یادداشت‌های طنز روزانه‌ي احسان عمادی از کاخ جشنواره- روز سوم

فرانک، مگی، ایگور و دیگران

فرانک، مگی، ایگور و دیگران
آقای مهدی کرم‌پور دیشب بعد از اکران سوفی و دیوانه در کاخ جشنواره، در نشست خبری فیلم‌شان حرف‌های جالبی زدند. از جمله گفتند: «سینما هر آن چیزی است که بر پرده نقش می‌بندد و تعاریف زیادی دارد.»

فیلم‌نت نیوز؛ احسان عمادی: آقای مهدی کرم‌پور دیشب بعد از اکران سوفی و دیوانه در کاخ جشنواره، در نشست خبری فیلم‌شان حرف‌های جالبی زدند. از جمله گفتند: «سینما هر آن چیزی است که بر پرده نقش می‌بندد و تعاریف زیادی دارد.» یا گفتند: «همیشه منتقدان سال‌ها بعد متوجه خوب بودن فیلم‌هایم می‌شوند.» یا گفتند: «آقای شریفی‌نیا گفت بازهم خوب تماشاگران تحمل کردند و تا آخر نشستند.» یا گفتند: «از ابتدا می‌دانستم فیلم را برای چه مخاطبی می‌سازم. این فیلم مخاطبان خاصی دارد.» راستش ما خیلی خوشحالیم که جزء مخاطبان خاص فیلم بودیم و تا آخرش نشستیم. حتی واقعا تعجب کردیم که چرا ملت دسته‌دسته، دارند سالن را ترک می‌کنند و تماشای چنین اثر یگانه‌ای را که مثل ستاره‌ی «هالی» هر 75 سال یک بار از کنار زمین می‌گذرد، از دست می‌دهند. فیلمی که به قول خود استاد کرم‌پور، «تعریف» یگانه‌ای دارد و می‌تواند تاریخ سینما را به قبل و بعد از خودش تقسیم کند. در واقع چون همان موقع فهمیدیم که فیلم چقدر خوب است، مثل خودِ فیلم جلوتر از زمان خویش محسوب می‌شویم و لازم نیست چند سال صبر کنیم تا پی به این موضوع ببریم و از این بابت در پوست خویش می‌بالیم.

ما فیلم را با دقت فراوان دیدیم؛ در این حد که حتی متوجه شدیم در دقایق ابتدایی، پای راست سوفی موقع راه رفتن کمی لنگ می‌زند و انگار ناراحت است، اما به مرور و شکر خدا، این ایراد در فیلم برطرف شد. اشاراتش را هم کم‌‌وبیش به درستی درک کردیم (هرچند برای فهم دقیق‌تر و کامل‌ترش، باید چندین بار دیگر آن را ببینیم)؛ مثلا متوجه شدیم که فضانوردیِ «فرانک»، دارد روی آمدن شازده کوچولوی فیلم از سیاره‌ای دیگر تأکید می‌کند. یا مثلا «امیر» چقدر آدم روشن‌فکر و انتلکتی است که آن همه کتاب در خانه‌اش دارد و لئونارد کوهنِ خدابیامرز را گوش می‌دهد. از افزایشِ میل به غذا خوردن امیر وقتی تنها بودنِ سوفی را فهمید، لذت بردیم و پی بردیم که تهران چقدر کاخ گلستان و میدان مشق و خیابان سی تیر و مسجد سلطانی دارد. با مفاهیمی مانند «ایگور» ارتباطش با «دیو» آشنا شدیم و دیدیم رضا یزدانی چه آدم مهربانی است که به شما اجازه می‌دهد در کنسرت خیابانی‌اش، کنار او بایستید و بداهه، سازدهنی (هارمونیکا) بزنید.

فهمیدیم در جهانی که جیبت را موقع فروش ویفر مینو می‌زنند، می‌توان به مرغ بهشتی فکر کرد و خرسند بود. در واقع احساس می‌کنیم پیام اصلی فیلم را -که «زندگی خالی نیست؛ مهربانی هست، سیب هست، سوفی هست…»- به درستی و دقت گرفتیم و بعد از گلگیرهای تریلی‌های جاده‌ی حاجی‌آباد- بندرعباس، روی پرده‌ی نقره‌ای هم –که به فرموده‌ی خود استاد، «آنچه رویش نقش می‌بندد، همان سینماست»- آن را به گوش جان نیوشیدیم. دیدیم چقدر ساده و راحت، می‌توانی از تلخی و سیاهی زندگی‌ات فاصله بگیری و تلاش هر روزه‌ات برای خودکشی را بی‌خیال شوی و به سوفی‌ای بیندیشی که تنها شمه‌ای از روح بی‌کرانش را به تو نشان داد و برای همیشه زیر و رویت کرد. هرچند سرانجام به شکلی باورنکردنی، رفت و در افق محو گشت؛ «اونی که می‌خواستی تو غبارا گم شد…»

آنچه تاکنون ذکرش رفت، تنها قطره‌ای از اقیانوس بی‌کران آموخته‌های ما از فیلم ژرف‌اندیش سوفی و دیوانه بود، که این‌جا در این ستون مجال بی‌رحمانه اندک است و واقعه سخت نامنتَظر. راستش قبل تماشای فیلم، برایمان سوال بود که چرا پیش‌تولیدش چندین ماه طول کشیده –به‌خصوص پروسه‌ی انتخاب بازیگرانش، که در انتها به کَستی شامل آقا رضای شریفی‌نیا و استاد سعید امیرسلیمانی رسیده که حضور قبلی‌اش در سینما (که تعاریف مختلفی دارد)، به 16 سال قبل و فیلم فوتبالیست‌ها برمی‌گردد-؛ یا چرا باید موسیقی‌اش را با ارکستر اوکراین ضبط می‌کرده‌اند، آن هم وقتی به گفته‌ی کارگردان، «فیلم کاملا در بخش خصوصی تهیه شده» و لابد برای هزینه‌ی هر ریالش، کلی سبک و سنگین کرده‌اند. ولی حالا که نتیجه‌ی کار را دیده‌ایم، کاملا جواب پرسش‌های خود را گرفته‌ایم. واقعا بدون این‌ها، سوفی و دیوانه چیزی کم داشت و آن نمی‌شد که دیشب روی پرده دیدیم.

فیلم‌نت نیوز، رسانه به‌روز اخبار روز سینمای ایران و جهان را در کانال تلگرام فیلم‌نت نیوز دنبال کنید
0

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *