نگاهی به فیلم «یلدا» ساخته مسعود بخشی

هجوی که قربانی محافظه‌کاری شد

هجوی که قربانی محافظه‌کاری شد
مسعود بخشی را با آن مستند جذاب «تهران انار ندارد» به یاد می‌آوریم و پس از آن فیلم پرحاشیه‌ی «یک خانواده محترم». او حالا پس از شش سال با یک فیلم بی‌دردسر و به‌عبارتی محافظه‌کارانه به سینما بازگشته است.

یاسین محمدی – بخش اعظم فیلم «یلدا» در فضای محدود یک استودیوی تلویزیونی، پشت صحنه‌ی آن و فضاهای داخلی مجاور می‌گذرد. این موضوع به‌نوبه‌ی خود چالشی خودخواسته برای کارگردان است و بخشی توانسته از هم‌پایی با تولید یک برنامه‌ی زنده‌ی تلویزیونی برای نگه داشتن ریتم فیلمش استفاده‌ای بهینه کند.

تسلط مسعود بخشی در بازسازی مستندگونه فضای رئال به او کمک می‌کند تا فیلم را به‌مثابه‌ی گزارشی مستند از تولید یک برنامه‌ی تلویزیونی به پیش ببرد و درعین‌حال با افزودن گره‌های دراماتیک و گره‌گشایی و نیز ارائه‌ی تدریجی اطلاعات ساختار درام را هم شکل می‌دهد تا درنتیجه با فیلم سالمی روبه‌رو باشیم.

فیلم بر محور یک برنامه‌ی زنده‌ی تلویزیونی با موضوع عفو پیش می‌رود. این برنامه تلویزیونی درصدد گرفتن عفو برای دختر جوانی است که باعث مرگ همسر میان‌سالش شده و به قصاص محکوم شده است و از این‌رو ولی‌دم مقتول یعنی دخترش را هم به برنامه می‌آورند.

واقعیت این است که نمونه‌ی این‌گونه برنامه‌های تلویزیونی در سال‌های اخیر به‌وفور ساخته شده‌اند که گل سرسبد آن‌ها برنامه «ماه‌عسل» احسان علیخانی در ماه‌های رمضان هر سال است و روندی که این‌گونه برنامه‌ها به‌خودی خود طی می‌کنند بدون نیاز به رجوع به اتفاقات پشت صحنه روندی دراماتیک است که می‌تواند طرح‌ریزی‌شده باشد یا نباشد. سؤال اینجاست که فیلم مسعود بخشی چه ارزش افزوده‌ای نسبت به آن برنامه‌های تلویزیونی می‌توانست داشته باشد؟

آن‌چه می‌توانست فیلم را صرفا از یک گزارش محض از یک داستان به یک اثر قابل اعتنا و توجه بدل کند پررنگ شدن نگاه انتقادی فیلم‌ساز به چیستی موضوع بود. اتفاقی که جرقه‌هایی خرد از آن را در لحظاتی از فیلم مشاهده می‌کنیم، اما خیلی زود این جرقه‌ها خاموشی می‌گیرند.

بخشی با پیشینه‌ای که از نگاه انتقادی او سراغ داریم می‌توانست در عین ارائه‌ی این روایت، بر رنگ‌وبوی خودانتقادی آن بیفزاید و حتی به مرزهای هجو و خودتخریبی نزدیک شود، اما او شاید به همان دلیلی که در ابتدای مطلب از آن سخن گفتیم، دنبال دردسر نگشته و با محافظه‌کاری صرف این فیلم را ساخته تا تنها چالشش، چالش فنی فضا و ریتم باشد و در دایره‌ی معنا از هر چالشی گریخته است. او حتی در پایان فیلم هم با همان محافظه‌کاری نخواسته از قواعد تجاری هپی‌اند تخطی کند.

از همین روست که یکی از مهم‌ترین مفاهیمی که در این فیلم برجسته شده، موضوع عذرخواهی برای به‌دست آوردن بخشایش و حفظ دستاوردهاست. چه آنجایی که مجری برای حفظ دستاوردهای برنامه‌ از هر کسی که لازم باشد عذرخواهی می‌کند، چه آنجایی که قاتل با کشف دستاوردی پنهان لب به عذرخواهی می‌گشاید و چه در تنها گریز از فضای بسته استودیوی تلویزیونی و در جریان یک درگیری خیابانی شخصیت فیلم ناگزیر به عذرخواهی و بازگشت می‌شود. گویی ناخودآگاه بخشی دریافته برای بازگشت به فضای بسته سینمای ایران و حفظ دستاوردهایش باید عذرخواهی کند…

بااین‌همه بازگشت مسعود بخشی به عرصه‌ی سینمای ایران امری مغتنم است و با توان و نگاهی که در او سراغ داریم امیدواریم شاهد آثار خاص‌تری از او در آینده باشیم.

فیلم‌نت نیوز، رسانه به‌روز اخبار روز سینمای ایران و جهان را در کانال تلگرام فیلم‌نت نیوز دنبال کنید
0

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *