گفت‌وگو با شبنم مقدمی که فیلم‌های «کلمبوس»، «درساژ» و «آن‌ها» را روی پرده دارد و با دو فیلم  «زهر مار»  و «شبی که ماه کامل شد» در جشنواره حاضر است

مشاهده، مهم‌ترین ابزار کار من است

مشاهده، مهم‌ترین ابزار کار من است
«کلمبوس»، «درساژ» و «آن‌ها» فیلم‌هایی هستند که با بازی شبنم مقدمی روی پرده سینماها رفته‌اند. اولی کمدی است، دومی درباره گسست نسل‌ها هشدار می‌دهد و سومی فیلمی با دغدغه‌های زنانه است.

به گزارش فیلم‌نت نیوز، اکران همزمان سه فیلم با سه دنیای متفاوت فرصتی است تا بتوان توان بازیگر را محک زد. ویژگی شاخص بازی‌های شبنم مقدمی این است که برای هر شخصیت طراحی مجزا داشته و عملکردش در هر کدام یک از فیلم‌ها یادآور آن‌یکی نیست. در این باره با مقدمی صحبت کرده‌ایم و بخش دیگر مصاحبه به فیلم‌های جدید او اختصاص دارد.

این بازیگر با «شبی که ماه کامل شد» نرگس آبیار در بخش مسابقه و با «زهر مار» جواد رضویان در بخش نگاه نو جشنواره امسال حاضر است. به‌تازگی بازی‌اش در «خداحافظ دختر شیرازی» افشین هاشمی تمام‌شده و این روزها مشغول سریال نمایش خانگی مهران مدیری یعنی «هیولا» است. با او درباره این تجربیات هم صحبت کرده ایم.

 کلمبوس / یک فیلم شیرین

نمی‌توانم بگویم «کلمبوس» کمدی صرف است اما از این روش استفاده می‌کند تا حرفی که هسته اصلی فیلم است را بزند. از ابتدا قرار ما بر این بود که «کلمبوس» فیلمی شیرین باشد که گاهی هم خنده بر لب بیاورد. اما کمدی، به معنای رایج، نیست به نظرم.

درساژ / حمایت از سینمای مستقل

«درساژ»  فیلم مادر نیست، فیلم دختر است. از یک جایی دیگر کارگردان مادر را رها می‌کند و حتی پس از اتفاقی که برای درسا می‌افتد ما نمی‌بینیم که مادر چه ری‌اکشنی دارد. چون در واقع عکس‌العمل دختر است که اهمیت دارد و نه مادر داستان. از لحظه‌ای که دیگر شخصیت را نمی‌بینیم، مسئولیت آن شخصیت متوجه بازیگر نیست. من پذیرفتم که همین برش از زندگی این زن بر عهده من است. حالا لابد می‌پرسید با توجه به حساسیت‌هایی که داری، چرا چنین نقشی را بازی کرده‌ای! جوابش این است که من عمیقاً اعتقاد دارم باید از سینمای اندیشمند حمایت کنم. چون قرار است با این فیلم تولید اندیشه شود، حرفی زده شود و در جشنواره های جهانی دیده شود. بنابراین اگر بتوانم قدمی در راستای تولید چنین اثری بردارم، حتما کوتاهی نخواهم کرد، حتی اگر فیلم، قصه من نباشد. مطمئنم و معتقدم که باید از سینمای مستقلی که تولید اندیشه می‌کند حمایت کنیم.

آنها / سرکوب احساسات زنانه

«آنها» را سه سال پیش بازی کردم. آقای سلطانیان مدرس سینما هستند و می‌خواستند اولین فیلم سینمایی خودشان را بسازند. از آنجایی که گفتم دوست ندارم فقط شعار بدهم و دلم می‌خواهد قدمی بردارم، همیشه سعی می‌کنم راجع به کارگردان‌های فیلم اولی، کاری کنم تا فیلم‌شان را بسازند. فیلم سه اپیزود دارد و آن بخش که من بازی کردم داستانی زنانه درباره سرکوب احساسات زنان است؛ چیزی که این روزها زیاد در جامعه می‌بینیم. هرچه فکر می‌کنم نمی‌توانم شبیه نقشی مثل این را پیدا کنم. زن داستان ظاهرا محکم و بی‌نیاز است اما یک جایی می‌شکند و اصطلاحا وا می‌دهد.

خداحافظ دختر شیرازی / همیشه پای رفاقت در میان است

بازی در «خداحافظ دختر شیرازی» هم به‌نوعی کمک و حضور در سینمای مستقل است. ضمن این که پای رفاقت هم در میان است چون افشین هاشمی یکی از دوستان قدیمی من است که نگاه خاص و مستقلی به سینما دارد. همیشه هم دوست داشت هم بازیگر و هم کارگردان باشد. فیلمنامه آن را هم بر اساس یکی از نوشته‌های نیل سایمون  نوشته است. البته که بر اساس این متن فیلم «خداحافظ دختر» هم ساخته شده که یک فیلم کلاسیک است و «خداحافظ دختر شیرازی» ایرانیزه همان فیلم است. زمانی که بازی در این فیلم را پذیرفتم فکر کردم ممکن است در شکل ایرانیزه‌اش به مشکل بربخورم و ایرانی نشود، اما بعدا که دیدم متوجه شدم که هیچ ربطی به هم ندارد. فقط 30 درصد از فیلمبرداری مانده بود که فیلم اصلی را دیدم. فیلم را هم با ترس و لرز دیدم، چون گفتم ممکن است نسخه چهل سال پیش از ما جلوتر باشد و این خیلی ترسناک بود و البته چون خانم مارشا میسن نامزد جایزه اسکار بود، می‌ترسیدم از ایشان عقب‌مانده باشم که به نظرم اینطور نبود.

زهر مار / یک نقش پر چالش

 در «زهر مار» یک نقش دارم، اما در دو گریم و موقعیت متفاوت. این شخصیت هم مادر است مثل همه آنها اما به سن خودم نزدیک است؛ یک کنش‌گر اجتماعی است (منفی و مثبتش را الان اشاره نمی‌کنم) و شاید وجه مشابهتش با آن نقش‌ها این است که تصمیم‌گیرنده است. تفاوت بزرگش با بقیه نقش‌ها این است که در حوزه خانه و خانواده نیست و وارد اجتماع می‌شود.

شبی که ماه کامل شد / زنی با ته لهجه قمی

اجازه بدهید پیرو همان سکوت خبری من هم وارد جزییات فیلم نشوم. دلم می‌خواهد اینجا به نکته‌ای اشاره کنم، خانم آبیار خیلی در بازی گرفتن و بازی‌گردانی متبحر است. من اگر شش دانگ به او گوش می‌دادم همه چیزهایی که لازمه اجرای نقش بود را پیدا می‌کردم؛ به من گفتند می‌توانی این خانم را (شخصیت واقعی) را ببینی اما من این کار را نکردم. حالا وقتی فیلم را ببینید متوجه می‌شوید که چرا این کار را نکردم. نرگس آبیار چون می‌نویسد آدم‌های فیلم‌هایش را خوب می‌شناسند و این خیلی به بازیگر کمک می‌کند. طرح جامعی از کاراکتر را در اختیار من گذاشت. البته برای این کاراکتر یک ته لهجه قمی هم در نظر گرفته شده است.

هیولا / یک کار لذتبخش

در «باغ مظفر» و «ویلای من» تا پای قرارداد رفتیم اما نشد. من مهران مدیری را مثل همه، دوست دارم و قرار گرفتن در کنار کسی که توانمندی‌هایش ثابت‌شده خیلی خوشحال‌کننده است. خودشان از من دعوت کردند و با خود او و نویسندگان درباره نقش صحبت کردیم. الان هم خیلی خوشحالم که در این کار هستم. پارتنر من هم فرهاد اصلانی و خود مهران مدیری است. خدا را شکر تا این جا از نتیجه کار بسیار راضی هستند. همه چیز بسیار حرفه‌ای در عالی‌ترین سطحی که بشود تصور کرد پیش می‌رود، گروه همدل و پر انرژی‌ست، و مطمئناً اثری تولید خواهد شد که بر دل مخاطبین بی‌شماری خواهد نشست.

منبع: روزنامه شرق

فیلم‌نت نیوز، رسانه به‌روز اخبار روز سینمای ایران و جهان را در کانال تلگرام فیلم‌نت نیوز دنبال کنید
0

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *