جدید است و هم برای متولیان سینما که ببینند می‌شود درباره چنین سوژه‌هایی هم فیلم ساخت. حاصل کار تا همین‌جا امتیاز مهمی در کارنامه دو طرف ماجراست. ماجرا اما به همین‌جا ختم نشده و فیلم فقط قرار نیست نان موضوع و جسارت در سوژه‌یابی را بخورد و فیلم‌سازش هم سرخوش از گذراندن فیلم از لابیرنت مجوزهای رسمی بماند و فقط به این عبور خطیر و موفقش بنازد. فیلم کوشیده و کم  بیش موفق شده موضوعش را اجرا کند و همین فکرشدگی در اجرا مجوز عبور از لابیرنت‌ها را صادر کرده است؛ اجرایی به‌اندازه تلخ و شیرین، به قدر کفایت متمرکز و بی‌حاشیه و از همه مهم‌تر پایبند به جنس و الگویی از سینما که کارگردان دوستش دارد و تا حد قابل قبولی از پس اجرایش برمی‌آید. متکی بر نماهای بلند و پلان-سکانس‌هایی که به کمک فیلم‌برداری توانا و اهل خطر به سرانجام رسیده و فیلم‌نامه‌ای که آن‌قدر درست نوشته شده که در صحنه‌هایی حس بداهه و شکار لحظه و حتی مستند را به تماشاگر منتقل کند. در به بار نشستن چنین الگویی، بازی درجه‌یک زهرا داودنژاد از ستون‌های اصلی فیلم است؛ یک انتخاب درست و جسورانه که سهم مهمی در کیفیت و جذابیت فیلم دارد و شجاعت و ریسک بازیگر / کارگردان در این همراهی و همکاری در سینمای محافظه‌کار و نگرانِ این سال‌ها به برگ برنده فیلم تبدیل شده است. پتانسیل‌های موضوع و داستان و کاراکتر اصلی البته خیلی بیش‌تر از این است که در این 77 دقیقه می‌بینیم، اما پتانسیل ممیزی بعید می‌دانم بیش از این باشد! اگر دنبال حال و هوای تازه می‌گردید و مشتاقِ دیدن تجربه‌هایی متفاوت از اوضاع مرسوم و احوال تکراری این سال‌های سینمای ایران هستید، شماره 17 سهیلا یکی از این پیشنهادهاست.

تابستان داغ: وقتی به اشتباه فکر کنید فرمولِ فیلم‌سازهای موفق و فیلم‌های مقبول این سال‌ها را کشف کرده‌اید، نتیجه احتمالاً چیزی در حد و اندازه‌های تابستان داغ خواهد شد؛ ملغمه‌ای قابل شناسایی از اصغر فرهادی و سعید روستایی که قرار است شما را یاد هیچکاک هم بیندازد. فیلم‌نامه انگار براساس این پیش فرض نوشته شده که فلانی کار خاصی نکرده و می‌شود باز هم انجامش داد و فیلم جوری ساخته شده که انگار بهمانی هم همین‌طور! حاصلش اما بیش‌تر از این‌که به سود نویسنده و کارگردان تابستان داغ باشد، امتیاز دیگری برای فلانی و بهمانی‌ است. مجموعه‌ بازیگران فیلم هم همین نقش‌ها را قبل از این در همان کارها بهتر از این اجرا کرده‌اند و حالا تکرارش نه امتیازی برای خودشان است و نه اعتباری برای فیلم دارد و نه بداعت و کنجکاوی چندانی برای تماشا باقی می‌گذارد. فیلم به الگوهای امتحان پس‌داده‌ی تعلیق و گره‌افکنی و گره‌گشایی توجهی نمی‌کند و پیشنهاد جایگزینی هم ارائه نمی‌دهد تا معلوم شود وقتی توان عبور از فرمول‌ها را نداریم، اجرای درست‌شان بهترین و عاقلانه‌ترین راه ممکن است. نویسنده و کارگردان آن‌قدر در مواجهه با – و استفاده از – فاجعه‌ای که قرار است برگ برنده فیلم‌ باشد بلاتکلیف‌اند که به راحتی آن را هدر می‌دهد و به نقطه ضعف اصلی کار تبدیل می‌کنند. فیلمی که با خودش و عوامل و نام‌های معتبر و توانای پشت و جلوی دوربینش چنین می‌کند، نباید از منتقد و تماشاگر جدی هم توقع دیگری داشته باشد!

فیلم‌نت نیوز، رسانه به‌روز اخبار روز سینمای ایران و جهان را در کانال تلگرام فیلم‌نت نیوز دنبال کنید
0

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *