یادداشت محسن جسور برنده پروانه زرین بهترین فیلم‌نامه برای فیلم «آوا»

سینما برایم تبدیل به آیینه اتلاف عمر و هنر شده است

سینما برایم تبدیل به آیینه اتلاف عمر و هنر شده است
محسن جسور برنده پروانه زرین بهترین فیلم‌نامه برای فیلم «آوا» در بیست و هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان اصفهان طی یادداشتی مسائل سینمای کودک را تحلیل و بررسی کرده است.

دور نیست زمانی که سینمای ما نیز همچون دوران تئاتر الیزابتی، نویسنده را سرمنشاء خلق آثار نمایشی بپندارد. نه تهیه‌کنندگان، بازیگران و نه حتی کارگردان را. رابرت مک کی در کتاب داستان خود می‌گوید: حیات همۀ عوامل فیلم به فیلمنامۀ خوب گره خورده است. تهیه کننده، کارگردان و حتی بازیگران در جستجوی فیلمنامه خوب هستند تا دیده شوند.

از این سهم خوب بودن فیلمنامه‌ها، سهم نویسندگان تمامیت آن است. خلاق بودن، داستان گو بودن، جامعه دان بودن و درک زیبایی شناسی و جامعه‌شناسی سینما، سهمی است که نویسندگان در کسوت خود باید به آن قائل باشند. که به زعم بنده با آن آشنا هستند. اما در موفقیت فیلم سهم یک نویسنده کجاست؟ در سینما، هر آنچه کاستی است برای فیلمنامه و نویسنده است و هر موفقیتی مدال افتخار دیگر عوامل فیلم. نویسندگانی که ماه ها و سال ها برای نویسنده بودن زمان و تجربه صرف کرده اند، در حاشیه ترین قشر سینما محسوب می شوند. برای ساخت و دریافت مجوزهای گوناگون، نویسنده در جهت رضایتمندی نهیه کننده، کارگردان و مدیران سیاست گذاری، ممیزی ها و حتی سلیقه بازیگران پیکان همه نوع اعمال سلیقه و نظری باید باشد و منویات مدیران و تهیه کنندگان و کارگردانان و بازیگران را باید به جان بخرد؛ اما بعد از ورود فیلمنامه به ساحت تولید، جلب رضایت نویسنده در اثر از کمترین اهمیت ممکن برخوردار است. این در حالی است که بعد از ساخت اثر، همین نویسنده باید پاسخگوی متن فیلم باشد.

شاید دور نباشد که متن در سینمای ما به جایگاه واقعی خود بازگردد. نه در لفاظی و شعار. و نه در نشست های خبری و جشنواره ها. بلکه در متن جریان تولید یک فیلم. روز اهل قلم است و خود را موظف می دانستم، امروز نه برای داستانگویی و خلق داستان قلم بزنم، بلکه برای یک تذکر به مدیران، تهیه کنندگان و کارگردانان صفحه ای سیاهه کنم. یادآوری داستان پیر و کهنه ای که مرهون تغییر نگاه است برای جوان شدن. نگاهی که نگارنده را بعد از یک دهه قلم زدن، به این احساس سوق می دهد که نویسنده متعهد، پای نوشتن می ماند، اما دیگر توقعی نباید از جریان مدیریتی سینما برای بهبود وضعیت نویسندگی داشت. علاقه من به سینما با سینمای کودک آغاز شد. با شهر موش ها و بچه های آسمان. با تنها در خانه و دزد دوچرخه. علاقۀ من با سینمای کودک رشد کرد. با سینمای کودک به بلوغ رسید. اما حالا از جوانی و میانسالی این علاقه هراسانم. سینمایی که برای من دغدغه بود، حالا برایم تبدیل به آیینۀ اتلاف عمر و هنر شده است.

برای جدی نوشتن، به عنوان نویسنده گویا حق نداری از کودکی بگویی. باید از دنیای جدی بزرگسالان بنویسی تا تو را جدی بگیرند. سال ها برای مجلات کودک و نوجوان نوشتم. نمایشنامه کودک و فیلمنامه کودک نوشتم. سال 1390 با فیلم خشت بهشت کاندید پروانه زرین شدم. سال 1393 برای فیلم آوا، پروانه زرین گرفتم و حالا در سال 1396 باید با یک فیلم کوتاه در جشنواره حضور پیدا کنم!! من پای عهدم ایستاده ام. من برای کودک و کودکی نوشتم و می نویسم. اما مدیران سینمای ما چقدر پای عهدشان ایستاده اند تا یک کودک نویس، به سراغ سینمای آپارتمان نشین نرود؟! برای امرار معاش و جدی گرفته شدن؟! برای نوشتن و ساخت یک فیلم کودک به سراغ کدام تهیه کنندۀ نترسی باید بروم تا فیلم کودک بسازم؟ تهیه کننده ای که حق دارد از سینمای کودک هراس داشته باشد. نه سینمایی برای اکران. نه پخش کننده ای. نه سرمایه ای و نه حمایت واقعی از این سینما که در نهایت، عطای کودک نویسی را به لقایش ببخشم و به داستان های آدم بزرگ ها در آپارتمان ها محصور بپردازم. من از این که با فیلم بلند در تنها جشنواره کودک این سرزمین جایزه بگیرم و با فیلم کوتاه ادامه بدهم خجالت زده نیستم. اما آنهایی باید خجالت زده باشند که سهواً یا قهراً، علاقه و مسیر من را به قهقرا می برند. مدیرانی باید خجالت زده باشند که علاقۀ یک کودک نویس را به قهر با دنیای کودک سوق می دهند. بزرگوار، شما با میز می آیید و بدون میز می روید. اما ما همچنان می مانیم.

محسن جسور

فیلم‌نت نیوز، رسانه به‌روز اخبار روز سینمای ایران و جهان را در کانال تلگرام فیلم‌نت نیوز دنبال کنید
0

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *