نگاهی به فیلم «درخونگاه» ساخته سیاوش اسعدی

ظرافت فدای حاشیه

ظرافت فدای حاشیه
سومین فیلم بلند سیاوش اسعدی در طول یک دهه مثل دو فیلم قبلی‌اش «جیب‌بر خیابان جنوبی» (1390) و «حوالی اتوبان» (1387) همچنان از بازیگران مهمی سود می‌برد و اسعدی این‌بار امین حیایی، ژاله صامتی، مهراوه شریفی‌نیا، نادر فلاح و پانته‌آ پناهی‌ها را جلوی دوربین آورده است.

یاسین محمدی – داستان «درخونگاه» در حوالی سال 1370 و در درون یک خانواده در محله درخونگاه می‌گذرد. «رضا» هشت سال قبل برای کار به ژاپن رفته و در این مدت پول‌هایی را که درمی‌آورده برای مادرش فرستاده است. حالا او پس از تحمل مرارت‌های بسیار غربت به وطن بازگشته تا با سرمایه‌ی هنگفتی که جمع کرده به رویاهایش جامه عمل بپوشاند، اما در این سال‌ها در ایران اتفاقات دیگری افتاده است.

در فیلمی که با پیشکشی به مسعود کیمیایی آغاز می‌شود و سر آخر کار به چاقو و دشنه می‌کشد، نویسنده چنان درگیر بازی‌های زبانی شده که در لحظاتی از فیلم اگر چشم‌ها را ببندید احساس می‌کنید دارید به اصوات مبهمی از کارگاه‌های شعر دهه هفتاد گوش می‌دهید و به محض اینکه چشم‌ها رو دوباره باز کنید می‌بینید که این جملات دیالوگ‌هایی است که از دهان آدم‌های محله درخونگاه در سال ۱۳۷۰ بیرون می‌ریزد؛ یعنی زمانی که حتی هنوز همان کارگاه‌ها هم شکل نگرفته‌‌اند!

علاقه افراطی نویسنده و حکماً کارگردان به شیوه دیالوگ‌نویسی مسعود کیمیایی کار این دو را به شیدایی کشانده تا جایی که از یکسو متن اسیر حاشیه شده و انرژی‌ای که باید صرف چفت و بست‌های فیلمنامه شود، هدر شده است. و از سوی دیگر توجه و وسواس لازم برای دقت و توجه به ظرافت‌های یک فیلم با مختصات زمانی معین صرف نشده است.

شاید کارگردان متولد سال 1362 نداند که سریال «سال‌های دور از خانه» در حوالی سال 1365 و سریال «افسانه سلطان و شبان» در حوالی سال 1363 از تلویزیون ایران پخش شده باشند و او بدون دقت لازم و برای این‌که صرفا تصویری از «گذشته» به‌دست دهد، این دو سریال را در قاب تلویزیون قرار می‌دهد؛ غافل از این‌که این «گذشته» مختصات دقیقی دارد. طرفه این‌که بازیگران اصلی «افسانه سلطان و شبان» والدین همسرش هستند و شاید او می‌خواسته در کنار پیشکشی به مسعود کیمیایی ادای دینی هم به خانواده همسر کند.

همین بی‌دقتی در استفاده از آکساسوار هم دیده می‌شود که وقتی شما در پایان فیلم با فهرست بلندی از عوامل طراحی صحنه و دکور مواجه می‌شوید، بیشتر تعجب می‌کنید که چرا باید کار به‌جایی برسد که کارگردان در مرحله تدوین در بخی نماها نیمی از کادر را محو کند تا آکساسوار غلط و بی‌ربط دیده نشود؛ و البته هنوز هم در نماهای متعددی آکساسوار ناهمگون با زمان دیده می‌شود.

یا استفاده از لوکیشن به‌تکرار استفاده‌شده زندان قصر برای نشان دادن فضای یک تیمارستان در آن زمان توی ذوق می‌زند و نشان از کمبود وسواس لازم برای کارگردانی دارد که لااقل هفت سال از آخرین فیلمش برای فیلم بعدی فرصت تفکر و تامل داشته است. به این فهرست اضافه کنید حرکات نابجایی از دوربین که البته از منظر فنی درست است، اما نشان از خواست نابجای کارگردان از مدیر فیلم‌برداری دارد.

در کنار همه این‌ها نباید از بازی‌های خوب و متفاوت پانته‌آ پناهی‌ها، نادر فلاح و ژاله صامتی گذشت. سه بازیگری که همواره در دهه اخیر در سطح توانشان تلاش کرده‌اند قدمی به پیش بردارند.

نکته پایانی این‌که فیلم در هر چهار فاکتور زبان (ناسزا و…)، اشاره به مواد مخدر، اشاره به موضوعات جنسی و خشونت در سطحی است که تماشای آن برای کودکان و نوجوانان توصیه نمی‌شود و از نمونه‌هایی است که بر اهمیت موضوع اعمال رده‌بندی سنی در سینمای ایران صحه می‌گذارد.

فیلم‌نت نیوز، رسانه به‌روز اخبار روز سینمای ایران و جهان را در کانال تلگرام فیلم‌نت نیوز دنبال کنید
0

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *