یادداشت‌های روزانه‌ی نیما حسنی‌نسب برای جشنواره‌ی فیلم فجر- 2

«خانه»؛ اصلا توقعش را نداشتیم!

«خانه»؛ اصلا توقعش را نداشتیم!
«خانه» شگفتی روز اول بود. بیش‌تر به این دلیل که اصلاً توقعش را نداشتیم. نه نام و سابقه همکار مطبوعاتی ما و نه بی‌سروصداییِ تولید در تبریز و با عوامل محلی امیدارکننده نبود، اما فیلم همه‌ی این پیش‌فرض‌ها را همان چند دقیقه اول کنار زد.

فیلم‌نت نیوز- نیما حسنی‌نسب:  خانه دیگری: فیلم ناکام و بیهوده‌ای‌ست، با مایه‌های متعدد اما به بار ننشسته و هدر رفته و سوخته، با فیلم‌نامه‌ای بلاتکلیف و غیر متمرکز میان ماجراهای بلاتکیف و غیر متمرکز. دو سه خط اصلی و فرعی را شروع می‌کند، کِش می‌دهد و وقت تلف می‌کند و وقتی هم به یک موقعیت نسبتاً جذاب (شک مرد به مرگ پدر شوهرش) می‌رسد، نمی‌داند با آن چه کند. نه وقتش را دارد و نه زمینه‌چینی درستی کرده تا بتواند از ایده‌اش طرفی ببندد و فیلم را از بطالت و تکرار و بی‌ظرافتی نجات دهد. آدم‌های قصه را زیاد می‌بینیم، ولی کم می‌شناسیم و هیچ‌کدام هیچ نکته‌ای برای کشف و جذب تماشاگر ندارند، چه در متن و چه موقع اجرا جلوی دوربین. مجموعه‌ای از بازی‌های معمولی برای شخصیت‌هایی معمولی در قاب‌های معمولی. فیلم نه خانه اصلی را درست تصویر کرده و نه خانه زوج اصلی را و طبیعی‌ست که نباید توقع داشته باشد وجود و حضور و ظهور بحران در هر کدام از این خانه‌ها یا مواجهه آدم‌های این خانه با آن دیگری توجهی جلب کند و وضعیت نمایشی بسازد.

ایتالیا ایتالیا:فیلم سرحال و گرم است، اما نامنسجم. موقعیت‌های جذاب به اندازه کافی دارد، اما مشکلاتی هم دارد که از این جذابیت کم کرده است. پراکنده و کمی شلوغ و گاهی آشفته می‌شود. فیلم‌نامه باهوش و فکر شده‌اش را گاه و بی‌گاه با درددل و گلایه و انتقاد صنفی به خطر می‌اندازد. فیلم‌ساز موقعیت خوب مرکزی و رابطه زوج اصلی را رها می‌کند تا به مشکلاتی برسد که سرِ راه ساخت فیلمش کشیده (کدام فیلم‌سازی برای فیلم اولش سختی نکشیده و مشکل نداشته؟). فیلم اول فرصتی‌ست برای نشان‌دادن توانایی سینمایی و نه توضیح دلایل توقف و تاخیرها و موانع و مشکلات. فیلم شخصی و حدیث نفس هم تعریف دیگری دارد که نمونه بزرگ و درخشانش را در فیلمی که پوسترش روی دیوار خانه زوج اصلی نصب شده، دیدیم. کاش فیلم همان‌قدر که در ادای دین به هامون (داریوش مهرجویی) خوب و جذاب و غیر کلیشه‌ای عمل می‌کند، در حدیث نفس گویی و ارجاع به خود هم کمی به هشت و نیم (فدریکو فلینی) دقت می‌کرد. فیلم طولانی‌ست و قابل ویرایش و کوتاه کردن. مهم‌ترین اقدامی که فیلم‌ساز باید برای نجات فیلمش بکندف دل کندن از حرف‌هایی‌ست که جایش در همان نامه‌های ژورنالیستی است و نه در دل فیلمی درباره زندگی یک زوج امروزی در شرایط امروزی. فیلم خوب بیش‌تر از این حرف‌ها می‌تواند نقد سیاست‌های ممانعتی را عیان کند. این فیلم می‌تواند از این بهتر باشد، مثل بازی حامد کمیلی که باید از این خیلی بهتر می‌بود. برگ برنده فیلم بازی درجه‌یک و چشم‌گیر سارا بهرامی‌ است و تدوین که حس و حال اغلب موقعیت‌ها و سکانس‌ها را رعایت کرده است. اِشکال در حضور بعضی از این سکانس‌هاست که اگر نبود (نباشد) با فیلم بهتری روبرو می‌شویم.

اِو (خانه): شگفتی روز اول، بیش‌تر به این دلیل که اصلاً توقعش را نداشتیم. نه نام و سابقه همکار مطبوعاتی ما و نه بی‌سروصداییِ تولید در تبریز و با عوامل محلی امیدارکننده نبود، اما فیلم همه این پیش‌فرض‌ها را همان چند دقیقه اول کنار زد. یک فیلم‌نامه خیلی کار شده و دقیق با دیالو‌گ‌نویسی درست و تداوم حساب‌شده و توئیستِ چشم‌گیر انتهایی که در اجرا نه تنها هدر نشده، بلکه اشکالاتش را هم قابل اغماض کرده است. با یک مجموعه بازی‌های فوق‌العاده از بازیگران یا نابازیگران آذری زبانی که در اولین حضورشان مقابل دوربین سینما پتانسیل‌های دیده‌نشده و استعدادهای به چشم نیاده بیرون پایتخت را به رخ می‌کشند. اجرای بسیار دشوار فیلم برای تجربه سینمایی وال، احتمالا حاصل تمرین‌های بسیار است و همراهی بیش از ده کاراکتر اصلی و چندین آدم فرعی در میزانسن‌های طولانی و پلان سکانس‌های دشوار فیلم آن‌قدر خوب و قانع‌کننده هست که معلوم کند فیلم‌ساز سینمای این سال‌ها و موج‌های تازه‌ای که از دگما به این طرف با دیجیتال به سینما آمد دیده و فهمیده و به کار گرفته است. نکات و جزئیات فیلم بیش از این‌هاست، اما عجالتاً هنوز مهم‌ترین نکته همان شگفتی‌ست که از بی‌خبری ما و سابقه فیلم‌ساز و تولیدش برآمده است.

آزاد به قید شرط: سقوط کارگردان فیلم روز روشن. یک تله فیلم ضعیف و مغشوش و بیهوده با کلی داستان و ماجرای اصلی و فرعی که یا اصلا شروع نمی‌شود یا همان ابتدا رها می‌شود یا به بدترین شکلی جمع می‌شود. فیلم آن‌قدر آرام و کش‌دار و بی‌دلیل جلو می‌رود که انگار این قسمت اول یکی از سریال‌های اب بسته شده تلویزیونی‌ست و نه یک فیلم که صد دقیقه فرصت دارد. همه چیز فیلم سردستی و ابتدایی فکر و اجرا شده و هنوز از هر کدام از پلات‌هایی که در فیلم هست می‌شود یک فیلم سینمایی مستقل ساخت، البته نه به شیوه این فیلم. خنده و کف‌زدن‌های اعتراضی جشنواره‌ای همان روز اول با این فیلم کلید خورد.تازه شانس آورد که فیلم آخر شب بود و تماشاگران سر حال نبودند!

فیلم‌نت نیوز، رسانه به‌روز اخبار روز سینمای ایران و جهان را در کانال تلگرام فیلم‌نت نیوز دنبال کنید
0

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *