نقد مجله سایت اند ساوند

فرهادی در «فروشنده» ساختارش را صریح‌تر از فیلم‌های قبلی انتخاب کرده است

فرهادی در «فروشنده» ساختارش را صریح‌تر از فیلم‌های قبلی انتخاب کرده است
ترور جانستون در آوریل 2017 نقدی درباره فیلم «فروشنده» اصغر فرهادی در مجله سایت اند ساوند نوشته و این فیلم را مورد بررسی قرار داده است.

در جدیدترین درام خانوادگی پیچیده و درگیر کننده‌ی اصغر فرهادی، بار دیگر محیط زندگی شخصیت‌ها زمینه‌های درگیری‌های شخصی بینشان را ایجاد می‌کند. در فیلم اسکار گرفته‌ی جدایی، یک آپارتمان مدرن همانقدر که خانه‌ی زوج به مشکل برخورده‌ی فیلم به حساب می‌آمد،‌ نقش یک تله را هم ایفا می‌کرد. در فیلم فرانسوی‌اش گذشته، خانه‌ای نه چندان مرتب در حاشیه‌ی شهر نمایانگر مسائلی بود درباره‌ی روابط بین زن و مرد، یک معشوقه و بچه‌هایی که در یک زندگی نصفه و نیمه روزگار می‌گذرانند. حالا و در فیلم جدیدش، فرهادی که به کشور محل تولدش برگشته، ما را با نماهای افتتاحیه‌اش که آماده شدن یک صحنه‌ی تئاتر را نشان می‌دهد، غافلگیر می‌کند. تا اینکه به آپارتمانی دیگر در تهران می‌رویم. خانه‌ای که به خاطر نقص‌های موجود در بنا آسیب دیده است، و زن و شوهر داستان وقتی می‌بینند کل ساختمان زیر پایشان در حال فروپاشی است از آن فرار می‌کنند. چند دقیقه بیشتر نگذشته و نشانه‌های استعاری فیلم خبرهای خوبی برای این ازدواج در بر ندارند. نه فقط به خاطر اینکه عماد-‌که معلم ادبیات دبیرستان است- و رعنا (با بازی بازیگران همیشگی فرهادی شهاب حسینی و ترانه علیدوستی) قرار است بی‌خانمان شوند، بلکه چون آن تصاویر اولیه‌ی فیلم و آماده شدن یک صحنه‌ی تئاتر، این هشدار را به ما داده که قرار است شاهد شکل گیری یک درام در این زندگی باشیم. و می‌دانیم که در دنیای فرهادی، درام‌ها به پایان خوشایندی ختم نمی‌شوند.

در واقع این افتتاحیه‌ و این اولین حرکت فرهادی در فروشنده نشان می‌دهد که او حالا فراتر از رویکرد ظاهراً ناتورالیستی‌ای فکر می‌کند که در آثار اخیرش شاهد آن بوده‌ایم، و سمت روایتی ‌می‌رود که ساختارش را صریح‌تر از فیلم‌های قبلی انتخاب می‌کند. قاعدتاً می‌توانیم شیوه‌ی کار او را در فیلم‌هایی که ساخته و به موفقیت‌های بین‌المللی رسیده است «روایت ظاهراً ناتورالیستی» بنامیم. چون مهارت منحصر به فرد فرهادی در این نهفته است که نشان دهد چگونه اتفاقات ظاهراً عادی و روزمره‌ی خانگی(حاملگی یک پرستار خانگی، نزاع ایجاد شده بر سر یک لکه در یک خشکشویی) منجر به شکل‌گیری انبوهی پرجزئیات از فریب‌ها و ابهامات می‌شود. این اتفاقات تجسم نگران‌کننده و مشخصی است از اینکه ما چگونه حاضریم برای رضایت خودمان از برخی خطوط اخلاقی عبور کنیم. اتفاقاتی خیلی عادی و معمولی ، ولی همزمان مهیب و ترسناک. اما همه‌شان به قدری طبیعی در داستان فیلم جریان پیدا می‌کنند که متوجه حضور فرهادی نمی‌شویم که با رسیدن به اوج داستان، ما را به سمت رخداد‌های بی‌رحمانه‌تری سوق می‌دهد.

اگرچه در این فیلم، وقتی می‌فهمیم که زن و شوهر ماجرا که بچه‌ای هم ندارند، علاوه بر مشکلات زندگی شخصی‌شان هردو مشغول بازی در اجرایی آماتور از نمایشنامه‌ی مرگ فروشنده از آرتور میلر هستند؛ مشخص می‌شود که فرهادی حاضر شده است فرم قصه‌گویی فریبنده‌اش -که در آن خط روایت پنهان می‌شد-   را برای اجرای یک شیوه‌ی جدید فدا کند.  پر رنگ کردن ارتباط بین محیط‌ خانگی، سینمایی و دراماتیک یک فرایند تشخیصی را ایجاد می‌کند که در آن فرهادی فقط  درگیری‌های اجتماعی در ایران را که در زندگی این زوج نمود پیدا کرده است کالبدشکافی نمی‌کند. بلکه به درون خودش هم نگاهی می‌اندازد تا تا سهم خودش را در شکل‌گیری شیوه‌هایی که این چارچوب اجتماعی براساسش چیده شده واکاوی کند.

همه‌ی این‌ها آماده‌سازی نسبتاً پیچیده‌ای است برای هیچ، که در مقایسه با فرم قبلی فرهادی تلاش بی‌حاصلی را نشان می‌دهد. حداقل تا صحنه‌های پایانی، که عناصر به ظاهر بی‌ربط فیلم به همدیگر پیوند می‌خورند. جایی که حضور قدرت دراماتیک فیلم و دید گسترده‌اش واقعاً حس می‌شود. عماد و رعنا بعد از اینکه زندگی‌شان به هرج و مرج کشیده می‌شود، به خانه‌‌ای نسبتاً نامرتب واقع در طبقه‌ی بالای ساختمانی بزرگ در تهران نقل مکان می‌کنند. جایی که مستأجر قبلی‌اش یک مشکل آزاردهنده داشته. آن‌ها در می‌یابند که مستأجر قبلی نه تنها بخش زیادی از وسایلش را در خانه جا گذاشته، بلکه زنی بوده با بی‌شمار ملاقات کننده‌ی مرد.( روشی مؤدبانه برای اینکه بگوییم روسپی بوده). در همین حین و جدای از همه‌ی این تحولات زندگی­شان، تمرینات تئاتری این زوج ادامه دارد.  نمایش فضای تئاتری با دوربین آرام‌تر و کم‌تنش تر، با دوربین بی‌قرار و سرگردانی که وقایع خانه‌شان را نشان می‌دهد در تضاد قرار می‌گیرد. عماد (‌که به نظر می‌رسد آدم خودرأیی است) در اجرای تئاتری نقش ویلی لومن را ایفا می‌کند، و رعنا همانطور که انتظار می‌رود، نقش لیندا را بازی می‌کند که همسر کم‌حرف و رنج‌کشیده‌ی ویلی است.

در همین حال، درامی جدی‌تر در زندگی واقعی‌شان شکل می‌گیرد. رعنا به هوای اینکه همسرش عماد زنگ را زده، در خانه را به روی فردی ناشناس باز می‌کند که به او حمله می‌کند. او که حالا زخمی شده نمی‌خواهد درباره‌ی اتفاقی که برایش افتاده – و ما ندیدیم – صحبت کند. چیزی که باعث ایجاد شکافی جدی در ازدواجشان می‌شود. او نمی‌خواهد پلیس را درگیر قضایا کند، احتمالاً به دلیل اینکه تحقیقات آن‌ها باعث می‌شود بیشتر حس تعرض به او دست بدهد. (اگرچه او هیچوقت مشخصاً نمی‌گوید که آیا تجاوزی رخ داده است یا نه). این اتفاق‌ها عماد را که حس ‌می‌کند از همسرش دور شده، خشمگین می‌کند و او را سمت اجرای عدالت شخصی سوق می‌دهد. وقتی فرهادی رشته‌های گسسته‌ی روایتش را نهایتاً به هم وصل می‌کند، با مدل هالیوودی انتقام و آنچه در فیلم‌هایی مثل آرزوی مرگ می‌بینیم طرف نیستیم. مثل همیشه، او به جای شخصیت‌پردازی‌های کلیشه‌ای، سراغ ویژگی‌های متنوع و متناقض انسانی می‌رود. ما دوست داریم که با رعنا همذات‌پنداری کنیم، اما سکوت او (با اجرای بدون اغراق و همیشه خوب علیدوستی) مانع از ارتباط حسی‌مان با شخصیتش می‌شود،‌ و در عوض وادارمان می‌کند که با موقعیت سخت و استیصالش مواجه شویم. موقعیتی که در آن پیگیری قانونی برای جبران خسارت، احتمالاً به تحقیر بیشتر او منجر می‌شود. ترس‌های او بعداً به صورتی استعاری در صحنه‌ی تئاتر هم بروز پیدا می‌کند، جایی که حالش به هم می‌ریزد و مجبور به ترک صحنه می‌شود. پیام فیلم واضح است: کنار آمدن با درد و رنجش، به قیمت انزوایش در جامعه‌ای تمام می‌شود که رویکرد سختگیرانه‌اش به مسائل جنسی، جایی برای تسکین درد زن‌هایی مثل رعنا باقی نگذاشته است.

در چنین شرایطی، نقش همسرش چیست؟ اینجا هم ما می‌خواهیم موقعیت دشوار عماد را درک کنیم و او را بفهمیم، ولی وقتی داستان سمت یک فضای تعلیقی کم حس و حال می‌رود، انگیزه‌ی عماد هم به عنوان مردی که قرار است همه چیز را درست کند، برای تسکین همسر رنجورش و درک وضعیت او کمتر می‌شود. حسینی در اینجا به شدت متقاعد کننده است. او ظاهراً قدرت تحلیل ندارد چون جامعه او را جوری تربیت کرده که نه تنها تحت کنترل باشد، بلکه این تحت کنترل بودنش را دیگران هم ببینند.

به هر حال شغل او معلمی است – اگرچه تلاش‌هایش برای هدایت ذهن‌های جوان از طریق نمایش فیلم گاو داریوش مهرجویی به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسد – و جدیدترین شخصیت از شخصیت‌های مرد فیلم‌های فرهادی است که به نظر همیشه از همه بهتر می‌دانند، و حرف آخر هم باید بزنند، حتی اگر در نهایت اقداماتشان منجر به درد و رنج و جدایی‌های بیشتری می‌شود. لطمه‌هایش را هم زنان ماجرا می‌خورند.

در این مرحله است که  ارتباط بین نمایشنامه‌ی میلر  و مشقات خانگی زوج اصلی فیلم به چشم می‌آید. فرهادی که احتمالاً حواسش بوده که ما را از ماجرای جست و جوی عماد برای فرد متجاوز که لحظه به لحظه هم جذاب‌تر می‌شود دور نکند، چیز زیادی از نمایشنامه‌ی میلر را نشان نمی‌دهد. اما کسانی که با مرگ فروشنده آشنا هستند، متوجه می‌شوند که گفتاری‌های عماد از این لحاظ که تمام ارز‌ش‌هایی که زندگی‌اش را برپایه‌ی آن‌ها چیده در حال فروپاشی است، نمایانگر ویلی است. سکانس فینال فرهادی اما لایه‌ی دیگری به فیلم اضافه می‌کند. وقتی عماد،‌ آنچه از خانه‌ی ترک خورده‌شان باقی مانده است را تبدیل به صحنه‌ی نمایشی مجازی می‌کند که در آن نتیجه‌گیری دراماتیکی برای جرمی رقم بزند که پایه‌های ازدواجش را به لرزه در آورد و آن را با دعوت از تماشاچی‌ها برای به نظاره نشستن موفقیتش کامل کند. این اتفاق، آنطور که از یک فیلم از فرهادی انتظار داریم اجرا نمی‌شود، اما شاید او با جلب توجه ما به تئاتری شدن عمدی این صحنه‌ی اوج فیلم، می‌خواهد بگوید نقش خود او هم به عنوان کسی که کنترل داستان را به عهده دارد، مثل نقش عماد که با خودرأیی می‌خواهد به عنوان فردی دیده شود که کنترل امور را به دست دارد دچار اشکال است. آیا فیلمساز قصد دارد بگوید که او خودش هم یکی از مردهای ایرانی پرمدعاست که فکر می‌کند از همه بهتر می‌داند؟

سرانجام، در لحظات پایانی این فیلمِ تا حدودی مشکل دار که با این حال جاه‌­طلبانه و شجاعانه است، تصویر کلیدی نمایان می‌شود:‌ همسر عماد از آپارتمان خارج می‌شود – همانطور که پیش از این از صحنه‌ی تئاتر خارج شده بود – تا تنهایی به التیام دردهایش بپردازد. او نه تنها از نگاه مسلط مردانه فاصله می‌گیرد، بلکه از میزانسن مردانه‌ای که معرف ازدواجش بود، و شاید حتی جامعه‌اش هم خارج می‌شود. برای فرهادی هم، این فیلم می‌تواند رسیدن به این تشخیص باشد که مهارت‌ و تسلط سینمایی او هم محدودیت‌هایی دارد. در حالی که به طرز تناقض‌آمیزی، در این فیلم ما را با یکی از ناراحت‌کننده‌ترین، قدرتمندترین و شجاعانه ترین لحظات فیلمسازی داستانی‌اش مواجه می‌کند.

فیلم‌نت نیوز، رسانه به‌روز اخبار روز سینمای ایران و جهان را در کانال تلگرام فیلم‌نت نیوز دنبال کنید
0

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *