یادداشت‌های یحیی نطنزی درباره‌ی جشنواره‌ی فیلم فجر - روز هفتم

غافلگیرهایی خوشایند و ناخوشایند جیرانی و نعمت‌الله

غافلگیرهایی خوشایند و ناخوشایند جیرانی و نعمت‌الله
اي كاش «رگ خواب» با فيلمنامه‌ي حساب‌شده‌تري كليد مي‌خورد و تا اين حد روي حضور گرم و گيراي ليلا حاتمي حساب نمي‌كرد.

فیلم‌نت نیوز؛ یحیی نطنزی: ده سال پیش وقتی پارک‌وی برای اولین بار در جشنواره‌ی فیلم فجر برای منتقدان و خبرنگاران به نمایش درآمد واکنش‌هایی ناخوشایندی به همراه داشت. صدای خنده‌‌های تماشاگران در سکانس‌هایی که قرار بود دلهره‌آور یا ترسناک باشند هر چه جیرانی در آن فیلم رشته بود را پنبه کرد و تلاش او برای تجربه‌ی ساخت یک فیلم‌ژانر در بدنه‌ی سینمای ایران به بن‌بست رساند. جیرانی می‌خواست نسبت به تجربه‌های موفقش در قرمز یا شام آخر گام بلند‌تری بردارد اما این تصمیم نیاز به فیلمنامه‌ای حساب‌شده‌تر و اجرایی کنترل‌شده‌تر داشت که پارک‌وی فاقد آنها بود.

چند شب پیش هم می‌توانست در برج میلاد خاطره‌ی ده سال پیش زنده شود. امکان داشت دوباره نتیجه‌ی تلاش‌های جیرانی به بن‌بست بخورد و خفه‌گی فیلمی هدررفته به نظر برسد. راستش با توجه به مسیری که جیرانی بعد از پارک‌وی با فیلم‌هایی مثل خواب‌زده‌ها طی کرده بود خیلی‌ها منتظر همین نتیجه بودند. اما برخلاف انتظار موقع تماشای خفه‌گی شاهد فیلمی بودیم که نه تنها چهره‌ی آسیب‌دیده‌ی جیرانی را به عنوان یک فیلمساز باسابقه ترمیم می‌کرد بلکه توانایی‌های جدیدی از او به نمایش می‌گذاشت. دستاوردی بصری‌ای که فیلم با کمک طراحی صحنه و لباس و فیلمبرداری به آن رسیده و همگی در خدمت ایده‌های میزانسنی و دکوپاژی جیرانی قرار گرفته‌اند، خفه‌گی را به یک فیلم‌ژانر ترسناک تبدیل می‌کند که برعکس پارک‌وی تا حد زیادی با مؤلفه‌های بومی پیوند خورده و می‌تواند تعلیق و دلهره‌ای که به دنبالش بوده را از شخصیت‌ها به مخاطب هم سرایت بدهد. خفه‌گی با فیلمنامه‌ای حساب‌شده‌تر که شخصیت‌های نوید محمدزاده و پولاد کیمیایی در آن تعریف مشخص‌تری می‌داشتند قطعا فیلم بهتری از کار درمی‌آمد اما تا همین ‌جای کار هم دستاوردی برای فریدون جیرانی محسوب می‌شود که حالا نسبت به هم‌سن‌ و سال‌هایش و امثال سیروس الوند فیلمساز به‌روزی‌تری به نظر می‌رسد که ظاهرا اگر بخواهد و انرژی و وقت کافی بگذارد می‌تواند در همان مدل سینمایی که همیشه دلبسته‌ی آن بوده موفق ظاهر شود و نتیجه را آبرومند از کار دربیاورد. جیرانی دیشب احتمالا استرس زیادی داشت. اما سکوت تماشاگران در سالن و همراه شدن اکثر آنها با شخصیت الناز شاکردوست و درگیرشدن با سرنوشت تیره و تار او کاری کرد که با خیال راحت سرش را بالا بگیرد و از نتیجه رضایت داشته باشد.

اگر تماشای خفه‌گی به یک غافلگیری نسبتا خوشایند تبدیل شد دیدن رگ‌خواب در کمال تعجب نشانه‌های پسرفت یک فیلمساز موفق را به رخ کشید. حمید نعمت‌الله ظاهرا می‌خواسته وضعیت لیلا حاتمی در فیلم را طوری پیش ببرد که حال و روز ایزابل آجانی در سرگذشت آدل ه فرانسوا تروفو را به یادمان بیاورد. فروپاشی احساس یک زن نسبتا جوان و لمس تجربه‌ای فلاکت‌‌بار و در نهایت رسیدن به نوعی خودباوری و اعتماد به نفس مسیری بوده که در صورت تحقق می‌توانست رگ خواب را به یکی از فیلم‌های خوب جشنواره‌ی امسال تبدیل کند. فیلم در تصویرکردن لیلا حاتمی به عنوان دختری عاشق‌پیشه و ساده‌دل تا حدی موفق عمل می کند. هر چند برای رویکرد خودآزار او نیاز به اشاره به پس‌زمینه‌های احساسی و داستانی دیگری هم داشته تا درد حاتمی مانند رنج آجانی جذاب از کار دربیاید و بلاهت‌بار نشود. تمرکز بر جزئیات و استفاده از فرم روایی‌ای که ناخوادآگاه سر به مهر هادی مقدم‌دوست را به یادمان می‌آورد فیلم را از این نظر چند گام به پیش برده. اما اتکا به کلیشه‌هایی که تقریبا تمامی بخش دیگر قصه‌ را به خودشان اختصاص داده‌اند و بدون هیچ ظرافتی به نمایش درمی‌آیند و توی ذوق‌مان می‌زنند، فیلم را در نیمه‌ی دوم گرفتار سقوطی دراماتیک می‌کند. نمی‌شود باور کرد دختری که از شوهری ناسازگار طلاق گرفته این‌طور خودش را دوباره به دام مردی شیاد بیندازد و نمی‌شود پذیرفت مردی عاشق‌پیشه‌ای که در نیمه‌ی اول دیده‌ایم و زیاد هم چیزی در موردش ندانسته‌ایم تا این حد توزرد از آب دربیاید و به دم‌دست‌ترین شکل ممکن دل دختر را به درد بیاورد. دوز سانتی‌مانتالیسمی که در نیمه‌ی دوم هم به قصه تحمیل می‌شوند بیش از حد مصنوعی جلوه می‌کند و نمی‌گذارد تماشاگری که از رگ خواب انتظار عاشقانه‌ای جسورانه داشته با رضایت از سالن خارج شود. رگ خواب به دلیل همین ایرادات و به خاطر ناتوانی در استفاده از ایده‌های خلاقانه در پرداخت کلیت قصه و همه‌ی شخصیت‌هایش و اغراق‌های بی‌دلیلی که به نمودار شخصیت‌پردازی دختر جوان تحمیل می‌کند، به رغم دستاوردهای جزئی و دوست‌داشتنی‌اش در نمایش ناملایمات احساسی شخصیت اصلی‌اش، در نهایت به فیلمی هدررفته تبدیل می‌شود. فیلمی که ای کاش با فیلمنامه‌ی حساب‌شده‌تری کلید می‌خورد و تا این حد روی حضور گرم و گیرای لیلا حاتمی حساب نمی‌کرد.

فیلم‌نت نیوز، رسانه به‌روز اخبار روز سینمای ایران و جهان را در کانال تلگرام فیلم‌نت نیوز دنبال کنید
0

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *