ده قله داریوش مهرجویی به بهانه سالروز تولدش

دایناسوری در آستانه 80 سالگی

دایناسوری در آستانه 80 سالگی
دقیقا 50 سال است که داریوش مهرجویی دارد در این سینما کار می‌کند اما خودش هم فکر نمی‌کرد غیرمستقیم پایه‌گذار سینمای بعد از پیروزی انقلاب در سال 57 بشود.

شکوفه هاشمی – 12 بهمن 1357 امام خمینی(ره) در همان بهشت زهرا جمله‌ای گفت که هنوز هم دهان به دهان می‌چرخد در کلام آنها که قصد دارند از این جمله برای مشروعیت‌دادن به سینما سود ببرند. امام گفت: «ما با سینما مخالف نیستیم، با فحشا مخالفیم.» این جمله را حتما زیاد شنیده‌اید،اما شاید ندانید که از منظر بنیانگذار انقلاب اسلامی چه فیلمی شاخص این جمله بود. «گاو»، فیلم دوم داریوش مهرجویی در نگاه امام بهترین شاخصی بود که می‌شد برای تولد دوباره سینمای ایرانِ در حال فروپاشی در نظر گرفت. همین نگاه و نظر باعث شد «گاو» به کتاب «1001 فیلمی که پیش از مرگ باید ببینید» ورود کند و اتفاقا مطلب آن کتاب با نظر ایشان درباره «گاو» آغاز شود. زمانی که مهرجویی «گاو» را ساخت – در همان سال آغاز موج‌نو – ده سال بعدش انقلاب شد. ده سال بعدش، ایران که زیر و رو شد سینما و فیلم ایرانی هم به ورشکستگی رسید. تولد دوباره‌ای نیاز بود و زیربنایی محکم. «گاو» این زیر بنا بود و داریوش مهرجویی بی‌آنکه خودش بداند برای هنر ایران از زاویه‌ای غیرهنری هم تاریخ ساز شد.

1001 فیلمی که پیش از مرگ باید ببینید (فیلم گاو)
فیلم گاو داریوش مهرجویی در کتاب 1001 فیلمی که پیش از مرگ باید ببینید

«گاو»: استحاله غریب طبیعت آدمی

احتمالا خود داریوش مهرجویی هم نمی‌داند که چرا «الماس 33» را به عنوان فیلم اولش ساخته است. فارغ‌التحصیل فلسفه از یو سی ال ای، با دغدغه‌های فلسفی به ایران برگشت و فیلمساز شد، اما «الماس 33» قطعا گاف کارنامه مهرجویی است بدون شک. پس او هم قطعا و به شدت مایل است کارنامه‌اش از «گاو» آغاز شود. محافل روشنفکری دهه چهل مهرجویی را با غلامحسین ساعدی آشنا کرد و فیلمنامه «گاو» را از روی مجموعه داستان «عزاداران بَیَل» دو نفری در کلینیکی که ساعدی صبح‌ها آنجا طبابت می‌کرد، نوشتند و فیلم در نهایت اقتباسی موفق شد از این مجموعه.

مجموعه داستانی که یکی از آنها «گاو» بود، اما فیلمنامه از بقیه داستان‌های مجموعه هم به فراخور قصه و شخصیت‌هایش بهره برد. به طبع فیلم در هیاهوی فیلمفارسی‌های سال 1348 جایی نداشت و تماشاگر آن زمان که به دنبال رقص و کافه بود، نمی‌توانست از بازیگرانی که همه‌شان بازیگر تئاتر بودند و هیچ جذابیتی به دنبالشان نبود، راضی شود، پس تهیه‌کننده‌ای هم پیدا نمی‌شد که بخواهد برای یک فیلم از پیش شکست خورده سرمایه‌گذاری کند. این شد که وزارت فرهنگ و هنر آن زمان به عنوان متولی دولتی سینمای ایران در آن زمان کار تهیه فیلم را بر عهده گرفت.

مهرجویی البته مشخص بود که بعد از فیلمفارسی «الماس 33» می‌خواهد اعاده حیثیت کند و داشته‌هایش را به رخ بکشد، پس با تاثیرپذیری از سینمای مدرن اروپا و فیلمسازانش پشت دوربین «گاو» ایستاد. فیلم قصه مرد روستایی‌ای را روایت می‌کند که گاوش را گم می‌کند و آرام آرام خودش به گاوش تبدیل می‌شود. این قصه موجز البته به شدت نمادگرا و تفکربرانگیز است. نمادگرایی سورئال در کار که به تبدیل انسان به موجودی دیگر می‌انجامد. مهرجویی با آگاهی از این مسیر عارفانه که در آن عاشق در معشوق حل می‌شود، «گاو» را به اثری جهانی تبدیل کرد. سینمای جهان داشت سیمای ایران را در آن زمان کشف می‌کرد و «گاو» برایش حکم یک جواهر را داشت. «گاو» در بسیاری از جشنواره‌های سینمایی دنیا در آن زمان جایزه برد و شیکاگو و برلین و ونیز سینمای ایران را به واسطه «گاو» ستودند.

فیلم گاو داریوش مهرجویی
عزت الله انتظامی در نقش مش حسن| گاو

«دایره مینا»: در دل اجتماع خشن با سوداگران خون

نام مهرجویی و ساعدی در آن سال‌ها به هم گره خورده بود. این بار در فضای شهری و با بازیگرانی که تماشاگر آنها را به عنوان ستاره می‌شناخت. بهمن فرمان‌آرا و پرویز صیاد هم آمدند پشت فیلم به عنوان تهیه‌کننده. فیلم اما سه سال در توقیف ماند تا سال 1356 که روی پرده رفت. زخم فیلم به شدت عمیق بود. حرفی که می‌زد بسیار درد داشت. فیلم از خون می‌گفت و خون‌فروشی. یک ملودرام اجتماعی موفق باید جامعه‌اش را تصویر کند، «دایره مینا» هم همین کار را کرد. این فیلم قصه علی(سعید کنگرانی) را روایت می‌کرد که وقتی با پدرش به بیمارستان می‌آید و می‌خواهد او را بستری کند با آدم‌هایی مواجه می‌شوند که خون خرید و فروش می‌کنند. همین مضمون تند باعث شد سیستم سانسور آن زمان تاب نیاورد و نگذارد فیلم در زمان خودش اکران شود، اما همین که سه سال بیشتر در توقیف نماند هم باید خدا را شکر کرد. «دایره مینا» می‌توانست برای همیشه بایگانی شود اگر یک سال مانده به انقلاب اکران نشده بود.

فیلم دایره مینا داریوش مهرجویی
سعید کنگرانی (علی) و فروزان (زهرا) در فیلم دایره مینا داریوش مهرجویی

«اجاره نشین‌ها»: مخملباف می‌خواست مهرجویی را منفجر کند

انقلاب شد و چند سالی از آن گذشت. مهرجویی در سال‌های ابتدایی دهه شصت به امریکا رفت و خواست آنجا فیلم‌هایش را بسازد. یک فیلم هم به نام «سفر به سرزمین آرتور رمبو» ساخت، اما نتوانست این پروسه را ادامه دهد و به ایران بازگشت. در میانه‌ دهه شصت بود که دست به ساخت یک کمدی موقعیت شد. کمدی‌ای به نام «اجاره‌نشین‌ها». کمدی انگار بهترین ظرفی است که مهرجویی می‌توانست درآن سال‌ها حرفش را بزند و فیلمش را بسازد. قصه ساکنین یک مجموعه مسکونی که ظاهر خوبی دارد، اما از درون ویران است. ساکنین هم هر کدام به سهم خود دستی در ویرانی آن دارند.

فیلم فروش بالایی کرد، اما انگار خیلی مضمونش به مذاق بعضی از فیلمسازان آن زمان مثل محسن مخملباف خوش نیامده بود. او از فیلمسازان حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی بود که می‌خواستند با زبان سینما دین را در میان مردم تبلیغ کنند. مخملباف در زمان اکران «اجاره‌نشین‌ها» نامه‌ای به سید محمد بهشتی نوشت و به مضمون فیلم تاخت و عنوان کرد که قصد دارد نارنجک به خود ببندد و مهرجویی را بغل کند و خودش و او را با هم منفجر کند. البته این اتفاق هیچ وقت نیفتاد، در عوض اتفاقی که افتاد این بود که مخملباف چند سال بعدش در یک استحاله غریب، از بسیاری از تصاویر فیلم‌های مهرجویی مثل «گاو» در «ناصرالدین‌شاه آکتور سینمان استفاده کرد و تلویحا فیلم مهرجویی را ستود. «اجاره‌نشین‌ها» اما کار خودش را در زمان خودش کرد. زبان طنز و موقعیت‌های کمدی کار، همراه با استعاره‌های بیش و کمی که در آن بود «اجاره‌نشین‌ها» را اگر نگوییم به بهترین فیلم داریوش مهرجویی، که به یکی از بهترین فیلم‌های او تبدیل کرد. کاری که مهرجویی به آن نیاز داشت تا خودش را به سینمای ایران و تماشاگرانش از نو معرفی کند.

فیلم اجاره نشین های داریوش مهرجویی
فریماه فرجامی، عزت الله انتظامی، اکبر عبدی و حمیده خیر آبادی| اجاره نشین ها

«هامون»: مضمون علی‌خواهی در یک فیلم هشت‌و‌نیم گونه

ترکیب فلینی و مهرجویی و عرفان و ابراهیم و ذبح اسماعیل و مضمون علی‌خواهی و اولین بازی بیتا فرهی و شاه‌نقش خسرو شکیبایی و هشت‌و‌نیم و نقش منفی عزت‌الله انتظامی، شد «هامون» که در تاریخ سینمای ایران ماندگار شد. «هامون» در سال‌هایی که سینمای ایران داشت از تک بعدی بودن درمی‌آمد به موقع ظهور کرد. فیلم حاصل دغدغه‌های فردی مهرجویی بود همراه با فرم دلخواهش که به سرعت در دل تماشاگران جا باز کرد و توانست نوعی از سینمای هنری را که مطلقا به سینمای فلیمفارسی بدنه ایران تعلق نداشت به وجود بیاورد. فیلم، واگویه های ذهنی حمید هامون بود از زندگی شخصی و دغدغه‌هایش. زندگی شخصی‌اش در مخاطره بود و او با یادآوری گذشته می‌خواست فضای ذهنی‌اش را مرتب کند.

از «هامون» در حال حاضر به عنوان یک فیلم‌کالت نام می‌برند. در همان سال به دلیل وجود مضمون علی‌خواهی در فیلمنامه، اثر مورد توجه هیات داوران هشتمین جشنواره فیلم فجر قرار گرفت و مسیر فیلمسازی مهرجویی با «هامون» تغییر کرد. مسیر او را در حال حاضر می‌توان به قبل و بعد از «هامون» تقسیم کرد.

فیلم هامون داریوش مهرجویی
خسرو شکیبایی در نقش حمید هامون |هامون

سه گانه زنانه: «سارا»، «پری» و «لیلا»؛ زنانی در پی ساختن هویت فردی

اوائل دهه هفتاد مهرجویی به مسیر تازه‌ای افتاد. مسیری که زنان نقش اول سینمای مهرجویی شدند. «سارا» با اقتباس درستی از «خانه عروسک» هنریک ایبسن قصه زنی را روایت کرد که مورد شک شوهرش قرار می‌گیرد و باید تصمیم بگیرد که بماند یا برود، «پری» با برداشت از قصه «فرانی و زویی» جی دی سلینجر قصه دختری را روایت می‌کند که در میان سه برادرش به دنبال مرادی است که به او اقتدا کند و نگاهی عارفانه داشته باشد و «لیلا» با برداشت از قصه‌ای از مهناز انصاریان راوی قصه زنی نازاست که به شوهرش کمک می‌کند تا ازدواج کند و بچه‌دار شود، اما وقتی همسرش ازدواج می‌کند او تاب تحمل ندارد و او را ترک می‌کند. در هر سه این فیلم‌ها زنان به دنبال جایگاهی برای خود هستند. جایگاهی که هویت فردی آنها را تضمین کند. هر سه داستان اقتباسی است و اتفاقا این خاصیت مهرجویی که از دیرباز در او مانده بود، در این سه فیلم به‌خوبی خود را نشان داد.

نیکی کریمی فیلم پری
نیکی کریمی در فیلم پری داریوش مهرجویی

«درخت گلابی»: نویسنده‌ای عقیم به دنبال میم

نویسنده‌ای در آستانه 60 سالگی نمی‌تواند کتاب آخرش را تمام کند. مثل اکثر نویسنده‌ها که در این مواقع به خاطرات شخصی پناه می‌برند، او هم پرتاب می‌شود به گذشته تا بداند که چرا دیگر نمی‌تواند بنویسد. «درخت گلابی» یکی از درست‌ترین اقتباس‌های سینمای ایران است. فیلمی که بعد از فیلم‌های زنانه مهرجویی یک جهش بلند به سینمایی بود که دوستش داشت. یک مجموعه قصه خوب از گلی ترقی، بهانه‌ای شد تا به سیاق روزگار با ساعدی بودن، نفسی چاق کند و یک فیلم اقتباسی از آن بسازد. داریوش مهرجویی فیلمسازی است که فیلم‌هایش بیشترین اقتباس‌ها را داشته است.

گلشیفته فراهانی فیلم درخت گلابی داریوش مهرجویی

«مهمان مامان»: سهل ممتنع

«مهمان مامان» در عین سادگی، همان دغدغه‌های همیشگی مهرجویی را با خود دارد. آنقدر فیلم روان است که فکر نمی‌کنی داری یک فیلم می‌بینی. بازی بی نقص گلاب آدینه به همراه سفره غذای عریض و طویلی که موتیف تکرار شونده همه فیلم‌های مهرجویی است، با قصه‌ای بدون اضافه، همه چیزی است که مهرجویی بلد است و به تصویر می‌کشد. از «مهمان مامان» به بعد سینمای مهرجویی نوعی از راحتی را تجربه می‌کند که قبلا نکرده بود. نوعی سینمای میزانسن‌دار بدون میزانسن.

فیلم مهمان مامان داریوش مهرجویی
گلاب آدینه و ملیکا شریفی نیا | مهمان مامان

«سنتوری»: توقیفی پرتلفات

وقتی «سنتوری» به جشنواره فجر آمد، مشخص بود جنجال‌ساز می‌شود. بهرام رادان در اختتامیه وقتی سیمرغش را روی زمین گذاشت و پشت تریبون حرفش را زد، کاملا واضح بود این آغاز یک خودویرانگری است. به مثابه روایت «سنتوری». «سنتوری» قصه سنتورنوازی است که درگیر اعتیاد می‌شود. اعتیادی که دودمانش را بر باد می‌دهد. «سنتوری» سال بعدش حوالی همین آذر ماه، یعنی درست ده‌سال قبل مجوز اکران گرفت، اما هیچوقت روی پرده نرفت. شب اکران جلوی نمایشش را گرفتند. چند وقت بعدش نسخه قاچاقش در پیاده‌روهای تهران فروش رفت و چند وقت بعد از آن تهیه‌کننده‌اش؛حسن فرازمند دق کرد.

«سنتوری» تا همین امروز به نمایش عمومی درنیامده است. فقط مانده خاطره‌های پراکنده از بازی رادان و گلشیفته فراهانی، اولین صدای محسن چاوشی که آلبوم «سنگ صبور» را از دل این فیلم بیرون داد – و چقدر خوب صدای آوازه خوان روی صورت رادان نشسته بود و ما فکر می‌کردیم رادان چه صدای خوبی دارد! – حاشیه‌های جلسه مطبوعاتی فیلم در سینما فلسطین و عبای علی سنتوری که با همان عبا سنتور می‌زد. «سنتوری» یکی از نقاط کدر و تاریک سینمای ایران در برخورد با یک اثر هنری است.

بهرام رادان فیلم سنتوری داریوش مهرجویی
بهرام رادان در نقش علی سنتوری| سنتوری

داریوش مهرجویی در همه این سال‌ها تلاش کرد سینمایی مخصوص به خودش را بسازد. سینمایی که شبیه هیچ‌کس نباشد. بعد از «سنتوری» او انگار دیگر حوصله فیلمسازی ندارد. فیلم‌هایش شادابی قبل را ندارد و سرزنده نیست. اگر فیلم می‌سازد انگار از سر اجبار دارد پشت دوربین می‌ایستد، اما مهرجویی کماکان مهرجویی است، با همان نگاه ژرف و بازی‌های سینمایی خاص خودش. داریوش مهرجویی امروز می‌رود در 79 سالگی. در یکی از دوره‌های اخیر جشن حافظ که مهرجویی و کیمیایی با هم حضور داشتند؛ مهرجویی رو به همنسل قدیمی‌اش مسعود کیمیایی به شوخی و خنده مقابل تماشاگران حاضر در تالار وزارت کشور گفت: «ما آرام آرام داریم تبدیل به دایناسورهای این سینما می‌شیم، نسلمون داره منقرض می‌شه.» در آستانه 80 سالگی او دیگر به قول خودش تبدیل به دایناسور سینما شده است.

داریوش مهرجویی
پشت صحنه فیلم سنتوری
فیلم‌نت نیوز، رسانه به‌روز اخبار روز سینمای ایران و جهان را در کانال تلگرام فیلم‌نت نیوز دنبال کنید
0

دیدگاه(2)

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *