چند نکته در حاشیه و متن داوری جشنواره سی‌وپنجم فجر

ای کاش قضاوتی در کار بود…

ای کاش قضاوتی در کار بود…
اعلام نامزدهای رشته‌های مختلف بخش سودای سیمرغ جشنواره‌ی سی‌‌پنجم فیلم فجر نه تنها برای عوامل فیلم‌های حاضر در جشنواره که برای اهالی رسانه و منتقدان هم بسیار عجیب و حیرت‌آور بود. یادداشت مفصل نیما حسنی‌نسب را درباره‌ی داوری رشته‌های مختلف سودای سیمرغ بخوانید:

فیلم‌نت نیوز؛ نیما حسنی نسب:‌

بهترین چهره‌پردازی

 اگر می‌خوانید و می‌شنوید که اکثر کارشناسان و منتقدان و اهالی سینما از ماجرای نیمروز به دلیل خلق حال و هوای یک دوران خاص تمجید می‌کنند، یکی از دلایلش چهره‌پردازی خوب و دقیق فیلم است. بی‌توجهی داوران به این‌همه دقت و وسواس در ترسیم چهره‌های آشنای دهه شصتی – از چند شخصیت اصلی و فرعی تا هنروران و عبوری‌ها – عجیب نیست؟

 چهره‌پردازی بدون تاریخ بدون امضا بخشی از بار شخصیت‌پردازی و تقابل دو طبقه اجتماعی فیلم را به دوش کشیده و نمونه خوبی برای توصیف کیفیتِ گریم واقع‌گراست؛ بسیار بهتر از گریم بی‌کارکرد و معمولی زیر سقف دودی و گریم کلیشه‌ای شخصیت‌های یک روز بخصوص که نامزد دریافت جایزه هستند. با این دو کاندیدا، تقریبا همه فیلم‌ها بالقوه مستحق نامزدی جایزه چهره‌پردازی هستند.

 کاش داوران یکی از عکس‌های الناز شاکردوست را در گوگل جست‌وجو می‌کردند و تصاویر نشست مطبوعاتی فیلم را می‌دیدند یا قیافه تکراری احسان امانی در اغلب فیلم‌ها یادشان بود تا زحمت گریمور خفه‌گی برای تغییر چهره‌های واقعی به شمایل‌های سینمایی را این‌طور راحت کنار نمی‌گذاشتند.

 ترسیم دقیق و جزء به جزء استحاله کاراکتر مینا در رگ خواب هم مدیون متن و کارگردانی‌ست، هم هنرنمایی لیلا حاتمی و هم راکورد دقیق و مثال‌زدنی تغییرات صورت بازیگر. سومی وظیفه و هنر گریمور فیلم است که در کمال تعجب فراموش شده است.

 اگر چهره‌پردازی فانتزی در کمدی خوب بد جلف شایسته نامزدی جایزه هست، چرا همین ویژگی در کمدی گشت 2 نیست؟

 چرا تابستان داغ کاندیدای جایزه چهره‌پردازی نیست؟! مگر معیار و ملاکی هم در کار بوده است؟

بهترین جلوه‌های بصری و میدانی

 بخشی از تصویرسازی‌های ذهنی در چند صحنه‌ جذابِ فیلم نگار یا به کمک جلوه‌های بصری ساخته شده یا جلوه‌های ویژه میدانی. لابد چون داوران محترم بصری یا میدانی بودنش را تشخیص ندادند، ترجیح دادند به‌کل کنارش بگذارند.

 منظور از جلوه‌های بصری آباجان همان تک صحنه‌ی انفجار خارج از قاب و آماتوری مدرسه در پایان فیلم است یا صحنه‌هایی بوده که ما ندیدیم؟

 اولاً بدل‌کاری در سینما با جلوه‌های ویژه فرق دارد، ثانیاً یک تصادف ساده در طول نود دقیقه برای نامزدی جایزه جلوه‌های ویژه خیلی کم است، ثالثا یک روز بخصوص حتی همین را هم نداشت ولی نامزد شد تا آمارش برود بالا… آن تصادفی که الان به ذهن‌تان رسید مال فیلم نگار است؛ آن یکی هم مال سد معبر بود نه سارا و آیدا! قبول کنید که داوریِ تخصصیِ سی و چند فیلم در زمان کوتاه و با اتکا به حافظه نتیجه بهتری نخواهد داشت.

 چرا تابستان داغ کاندیدای جایزه جلوه‌های بصری و میدانی نیست؟! مگر معیار و ملاکی در کار بوده است؟

بهترین طراحی صحنه و لباس

 آیا طراحی صحنه هیچ نقشی در رنگ‌بندی و چیدمانِ با هویت خانه زوج اصلی ایتالیا ایتالیا با نشانه‌های متنوع و پُر جزئیات یا خلق فضای فانتزی در صحنه‌های موزیکال فیلم نداشت یا چون چِرک و کر و کثیف و زشت نبود از بین گزینه‌ها خط خورد؟

 از میان داوران محترم کسی می‌تواند ویژگی و امتیاز طراحی صحنه یک روز بخصوص را برای حضور در فهرست نامزدها توضیح بدهد؟ احیاناً از تکنیک شیر یا خط و قرعه‌کشی هم برای انتخاب کاندیداها استفاده شده است؟

 احتمال می‌دهم کیفیت بدِ سیستم پخش سالنی که داوران عزیز فیلم‌ها را می‌دیدند باعث شده صحنه‌های خفه‌گی تماما در تاریکی مطلق باشد، چون سلیقه خاص طراحی صحنه، کوشش برای ارجاعات سینمایی و چیدمان نشانه‌های بصری و انتخابِ لوکیشن‌های بدیع و منحصر به فرد فیلم که قابل چشم‌پوشی نبود.

 حتی آن‌هایی که ویلایی‌ها را دوست ندارند هم از کیفیت خوب طراحی صحنه در فضاسازی تاثیرگذار فیلم تعریف کردند. داوران گرامی انگار حواس‌تشان بیش‌تر به تنوع جنس پارچه در چادر مشکی کاراکترهای زن فیلم بوده و ترجیح دادند فقط در رشته طراحی لباس نامزد دریافت جایزه باشد.

 باید به تشخیص‌ داوران تبریک گفت که فهمیدند طراحی صحنه و لباس ماجان و آباجان و سارا و آیدا و سد معبر و… در زیبایی‌شناسی فیلم‌ها تاثیر جدی و تعیین‌کننده نداشته است. فقط معلوم نیست چرا این قوه تشخیص‌شان را در مورد یک روز بخصوص از دست دادند که در هر دو بخش جزو کاندیداهاست.

 واقعا چیدمان و طراحی متمایز و جذاب خانه عجیب و غریب فیلم کوپال و طراحی لباس‌های مختلف به قامت نامتعارف لوون هفت‌وان هم چشم‌ داوران را نگرفت؟ اصلاً فیلم را یادتان می‌آید؟ همان دکتر اهل شکار که ویلایش شبیه موزه حیات وحش بود و کارگاه تاکسیدرمی هم داشت. خبر دارید که فیلم مستند نبود؟

بهترین موسیقی متن

 حافظه درست و درمانی ندارم، ولی شنیده‌ام که بدون تاریخ بدون امضا فقط روی تیتراژ پایانی موسیقی داشته و حضورش در بین نامزدهای جایزه موسیقی متن جای سوال دارد. البته پیمان یزدانیان فیلم دیگری هم در جشنواره داشت؛ گفتم شاید وسط شلوغی و فشار کاری اشتباهی پیش آمده است.

بهترین تدوین

لابلای منابع و کتاب‌های سینمایی چیزهایی درباره نقش اساسی و تاثیر حیاتی تدوین در شکل‌دادن به ریتم فیلم‌ها نوشته شده است. ضرباهنگِ ماجرای نیمروز به دلیل تعدد کاراکترهای اصلی و تنوع موقعیت‌ها و پیچیدگی ماجرا و حجم زیاد اطلاعات و جزئیات داستانی و تعلق فیلم به ژانر تریلر سیاسی از مهم‌ترین دستاوردهای سینمای ایران در سال‌های اخیر است. ماجرای نیمروز حتی نامزد دریافت جایزه تدوین هم نیست، در عوض تابستان داغ و سارا و آیدا هست.

بهترین فیلمبرداری

 تشابه اسمی همیشه دردسرساز است؛ مثل مسعود سلامی که کیفیتِ کار درجه‌یکش را در نورپردازی و سایه‌روشن‌ها و بافت سیاه و سفید خاصِ فیلم خفه‌گی درست تشخیص دادید، ولی اسمش برای کمدی آشفته و شلخته‌ی گشت 2 بین نامزدها آمده است. احتمالاً اشتباه تایپی‌ست، وگرنه تشخیص تفاوت فیلمبرداری این دو فیلم حتی نیازی به کارشناسی هم ندارد.

 حذف کار درخشان و استثنایی فیلمبردار ماجرای نیمروز از نامزدهای بهترین فیلمبرداری به تنهایی برای بی‌اعتبار شدن داوران جشنواره کفایت می‌کند. نادیده‌گرفتن زحمات فیلمبردار اسرافیل یا کوشش فیلمبردار شماره 17 سهیلا در ضبط پلان سکانس‌های دشوار و طولانی فیلم و بی‌توجهی به تصاویر درجه‌یک رگ خواب هم همین‌طور. شک ندارم که سیستم پخش سالن مخصوص داوران ایراد اساسی داشته است.

بهترین بازیگری

 قبول دارم که در بعضی فیلم‌ها تعریف دقیقِ نقش اصلی و مکمل سخت می‌شود، ولی باز هم تفکیک هادی حجازی‌فر و جواد عزتی از مهرداد صدیقیان در ماجرای نیمروز بی‌معنی و اشتباه است. می‌شود احمد مهران‌فر را نقش اول و بقیه را مکمل در نظر گرفت، ولی هر تقسیم‌بندی دیگری فقط نشان‌دهنده بی‌معیاری است.

 درک کیفیت نقش‌آفرینی احمد مهران‌فر نیاز به تخصص و کارشناسی دارد که گویا از آپشن‌های داوری امسال نبوده است. او آگاهانه از خودنمایی و جلوه‌گری در بازی دست کشیده و به چشم نیامدن را به جان خریده تا کیفیت فیلم فدای خودخواهی نشود. این‌ها البته مباحث تخصصی‌ بازیگری‌ست و ربطی به داوری جشنواره ندارد!

 انتخاب غلط و شخصیت‌پردازی ضعیف حتی به کار بازیگران خوب هم لطمه جدی می‌زند. از علی مصفا و حمید فرخ‌نژاد بازی خوب زیاد دیده‌ایم، ولی این دلیل نمی‌شود که برای بازی‌های ضعیف‌شان هم نامزد جایزه شوند. این‌ها البته مباحث تخصصی‌ بازیگری‌ست و به داوران جشنواره ربط چندانی ندارد.

 کاراکتر مهرداد صدیقیان در شماره 17 سهیلا آدم ناجوری‌ست و توجه به بازی خوبش می‌تواند باعث بدآموزی و اشاعه منکرات در جامعه شود. پس بهترین راه حل حذفش از فهرست نامزدهاست.

 تمرکز جدی داوران روی خواندن زیرنویس فارسی، تنها دلیل احتمالی برای ندیدن بازی‌های استثنایی فیلم خانه است. این احتمال وقتی قوت می‌گیرد که بهرام افشاری در کارگر ساده نیازمندیم هم به دلیل مشابه در میان نامزدهای بازیگری نیست.

 فهرست نامزدهای بازیگر نقش اول زن جشنواره امسال نیاز به تحقیق و تفحص جدی دارد. نقش مریلا زارعی در زیر سقف دودی هیچ ویژگی چشم‌گیری نداشت. پریناز ایزدیار سال گذشته برای اجرای خوب نقش دختر مظلوم و دردمند جایزه گرفت و تکرار آن با کیفیتی پایین‌تر در تابستان داغ قطعا یک امتیاز منفی در کارنامه اوست. انتخاب غلط و بازی ضعیف غزل شاکری از ایرادات اصلی فیلم «سارا و آیدا» است و هدیه تهرانی در اسرافیل هم نشان داد که بهتر است هیچ‌وقت سراغ لهجه‌ها نرود. این چهار نفر برای دریافت عنوان بهترین بازیگر نقش اول زن نامزد شده‌اند.

 شاید تغییر قیافه و تفاوت کیفیت بازیگری الناز شاکردوست در خفه‌گی باعث شد داوران عزیز او را با نابازیگری تازه‌آمده اشتباه بگیرند و بی‌درنگ کنارش بگذارند. بعضی‌ها اما نادیده‌گرفتن بازی شاکردوست را تقصیر گریمور، جنس نورپردازی فیلم و البته سیستم پخش سالن مخصوص داوران می‌دانند.

نام زهرا داودنژاد با ایفای نقش عالی در شماره 17 سهیلا از روز دوم جشنواره به عنوان یکی از شانس‌های جایزه سر زبان‌ها افتاد. داوران هم برای اثبات این‌که دهن‌بین نیستند و تحت تاثیر قرار نمی‌گیرند، حتی او را کاندیدای جایزه هم نکردند.

 مشکل زیرنویس فارسی باعث حذف بازیگر زن فیلم خانه هم شد که می‌توانست پدیده امسال میان نامزدهای بازیگری جشنواره و نشان‌دهنده شجاعت و جسارت داوران باشد. با ندیده‌گرفتن این پدیده‌ها در رشته‌های مختلف، داوران پدیده‌ جشنواره شدند.

بازی حامد بهداد قطعا می‌توانست جای سه تا از نامزدهای نقش اول مرد کاندیدا باشد. اینکه چرا نیست از آن پرسشهایی ست که فقط جوابش را داوران فجر میدانند. شاید حتی خودشان هم ندانند.

 چرا تابستان داغ کاندیدای جایزه بازیگری مکمل مرد نیست؟! مگر معیار و ملاکی هم در کار بوده است؟

بهترین فیلمنامه

 حتی آن‌هایی که ویلایی‌ها را خیلی دوست دارند هم از ایرادات فیلمنامه‌ آن حرف می‌زنند و برای این نقص مهم افسوس می‌خورند. داوران با نامزد کردن این فیلمنامه برای دریافت جایزه روی این شایعات خط بطلان کشیدند.

 می‌گویند انتخاب سوژه بکر و تازه، درک درست بحران‌ها و معضلات اجتماعی، هوشمندی در مواجهه با ممیزی و خط قرمزها، دیالوگ‌نویسی و شخصیت‌پردازی از امتیازهای یک فیلمنامه خوب و شایسته تشویق است. شماره 17 سهیلا تمام این ویژگی‌ها را داشت، ولی در میان نامزدهای فیلمنامه جایی نداشت.

 نگاه امروزی به رابطه زوج‌های جوان، تلاش برای روایتی تازه و متفاوت، اقتباس ادبی، ترکیب طنز و تلخی و تغییر لحن و ارجاع درست و هوشمندانه به آثار سینمایی ایران و جهان در «ایتالیا ایتالیا» برای داوران جالب نیست، ولی رونویسی از فیلم‌های دیگران و تکرار مکررات مضامین اجتماعی کسالت‌بار و دیدگاه واپس‌گرایانه هست.

 مشکل فیلم‌دیدن داوران به زبان تُرکی کماکان دردسرساز است. کاش نویسنده فیلمنامه خانه یک نسخه ترجمه شده از متن را هم به دست داوران می رساند.

 بی‌توجهی به فیلمنامه فوق‌العاده «ماجرای نیمروز» تا مدت‌ها می‌تواند موضوع حرف و حدیث، خنده و تمسخر، بی‌اعتبار کردن جشنواره و اصلا زیر سوال بردن ماهیت دانش و کارشناسی سینما در امر داوری باشد و بعید است به این زودی رقیبی برایش پیدا شود.

بهترین کارگردانی

 کارگردانیِ خوب یعنی کیفیت متمایز در به تصویر کشیدن متن، کنترل و هدایت بازیگران و عوامل فنی مختلف. پوران درخشنده برای کارگردانی زیر سقف دودی کاندیدای جایزه شده، ولی هیچکدام از عوامل تحت کارگردانی او (بجز یک بازیگر و گریمورش) شایسته نامزدی در هیچ بخشی دانسته نشدند. معلوم نیست او سر صحنه مشغول چه کار ویژه و با کیفیتی بوده که به خاطرش ممکن است بهترین کارگردان جشنواره شود.

نفهمیدن قدرت کارگردانی حمید نعمت اله و تفاوت استیل اجرای فیلمش و  حذف او در این بخش برای داوران حکم تیر خلاص و شلیک به مغز است. باورش مشکل است که چند نفر اهل سینما چند روز دور هم نشسته و به این نتایج عجیب و نامربوط رسیده باشند.

بهترین فیلم

 فیلم خوب یعنی کیفیت متمایز در متن، بازیگری، فیلمبرداری، تدوین، طراحی هنری، موسیقی متن، گریم، صدا و … زیر سقف دودی در هیچ‌کدام از این رشته‌ها جزو کاندیداها نیست (بجز یک بازیگر و گریمورش)، ولی نامزد دریافت جایزه بهترین فیلم سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر شده است (شما چرا می‌خندید؟ جدی گفتم.)

موخره:

 چرا تابستان داغ کاندیدای جایزه بهترین عکس فیلم نیست؟!

 کاش تهیه‌کننده قاتل اهلی یک کپی دی‌وی‌دی فیلم را برای هیات داوران جشنواره هم می‌فرستاد.

 با این ترکیب داوران، اگر لیلا حاتمی، هادی حجازی فر  و محمدحسین مهدویان سیمرغ بلورین نگرفتند، اصلا تعجب نکنید.

 فیلم‌هایی که در هیچ رشته‌ای نامزد دریافت جایزه نیستند، پیشاپیش جایزه‌شان را این داوران محترم گرفته‌اند؛ تبریک.

 

فیلم‌نت نیوز، رسانه به‌روز اخبار روز سینمای ایران و جهان را در کانال تلگرام فیلم‌نت نیوز دنبال کنید
0

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *