نگاهی به فیلم «مردی بدون سایه» ساخته علیرضا رئیسیان

در نکوهش داوری و چیزهای دیگر

در نکوهش داوری و چیزهای دیگر
فیلم «مردی بدون سایه» که نام آن یادآور رمانی از جویس کرول اوتس است، هفتمین فیلم کارگردان گزیده‌کاری است که این هفت فیلم را در طول سه دهه ساخته است و چهار سال از آخرین کارگردانی‌اش «دوران عاشقی» (1393) می‌گذرد. لیلا حاتمی بازیگر محبوب رئیسیان برای چهارمین بار جلوی دوربین او رفته و این‌بار زوج او علی مصفاست.

یاسین محمدی – فیلم «مردی بدون سایه» که به‌قول فرنگی‌ها «آنسامبل کست» است از حضور بازیگران دیگری چون فرهاد اصلانی، امیر آقایی، نادر فلاح، نسیم ادبی و گوهر خیراندیش هم بهره برده تا فیلم از بعد وزن بازیگران چیزی کم نداشته باشد.

مصفا نقش فیلم‌سازی به نام «ماهان» را بازی می‌کند که مستندی درباره قتل زنی به‌دست همسرش ساخته و پخش اینترنتی این فیلم برایش دردسرساز شده است. در جایی از فیلم علت قتل را شک بی‌مورد مرد به زنش عنوان می‌کند و دیری نمی‌گذرد او که خودش را در جایگاه داوری می‌دیده خود اسیر همان شک جانکاه می‌شود.

از این رو این فیلم را می‌توان در مذمت داوری دانست، اما رئیسیان انگار که حرفش یا پیامش کم باشد یا وظیفه‌ای بر دوش خود احساس کند، سراغ موضوعات دیگری هم می‌رود تا شاید فیلمش از فضای روز عقب نماند. پرداختن به موضوعاتی نظیر دلار و ارز دولتی، رانت‌خواری، شرکت‌های فرصت‌طلب و ویژه‌خوار و… که نه پرداخت درستی پیدا می‌کنند و نه کمکی به فیلم و فیلمنامه، به آفتی برای فیلم بدل شده‌اند که حتی تاریخ مصرف فیلم را کوتاه می‌کند.

جویس کرول اوتس می‌گوید: «داستان نوشتن در هنگامی که مسائلی در زندگی روزمره آزارت می‌دهد بسیار مشکل است.» و احتمالا باید این نکته را به فیلنامه نوشتن و فیلم ساختن هم تعمیم داد. به‌ویژه در این تاریخ و جغرافیا که چیزهای زیادی برای آزار دادن هنرمندان کنشگری چون علیرضا رئیسیان وجود دارد.

وقتی داستان فیلم به لوکیشن اسپانیا رسید، ناخودآگاه به یاد فیلم‌های ژانر جنایی ـ وحشت افتادم که اسپانیا حالا با این ژانر هویتی به سینمایش بخشیده است. فیلم «مردی بدون سایه» استعداد بی‌نظیری برای نزدیک شدن به این مولتی‌ ژانر داشت که می‌توانست نمونه ایرانی خوبی از این گونه ارائه دهد. اما رئیسیان که در لحظاتی هم به این سبک نزدیک شده، بین سینمای اجتماعی‌سیاسی رئال و سینمایی که مالیخولیا را دستمایه قرار می‌دهد تا مرزهای واقعیت و خیال را برای مخاطب به‌هم بریزد، مردد می‌ماند.

رئیسیان اگر در ابتدا بر این تردید غلبه کرده بود و مطلقاً به دامن یکی از این دو فضا می‌غلتید، با وجود ابزارهای خوبی که در بازی‌ها و عوامل فنی در اختیار داشت به نتیجه‌ای بس منسجم‌تر دست می‌یافت.

در رمان «مرد بدون سایه» شخصیتی به‌نام «الیهو» وجود دارد که حافظه‌اش تنها 70 ثانیه عمر دارد. کلیدی که قفل فیلم رئیسیان را باز می‌کند همین حافظه‌ی فناشده و فراموشی است؛ نکته‌ای که می‌تواند تنها وجه مشترک این رمان و فیلم هم‌نام باشد.

در پایان باید به یک ایراد فنی هم اشاره کرد که از این کارگردان باسابقه عجیب بود؛ در فیلم از ویدیویی موبایلی استفاده می‌شود که پیش‌تر اصل آن موقعیت را مشاهده کرده‌ایم. امکان فیلمبرداری از آن زوایا، که در بعضی لحظات انگار هم‌زمان با چند دوربین فیلم‌برداری شده تا تدوین شود که با توجه به موقعیت نشان‌داده‌شده عملا این امکان وجود ندارد. در زمانه‌ای که هر کسی با گوشی همراهش به یک تصویربردار آماتور بدل شده، این اشتباهات بسیار توی ذوق تماشاگر خواهد زد.

فیلم‌نت نیوز، رسانه به‌روز اخبار روز سینمای ایران و جهان را در کانال تلگرام فیلم‌نت نیوز دنبال کنید
0

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *