یادداشت علیرضا مجمع درباره نامه رسانه‌ها به انتظامی و عملکرد روابط عمومی جشنواره فیلم فجر

عقب‌نشینی به بن‌بست!

عقب‌نشینی به بن‌بست!
ماجرا از سال قبل آغاز شد. جایی که سینماگرها به ترتیب نمایش فیلمشان در جشنواره اعتراض داشتند. در سال‌های قبلش ترتیب فیلم‌ها به گونه‌ای بود که صدا درآورده بود. یکی می‌گفت چرا فیلم من روز اول است که هنوز تنور جشنواره گرم نشده است. یکی دیگر می‌گفت چرا فیلم من آخرین سانس یک روز پر از فیلم جنجالی است که دیگر کسی حوصله دیدن فیلم در سانس آخر را ندارد، و یکی دیگر هم به نمایش فیلمش در سانس آخرین روز جشنواره اعتراض داشت.

علیرضا مجمع – هر سال همین اعتراض‌ها کم و بیش بود تا اینکه پارسال دبیر جشنواره تصمیم گرفت ترتیب نمایش فیلم‌ها در سالن رسانه‌ها را قرعه‌کشی کند. تدبیری که احتمالا فشارها را از روی مدیریت جشنواره برمی‌داشت و سینماگران هم راضی از این روش دیگر جنجال‌های حاشیه‌ای سال قبل را نداشتند. گو اینکه اگر نخواهیم دوباره چرخ را اختراع کنیم و اندکی به تجربه‌های دیگر رجوع کنیم کاملا متوجه می‌شویم که در هیچ جشنواره‌ای ترتیب نمایش را بر عهده قرعه نمی‌گذارند. قرعه فقط برای گروه‌بندی‌ها و جام‌های فوتبالی است. قاعدتا در هر جشنواره‌ای مدیری وجود دارد که تصمیم می‌گیرد و پای تصمیمش می‌ایستد و از آن دفاع می‌کند. هنوز یادمان نرفته با تصمیم دبیر قبلی جشنواره فجر سر فیلم «لانتوری» در برج میلاد نزدیک بود فاجعه رخ دهد. اما آن اتفاق محصول عمل دبیر بی تدبیر جشنواره فجر بود و مسئولیت مستقیمش هم با او بود.

***

امسال اما حکایت از نوشتن یک نامه شروع شد. نامه‌ای که امضاکنندگانش از ریاست فعلی سازمان سینمایی خواسته بودند که به سایت‌ها و کانال‌های تلگرامی، مجوز ورود به سینمای رسانه را ندهد. این درخواست درستی است. کسی که مجوز فعالیت ندارد قاعدتا نباید مثل سایر کسانی که در محیط رسانه‌ای سینما کار می‌کنند بیاید و در سینمای رسانه فیلم‌ها را ببیند. کما اینکه در برج میلاد، همین دو سال پیش و چند سال قبل‌ترش انبوهی از جمعیت بی‌ربط آمدند و کسی هم نگفت شما کی هستید که راحت به کاخ جشنواره(!) رفت و آمد دارید و بعضی وقت‌ها هم در کار رسانه‌ها دخالت می‌کنید. نمونه‌اش اینکه یکی از همین بازیگران درجه 3 سینما با کارت رسمی به نشست مطبوعاتی می‌آمد و با ناخن بیل مکانیکی‌اش از کارگردان و بازیگر و مدیرتولید سوال می‌پرسید و کسی به روی خودش هم نمی‌آورد.

این ماجرا تا پارسال ادامه داشت و پارسال قضیه فرق کرد. رسانه‌ها آمدند پردیس ملت و با احترام فیلم دیدند و کسی هم به جز مسئله پارکینگ و ترافیک (کجا این مسئله وجود ندارد؟ همان میلاد هم مسئله پارکینگ وجود داشت.) ایراد دیگری نتوانست از ساختار کاری که روابط عمومی جشنواره کرد بگیرد. در واقع کار سال قبل روابط عمومی در برگزاری جشنواره برای رسانه‌ها از حیث نمایش فیلم و برگزاری نشست‌های مطبوعاتی که وظیفه اصلی این بخش از جشنواره است و در سال‌های قبلش به بدترین شکل ممکن اجرا شد، بی‌نقص بود.

در واقع امضاکنندگان نامه اگر یادشان بیاید در برج میلاد سر فیلم «هیس دخترها فریاد نمی‌زنند» چند نفر از منتقدان به نشانه اعتراض روی سن رفتند و همان‌جا نشستند و فیلم را دیدند؛ پس وقتی در پردیس ملت راحت وارد سالن شدیم و فیلم دیدیم و کسی به کسی فشار نداد، یعنی ساختار روابط عمومی بر خلاف برج میلاد که به 5 هزار نفر کارت داده بودند، کارش را درست انجام داده است.

حالا چطور است که به این ساختار اعتماد نمی‌کنیم و نامه می‌نویسیم و تقاضای شفافیت می‌کنیم؟ آن هم با نامه‌ای به رییس جدید سازمان سینمایی و نه حتی دبیر جشنواره. منطقا باید خطاب نامه به دبیر جشنواره باشد که سال قبل هم این کار را انجام داده است نه رییسی که هنوز یک ماه از آمدنش به ساختمان بهارستان نمی‌گذرد. پس نقطه هدف را اشتباه فرض کرده‌ایم. آیا دلیل این کار این است که با تیم فعلی روابط عمومی خیلی جور نیستیم و می‌خواهیم از آنها گاف بگیریم؟ عیبی ندارد. اینها بروند و کسی دیگر بیاید، اما به تجربه رسیده‌ام به اینکه اتفاق خاصی رخ نمی‌دهد. باز هم کسی که مدیر است باید اختیار داشته باشد که بتواند صلاحیت اهل رسانه را تعیین کند. اگر اختیار نداشته باشد و مدام انگشت در چشم مدیریتش بکنیم، عرض خود می‌بریم و زحمت او می‌داریم؛ آن هم در شرایطی که روابط عمومی جشنواره در سال گذشته عملکرد قابل قبولی داشته و همه بدون هیچ مشکل و دردسر و ازدحام و مشکلی توانستند فیلم‌ها را با کیفیت مطلوب ببینند. حال اینکه اگر مشکل اصلی حضور افراد غیرمتخصص در قامت خبرنگار و منتقد و صاحب رسانه است، مشکل از جای دیگری است که باید از همانجا بررسی و رفع شود.

اینجاست که سوال پیش می‌آید کدام جشنواره در جهان را سراغ دارید که فهرست کسانی که کارت رسانه از آنها گرفته‌اند را روی سایتش بگذارد؟ دیتر کاسلیک آلمانی در برلین این کار را می‌کند یا تیری فرموی فرانسوی؟ هیچ کدام، چون از اختیار مدیریتی‌شان استفاده می‌کنند. قرار هم نیست بابت این موارد ساده جواب پس بدهند. جواب پس می‌دهند در صورتی که خلافش ثابت شود. حسین انتظامی، مدیر جدید سازمان سینمایی اگر به دبیر و مدیر روابط عمومی‌اش اعتماد دارد، قاعدتا باید تجربه موفق سال قبل را از آنها می‌پذیرفت و اصراری بر چاپ فهرست ثبت‌نام‌کنندگان در سایت جشنواره فجر نمی‌کرد.

او یا اعتماد دارد و می‌گذارد دبیر و مدیرش کارشان را بکنند، یا اعتماد ندارد و برکنارشان می‌کند تا دبیر و مدیری که به آنها اعتماد دارد کارشان را درست انجام بدهند. این شکل از رفتار مدیریتی عقب‌نشینی به خواست کسانی است که شاید هیچ تجربه‌ای در زمینه مدیریت جشنواره فیلم فجر نداشته باشند و بر اساس احساسات شخصی کارهایی می‌کنند که بعدا در جایگاه دیگر همان کارها را ممکن است نفی کنند.

***

فکر نمی‌کنم هیچ جشنواره‌ای در جهان این حجم مسائل پیش پا افتاده برای حل کردن داشته باشد که جشنواره فیلم فجر دارد. این پیش پا افتاده‌ترین مسئله‌ای است که می‌توانست رسانه را درگیر خود کند، به عوض اینکه به مسائل و خبرها و تحلیل‌های جدی‌تری از یک جشنواره 37 ساله برسیم و گاف‌ها و باگ‌های بی‌شمارش را به سطح اول خبری تبدیل کنیم، مسئله اصلی رسانه‌ها می‌شود اینکه رییس به دبیر و مدیر روابط عمومی‌اش دستور بدهد چه کسی را راه بدهد چه کسی را راه ندهد.

بهتر است هر چیزی سر جای خودش باشد. مدیر تشخیص بدهد و کار خودش را بکند، رسانه هم کار خبری تحلیلی خودش را. اینکه جشنواره فجر مجبور شود کارهایی خلاف قاعده را به دلخواه رسانه‌هایی که هر روز نظرشان تغییر می‌کند بدعت گذارد، عقب‌نشینی به انتهای کوچه‌ای احتمالا بن بست است!

فیلم‌نت نیوز، رسانه به‌روز اخبار روز سینمای ایران و جهان را در کانال تلگرام فیلم‌نت نیوز دنبال کنید
0

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *