یادداشت‌های نیما حسنی‌نسب؛روز ششم: ده نکته در حاشیه و متن «ماجرای نیمروز»

جنگجوی پیروز

جنگجوی پیروز
جایگاه محمدحسین مهدویان با ماجرای نیمروز به عنوان بهترین و مستعدترین فیلم‌ساز نسل جدید تثبیت شد.

فیلم‌نت نیوز؛ نیما حسنی‌نسب:

1- جایگاه محمدحسین مهدویان با ماجرای نیمروز به عنوان بهترین و مستعدترین فیلم‌ساز نسل جدید تثبیت شد. حالا او فقط با دو فیلم بلند، چهره‌ای معتبر و شاخص در سینمای امروز ایران است. این حرف نه محصول ذوق‌زدگی است و نه معلول دل‌زدگی از فیلم‌های سطح پایینِ نیمه‌ی اولِ جشنواره سی‌وپنجم فجر.

2- ماجرای نیمروز در بازسازی تاریخی دقیق و بی‌غلط و پر از وسواس و ریزه‌کاری به استانداردهایی رسیده که سینمای ایران پیش از این به آن فکر هم نکرده بود؛ یک ضرب شست اساسی در ثبت و ضبطِ فضاها و از آن مهم‌تر خلق حال و هوا و شرایط حاکم بر یک مقطع مهم از تاریخ معاصر که قابل رقابت با بهترین نمونه‌های جهانی است.

3- فیلم ابداً به بازسازی و مستندنمایی چشم‌گیرش محدود نمی‌ماند و قرار نیست اعتبار و کیفیتش را فقط از این ویژگی متمایزش بگیرد. «ماجرای نیمروز» علاوه بر بازآفرینی بی‌نقصِ جغرافیای آن دوران، هم کاراکترهایی انگِ روزگارِ وقوع داستانش ساخته و پرداخته و هم داستان‌گویی و پرداخت دراماتیک و تعلیق و تقابل را فراموش نکرده است. فیلم و سازنده‌اش – برخلاف کلیت سینمای ایران – با قناعت میانه‌ای ندارند.

4- همه محاسبات فیلم‌ساز در انتخاب پُر ریسک گروه بازیگران درست از آب درآمده و فیلم به فهرست نه چندان بلند “کستینگ”های شاخص سینمای ایران وارد می‌شود. هادی حجازی‌فر پس از «ایستاده در غبار» بار دیگر به عنوان بازیگری درجه‌یک قدرت‌نمایی می‌کند، احمد مهران‌فر و جواد عزتی با اجرای عالی و تعادل مثال‌زدنی‌شان مُزد خطر کردنِ کارگردان را می‌دهند و مهدی زمین‌دار به عنوان تازه‌واردی آینده‌دار معرفی می‌شود. با مرور بازی خوب کاراکترهای ریز و درشت فیلم، می‌شود بدعتِ سیمرغ بلورین ویژه به‌خاطر مجموعه بازیگران را برای «ماجرای نیمروز» به هیات داوران جشنواره فجر پیشنهاد کرد.

5- فیلم به‌خوبی الگوهای ژانر را رعایت می‌کند. در سینمایی یکسره بُریده و به دور از این موهبت و ناآشنا و ناتوان در به کارگیری مولفه‌های ژانری مثل زبان بصری، تماتیک و شمایل‌نگاری، ماجرای نیمروز یک پیشنهاد راهگشاست. ارجاع و اتصال کارگردان به منابع و سرچشمه‌های واقعی در سینمای بی‌مرجع ایران دلچسب و شوق‌انگیز است.

6- از نشانه‌های اعتماد به نفس و هوشمندی فیلم‌ساز همین بس که اسیر و گرفتار موفقیتِ فیلم قبلی نشده و به فاصله کم‌تر از یک سال پشت دوربین رفته تا هم جاه‌طلبی و هم رشد چشم‌گیرش را در متن و کارگردانی روی پرده به خودش و دیگران نشان دهد.

7- درک متقابل و هماهنگی و اعتماد میان کارگردان با فیلم‌بردار و تدوین‌گر و سازنده موسیقی و طراح و بازیگر «ماجرای نیمروز» می‌گوید که “تیم‌وُرک” در محدوده سینمای ایران فقط یک کلمه شیک ولی غیر قابل اجرا و حسرت‌برانگیز نیست.

8- ماجرای نیمروز تا امروز – و در حد و اندازه‌ها و مقدورات سینمای ایران – کم‌آفت‌ترین محصولِ مضمون و سوژه‌ای تا این اندازه خطیر و حساس و ملتهب است. نمونه‌های ناکام در گذشته‌ی دور و نزدیک می‌گویند در مسیر ساخت این جور فیلم‌ها چه بلاهایی می‌تواند نازل شود. گویا یکی از راه‌کارهای اساسی و اسم رمزِ عبور از این بحران‌ها و موانع، چیزی به نام “کیفیت” بوده است.

9- دو ساخته محمدحسین مهدویان نشان می‌دهد تاریخ معاصر ایران با وجود ده‌ها اما و اگر و دست‌اندازها و موانع و معضلات و دردسرها، به رغم ریسک و نگرانی و خطرِ باید و نبایدهای پُرشمار، هنوز هم می‌تواند منبع و مرجع و نقطه عزیمت فیلم‌های خوب و تماشایی و با کیفیت باشد. کافی‌ست فیلم‌ساز به اندازه‌ای که باید، نگرانِ فیلمش باشد.

10- جایی در میانه‌های سکانس جذاب پایانی، نمایی هست از یک فیلم‌بردار که با دوربین خبری کوچکش دارد واقعه‌ی مهم نهایی را ضبط می‌کند. این آدمِ جدا افتاده و این چشمِ ناظر انگار خودِ فیلم‌ساز است که دارد دلایل انتخاب الگوی بصری ویژه فیلم و فرم اثر را برای تماشاگرش توضیح می‌دهد. احترام به سینما و تماشاگرش در ماجرای نیمروز  یک اصل بنیادین ا‌ست.

فیلم‌نت نیوز، رسانه به‌روز اخبار روز سینمای ایران و جهان را در کانال تلگرام فیلم‌نت نیوز دنبال کنید
0

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *