نویسنده فیلمنامه «ماجان» در گفت‌وگو با فیلم‌نت نیوز:

قصه را بر اساس زندگی دوست دوران دبستانم نوشتم

قصه را بر اساس زندگی دوست دوران دبستانم نوشتم
لیلا لاریجانی نویسنده فیلمنامه «ماجان» درباره شکل‌گیری و جزئیات قصه

لیلا لاریجانی نویسنده فیلمنامه ماجان در گفت‌وگو با خبرنگار فیلم‌نت نیوز، درباره چگونگی شکل‌گیری قصه و ایده فیلمنامه گفت: «در حقیقت سارا میرایی (ریحانه) نقش دوست دوران مدرسه­‌ی من را بازی کرده است. دوستی در دوران دبستان داشتم که یک برادر معلول داشت و دورادور از مشکلاتشان با خبر بودم؛ حتی می­دانستم که قرار بود بچه را جایی ببرند که با یک آمپول او را راحت کنند و پدر و مادر هر دو راضی بودند به دلیل اینکه خیلی اذیت می­‌شدند اما نتوانستند و بچه را برگرداندند. این موضوع از همان زمان آنقدر روی من تاثیر گذاشت و در ذهنم ماند تا قصه را با کمی تغییر و تحول به این شکل نوشتم.»

او ادامه داد: «من فقط یک بار به خانه‌­ی آن دوستم رفته بودم و آن شرایط آشفته را در آنجا واقعا دیدم و حس کردم که آنها با چه سختی مواجه هستند. از جزئیات زندگی آنها اطلاعی نداشتم. فقط در این حد می‌­دانستم که یک برادر معلول دارند و قرار است چنین کاری بکنند و این اتفاق هم نیفتاد.»

لاریجانی درباره قصه‌های جانبی و کاراکتر شهناز و فرشید و ارتباط و اتصال قابل قبول آنها به قصه توضیح داد: «در ابتدا شخصیت شهناز به این اندازه پررنگ نبود، ولی در نسخه اولیه‌ای که نوشته شد، همه از شخصیت شهناز خیلی خوششان آمد و بازخوردها این بود که شخصیت شهناز را بیشتر ببینیم. حتی در مورد برادر شوهر، اصلا به شهناز ارتباط نداشت و یک جای دیگری بود، ولی چون احساس کردم وجود یک برادر شوهری که حامی مولود است می­تواند یک انسجامی ایجاد کند ترجیح دادم که این دو را تبدیل به یک زوج کنم که هم قصه منسجم­تر شود و هم خط فرعی آنها هم یک خط عاشقانه شود که به کلیت داستان کمک کند.»

او درباره شخصیت‌پردازی و باورپذیر کردن این کاراکترها بیان کرد: «نمی‌خواستم شخصیت‌ها را به گونه‌ای ترسیم کنم که به نظر بیاید خیلی سفید هستند و خیلی فرشته‌وار به شخصیت اصلی ما کمک می‌کنند. خواستم بگویم آنها هم افرادی هستند که مطابق با آن چیزی است که در جامعه می‌بینیم. درست است که کارهایشان یک جاهایی خیرخواهانه است، اما شاید پشتش رگه‌هایی از یک منفعت دور هم باشد. به عنوان مثال برادر شوهر اگر از مولود حمایت می‌کند شاید یک رگه‌هایی از انتقام‌گیری از برادر خودش هم باشد.»

نویسنده فیلمنامه ماجان اظهار کرد: «به نظر من آدم‌ها چند وجهی هستند. ما همیشه فقط به خاطر یک موضوع و یک چیز دست به عمل نمی‌زنیم. با انگیزه‌های متفاوت دست به کنش می‌زنیم. خواستم شخصیت‌های داستان هم اندکی به موضوعات زندگی خودمان و آدم‌های واقعی نزدیک باشند.»

او درباره شباهت سکانس آخر فیلم به رنگ خدا گفت: «در ابتدا اصلا قرار نبود این خانواده به شمال بروند. قرار بود کاملا یک شکل دیگری باشد و اتفاقات دیگری بیفتد. از طرف دیگر درست است که رنگ خدا هم مبتنی بر رابطه پدر و فرزند است اما در آنجا بچه نابینا است و می‌تواند دیالوگ برقرار کند و صحبت کند. به همین دلیل اصلا فکر نکردم که ممکن است شباهتی به وجود بیاید و مسلما خودمان هم نمی‌خواستیم که شبیه قصه یا فیلم دیگری باشیم، امیدوارم که موفق شده باشیم.»

فیلم‌نت نیوز، رسانه به‌روز اخبار روز سینمای ایران و جهان را در کانال تلگرام فیلم‌نت نیوز دنبال کنید
0

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *