نگاهی به فیلم «23 نفر» به کارگردانی مهدی جعفری

اسارت در اقتباس خام‌دستانه

اسارت در اقتباس خام‌دستانه
مهدی جعفری که او را بیشتر با سمت مدیر فیلم‌برداری در پروژه‌هایی چون «ما همه خوبیم»، «اتوبوس شب»، «دهلیز»، «عصر یخبندان»، «بارکد» و «به وقت شام» به‌یاد می‌آوریم و برای فیلم‌برداری «ما همه خوبیم» و «عصر یخبندان» نامزدی سیمرغ فجر را هم در کارنامه دارد، در دومین تجربه‌ی کارگردانی بلند سینمایی‌اش دست روی سوژه‌ی خوبی گذاشته است.

یاسین محمدی – جعفری که برای ساخت فیلم «23 نفر» سازمان اوج را به‌عنوان سرمایه‌گذار در کنار خود داشت، با اقتباس از کتابی به همین نام اثر احمد یوسف‌زاده، خودش نگارش فیلمنامه را هم بر عهده گرفت و این در حالی بود که مدیریت فیلم‌برداری را به مرتضی قیدی واگذار کرد؛ مهدی جعفری اگر اصرار بر انجام دو وظیفه در فیلم داشت، با تجربه و سابقه‌ای که در او سراغ داریم، اگر مدیریت فیلم‌برداری را خودش به‌عهده می‌گرفت و اقتباس را به یک فیلمنامه‌نویس متبحر می‌سپرد لاجرم نتیجه‌ی بسیار بهتری رقم می‌خورد.

فیلم، داستان مشهور 23 رزمنده نوجوان ایرانی را بازگو می‌کند که در جریان عملیات آزادسازی خرمشهر به اسارت نیروهای عراقی درمی‌آیند و رژیم بعث با هدف بهره‌برداری تبلیغاتی، آن‌ها را از اسرای دیگر جدا می‌کند.

اگر از ضعف‌های کارگردانی به‌ویژه در سکانس‌های جنگی ابتدای فیلم بگذریم، مشکل اصلی فیلم «23 نفر» فیلمنامه آن است. با وجود کتاب منتشرشده، شاهدان زنده، فیلم‌های مستند ساخته‌شده و حتی برنامه تلویزیونی «ماه‌عسل» فیلمنامه‌نویس نمی‌تواند از کمبود متریال لازم گلایه کند. حتی اگر کتاب هم فاقد روایت دراماتیک باشد، فیلمنامه‌نویس باید در فرآیند اقتباس، عناصر دراماتیک لازم برای ایجاد یک روایت جذاب را از دل خاطرات استخراج کند و به‌نوعی داستان را برای مدیوم سینما بازآفرینی کند.

ضعف اصلی فیلمنامه نداشتن یک پلات یا پی‌رنگ منسجم است. گویی فیلمنامه‌نویس بدون نیاز به پلات وقایع را به همان شکلی که در کتاب آمده به‌تصویر کشیده است. فیلمنامه‌نویس با توجه به این‌که فیلم داستان جمعی 23 نفر را روایت می‌کند، به‌دنبال شکل‌دهی قهرمان و ضدقهرمان نرفته، اما از آن‌جا که جا انداختن هم‌زمان 23 شخصیت به‌عنوان قهرمان برای مدیوم سینما کاری بس دشوار است، ناخودآگاه نقش برخی از شخصیت‌ها بسیار پررنگ‌تر، برخی کم‌رنگ‌تر و برخی هرچه فیلم به‌پیش می‌رود کم‌کم محو می‌شوند. کارگردان ناگزیر به تمرکز بیشتر بر چند نوجوان مستعدتر در امر بازیگری می‌شود و دوربین هم ناگزیر بر برخی چهره‌های فتوژنیک‌تر فوکوس می‌کشد. از همین‌روست که شما وقتی از سینما خارج بشوید در خوشبینانه‌ترین حالت از آن 23 شخصیت، کمتر از 10 شخصیت را در خاطر خواهید داشت. حال اگر این اتفاق به‌شکلی دانسته و عامدانه در مرحله نگارش فیلمنامه رخ داده بود، روایت فرم بسیار جذاب‌تری به خود می‌گرفت.

مشکل دیگر در روایت داستان این است که تماشاگر نمی‌داند هدف قهرمانان داستان چیست و مسیری که از نقطه A آغاز شده در کدام نقطه B ختم خواهد شد. داستان به‌ناگهان در جایی پایان می‌یابد که بسیاری از پرسش‌های ایجادشده بدون پاسخ می‌ماند. آیا انتقال اسرای نوجوان از زندان استخبارات به اردوگاه اسرا ختم ماجراست؟ پس چرا باید آزادی اسرا در هشت سال بعد را هم ببینیم؟ و اگر ادامه‌ی داستان جذاب بوده، چرا هیچ تصویری از این هشت سال نمی‌بینیم؟

طرفه آن‌که فیلمنامه‌نویس در اواخر فیلم انگار که سوژه‌ی جذاب‌تری پیدا کرده باشد، به‌ناگهان قهرمان داستان را عوض می‌کند و قهرمانی تازه می‌یابد. فیلم، عجولانه 23 نفر را رها می‌کند و سرنوشت «ملاصالح» را پی می‌گیرد؛ اسیری که برای عراقی‌ها نقش مترجم را بازی می‌کند و در بازگشت به ایران با اتهام خیانت مواجه می‌شود. در پایان هم بی‌هیچ پیش‌درآمدی تصاویر مستند به فیلم سنجاق می‌شود که می‌شد این تصاویر پس از پایان رسمی فیلم در جهت اثبات واقعی بودن داستان ارائه شود که جذابیت خاص خود را هم می‌داشت.

ضعف عام سینمای ایران یعنی غیاب فیلمنامه خوب در حضور سوژه جذاب گریبان «23 نفر» را هم گرفته است، اما در این مورد خاص عذر چندانی پذیرفته نیست، چراکه هم مواد خام کافی وجود داشته، هم سرمایه‌گذاری که احتمالا دریغی از هزینه کردن برای فیلمنامه نداشته است.

فیلم‌نت نیوز، رسانه به‌روز اخبار روز سینمای ایران و جهان را در کانال تلگرام فیلم‌نت نیوز دنبال کنید
0

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *