يادداشت يحيي نطنزي در حاشيه‌ي اختتاميه‌ي جشنواره‌ي فيلم فجر

چرا ایوبی باید به استقبال استعفا برود؟

چرا ایوبی باید به استقبال استعفا برود؟
راستش را بخواهيد پرونده‌‌ي جشنواره‌ي سي‌وپنجم فيلم فجر را بايد از همان پارسال بسته فرض مي‌كرديم. از وقتي حجت‌الله ايوبي در مراسم اختتاميه‌ي دوره‌ي قبل باوجود انتقادات زيادي كه به خودش و زيرمجموعه‌اش وارد بود حكم دبير جشنواره را تمديد كرد و نشان داد كه مشي او در مديريت، نه پاسخگويي و توجه به نقد‌ها و اشكالات، بلكه پناه‌بردن به شعارهاي گل‌درشتي است كه حتي اگر ذره‌اي با واقعيت تطبيق نداشته باشند اما باز هم با جديت طرح مي‌شوند.

یحیی نطنزی؛ فیلم‌نت نیوز: ایوبی در حالی به آخرین ماه‌های اولین دوره‌ی تصدی‌‌گری‌اش بر ریاست سازمان سینمایی رسیده که از همان ابتدا برای اهالی سینما نماد ناخوشایند رویکرد دولت یازدهم در عرصه‌ی فرهنگ بود. با دولتی مواجه بودیم که درست یا غلط نمی‌خواست برای خود در حوزه‌ی فرهنگ حاشیه بسازد و توقف در وضع موجود مهم‌ترین ایده‌آلش به حساب می‌آمد. غافل از اینکه در زمینه‌هایی مثل سینما که محتوا و محصولاتش را عموما کسانی خارج از بدنه‌ی مدیریتی تولید می‌کنند این امید آرزویی صرفاً‌ کودکانه است. خصوصا در ایران که سینمایش به کودک یتیمی می‌ماند که خیلی‌ها می‌خواهند برایش شناسنامه بگیرند. سازمان سینمایی در سال‌های اخیر به جای کمک به تعریف هویت این کودک بی‌سرپناه با عقب‌نشنیی در پرونده‌هایی مثل خانه‌پدری و رستاخیز کاری کرد که سنبه‌ی مدعیان پرزورتر از گذشته شود. و با تبدیل کردن جشنواره‌ی فیلم فجر به یک شوی توخالی کار را به جایی رساند که مهم‌ترین رویداد سینمایی سال در روزهای اخیر به یک رسوایی بزرگ تبدیل شود.

اما رویکرد سازمان سینمایی حتی در چنین بحران‌هایی دمیدن سرنا از سر گشادش است. ایوبی فراموش کرده که دوره‌ی شعارها و جمله‌های خوش زرق و برق گذشته و در مواجهه با سئوال‌هایی که پاسخ به آنها صرفا شجاعت می‌طلبد، نمی‌َشود خود را به کوچه‌ی علی چپ زد و از مفاهیم بی‌سر و تهی مثل «سینمای امید» حرف زد. نمی‌شود از یک طرف در نطق‌های مدیریتی برای امثال تقوایی و بیضایی فرش قرمز‌های فرضی پهن کرد و چند وقت بعد برای کیانوش عیاری پروانه‌ی نمایش در جشنواره صادر نکرد. نمی‌شود از میدان‌دادن به نسل جوان و توزیع عادلانه‌ِی امکانات گفت و مانع حضور آثار امثال شهرام مکری در جشنواره شد. و نمی‌شود جسارت را از سبد تولید سینمای ایران حذف کرد و جشنواره را به ویترینی خاک‌گرفته با فیلم‌هایی اغلب دمده تبدیل کرد، و همچنان از توانایی سینمای ایران برای فتح قله‌های جهانی حرف زد. و نمی‌شود ژست یک مدیر متعادل و همراه را گرفت اما به محض شنیدن انتقاداتی نسبت به داوری جشنواره در برنامه‌ی هفت حاضر شد و به جای پاسخ به سئوالاتی که جواب‌شان چندان پیچیده نیست سیاست دست پیش را گرفتن را اعمال کرد تا شاید حواس مخاطب از ابهامات پرت شود و ذهنش به سمت دیگری برود.

آقای ایوبی در روزهای پرتنش اخیر همان کاری را کرد که در ماه‌ها و سال‌های گذشته انجام داده بود: پناه بردن به یک ادبیات به ظاهر شکیل و استفاده از جملاتی مثلا مؤدبانه و فرار از پاسخ به پرسش‌هایی که چون به یک مطالبه‌ی عمومی تبدیل شده بودند دیگر نمی‌شد از کنارشان به آسانی گذشت و متأسفانه هنوز ادامه دارند. با جشنواره‌ی به‌شدت بی‌کیفیت مواجه بودیم که اکثر فیلم‌هایش از معدل سینمای ایران در چند سال اخیر به شدت پایین‌تر بودند. با آثاری اغلب محافظه‌کار که برخلاف ادعای رئیس سازمان سینمایی سایه‌ِ مرگ و تباهی بر تعداد زیادی از آنها سنگینی می‌کرد (که البته به خودی خود اشکالی ندارد اما دلیل نمی‌شود مدیر سینمایی واقعیتِ دیگری را برخلاف آن جعل کند). با جشنواره‌ای که با حذف بخش نگاه نو اساسنامه‌اش باز هم تغییرات بنیادین را متحمل شد اما عملا کمکی به شناخته‌شدن و اعتباردادن به فیلمسازهای اول نکرد. با جشنواره‌ای که دبیر آن اشتباهاتی مرتکب شد که یکی از آنها با برکناری‌اش کافی بود و جشنواره‌ای که هیئت داورانش حاشیه‌‌هایی بی‌سابقه در تاریخ جشنواره به آن تحمیل کردند و کار را به موضع‌گیری‌های منفی تعداد زیادی از سینماگران نسبت به انتخاب نامزدها کشاندند. تقلیل این انتقاد‌ها به هم‌سونبودن رسانه‌ی ملی با دولت توهمی بود که خیلی بی‌اعتبار شد. واکنش‌‌های منفی نسبت به جشنواره‌ی امسال آن‌قدر فراگیر شد که خودِ سینماگران و عوامل فیلم‌ها را به واکنش واداشت. کافی است حرف‌های ساره بیات، سهراب پورناظری، منیر قیدی، محمدحسین مهدویان، فریدون جیرانی، رئیس صنف جلوه‌های ویژه‌ی میدانی، تهیه‌کننده‌ی فیلم بیست و یک روز بعد و خیلی از منتقدان و کارشناسان را مرور کنیم تا متوجه شویم خانه چنان از از پای‌بست ویران شده که با هیچ شعار و جمله‌ی قصار و حتی حمله و فرار به جلو هم نمی‌شود آب رفته را به جوی بازگرداند. البته‌ی همه‌مان می‌دانیم جشنواره‌ی فجر خیلی وقت‌ها جشنواره‌ی آبرومندی نبوده. همین چند سال پیش بود که در سال حضور جدایی نادر از سیمین در جشنواره جایزه‌ی بهترین فیلم به جرم مسعود کیمیایی رسید و جایزه‌ی ویژه‌ی هیئت داوران به آسمان محبوب مهرجویی! اما اگر واقعا آن دوران به سر رسیده و رسم اعتدال بر جامعه حاکم شده پس رفتارها و واکنش‌ها هم باید رنگ و بوی همین رویکرد را داشته باشد. نه برخوردهای سلبی به دور از متانت و البته پرهیز از شفاف‌سازی‌هایی که لازمه‌ی هر مدیریت شجاع و کارآمدی است. شاید چون در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که مدیرانش نه به خاطر حادثه‌های دلخراش ریلی استعفا می‌دهند و نه به خاطر فاجعه‌ای در حد فروریختن ساختمان پلاسکو، باید کلاه‌مان را بالا بیندازیم که خوشبختانه منتقدان و خبرنگاران در برج میلاد زیر دست و پا له نشده‌اند یا غذای مسموم نخورده‌اند. شاید باید قدردران مدیرانی باشیم که اصلا جشنواره را برگزار کرده‌اند و پای حکم تقدیرها و سیمرغ‌ را امضا کرده‌اند تا چراغ سینما روشن بماند. اما بیایید با خودمان روراست باشیم. چراغ سینما همیشه روشن مانده است. چه با وجود مدیران کارآمد و واقع‌بین و صادق و چه با حضور مسئولانی که از زیر بار مسئولیت شانه خالی می‌کنند.

فیلم‌نت نیوز، رسانه به‌روز اخبار روز سینمای ایران و جهان را در کانال تلگرام فیلم‌نت نیوز دنبال کنید
0

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *