هنگامه قاضیانی در برنامه 35:

فیلم دیدن در جشنواره فجر را دوست ندارم/ بعد از دلبری 2 ماه پیش روانپزشک می رفتم

فیلم دیدن در جشنواره فجر را دوست ندارم/ بعد از دلبری 2 ماه پیش روانپزشک می رفتم
بازیگر فیلم «دلبری» در برنامه 35 گفت: دوستندارم در جشنواره فیلم و تئاتر فجر غیر از کارهای خودم فیلم ها و تئاتر های دیگر را ببینم.

به گزارش فیلم نت نیوز، هنگامه قاضیانی که در جشنواره 34 فیلم فجر با 2 فیلم «دلبری» و «برادرم خسرو» حضور دارد با حضور در برنامه 35 در خصوص کار با احسان بیگلری کارگردان «برادرم خسرو» گفت: کار کردن با آقای بیگلری بسیار لذت بخش است.

وی در پاسخ به این سوال که آیا سیمرغ دریافت می کنید یا نه؟ گفت: نمیدونم، اگر سیمرغ بگیرم سومین باری می شود که این جایزه به من رسیده و اولین بار برای فیلم «به همین سادگی» و دومین بار برای فیلم «روزهای زندگی» سیمرغ دریافت کردم.

دوست دارم در طول سال با مردم فیلم ببینم

بازیگر فیلم دلبری گفت: خود شما به عنوان کارگردانی که با من کار کردید و به فضای روحی و اخلاقی من نزدیک هستید، می دانید که من اهل جستجو و تحقیق درباره محیط پیرامونم نسبت به اینکه چه اتفاق هایی می افتد، نیستم، به این دلیل که یک سری رقابت های ناسالم برای روح من به وجود می آورد و من دوست ندارم.

قاضیانی ادامه داد: اینجوری وقتی از برخی چیزها بی خبرم خیلی راحت تر به زندگی روزمره ام می رسم، چون در فضایی قرار می گیرم که آن فضا انگار برای من نیست، البته نمی گویم که کار من خوب است، حتی در طول جشنواره فیلم نمی بینم چون دوست دارم یکی از تفریحاتم این باشد که مانند مردم عادی فیلم ببینم.

وی افزود: در جشنواره فجر تنها کاریی که خودم انجام دادم را می بینم، چون دوست دارم پشت گروهم باشم، تنها برای اکران و جلسات نقد و برسی فیلمم می روم و دوست ندارم در جشنواره فیلم نگاه کنم.

بازیگر فیلم «برادرم خسرو» که در جشنواره فجر حضور دارد، گفت: اینکه در جشنواره فیلم نمی بینم چند سالی است که جزو سیاست کاری من شده و از سال 79 که با  فیلم «سایه روشن» شروع کردم بالاخره وارد سینما شدم این کارو نمی کنم حتی در تئاتر هم همینطور است و از 80 تا 89 که فعالیت تئاترم زیاد بود هم کار تئاتر نمی دیدم، چون دوست دارم در طول سال بتوانم تئاتر ببینم و به سینما برم.

من دختر خراسانم

قاضیانی افزود: کنجکاوی در اموری که بتونه من را خلاقتر کنه و روح من رو به خودم نزدیک کند را خیلی دوست دارم و اصولا خیلی کنجکاو هستم، ولی در زمینه های دیگه کلا در هیچ زمینه ای کنجکاو نیستم.

وی در پاسخ به سوال مجری مبنی بر اینکه مگه میشه مشهدی باشید و کنجکاو نباشید؟ گفت: من در سن کم از مشهد خارج شدم و مادر من اهل تهران است و در مشهد با پدرم آشنا شدند، لذا تایم کوتاهی در آنجا بودیم البته من همیشه گفته ام که من با سربلندی می گویم که دختر خراسان هستم و خاک طوس زاده های بزگی مانند اخوان ثالث، فردوسی و عطار نیسابوری دارد، ولی وقتی فضای شخصیتی من در تهران شکل گرفته است.

وقتی فیلمنامه را خواندم دچار هراس شدم

بازیگر فیلم دلبری در ادامه گفتگو با برنامه 35 در پاسخ به سوال مجری برنامه مبنی بر اینکه تو در فیلم «دلبری» بازی کردی و تنها یک بازیگر دارد و آن هم تو هستی، گفت: اگر بخوام بگویم اینکار خیلی سخت بود یکم خودشکنی هایی رایج شده که من خیلی اهلش نیستم، ولی غرور کاذب رو نمی پسندم، اگر بخواهیم در مورد تجربه مان صحبت کنیم زمانی که من فیلمنامه را خواندم مقداری هراس پیدا کردم و همین شکل فیلمنامه من را جذب کرد.

وی افزود: قبل از اینکه فیلمنامه را به من بدهند گفتند که تغریبا 80 درصد شما با دوربین باز می کنید و برای من هیجان انگیز شد، البته در این سالها فیلم هایی داشتم که به تنهایی بازی کردم، ولی اینکه حالا منم و دوربین هستم و پرسونایی مقابل من نیست و و یک لوکیشن که باید در 40 روز این راکورد حسی رو نگه داری سخت بود و از شادی شروع میشه و به اندوه ختم می شود.

متاسفانه امروزه عشق بلاهت و سطح پایین بودن به حساب می آید

بازیگر فیلم دلبری گفت: به نظر من قصه میثم و طوبی در فیلم «دلبری» قصه اندوه است چون وادی شیدایی و حیرانی و غربت و وادی عشق دارد و من با خودم فکر می کردم طوبی اینقدر از من دور است و من چگونه می توانم طوبی را خلق کنم.

قاضیانی گفت: وادی غربت آنجایی است که در سکانسی من از خانه خارج می شود و 12 ثانیه در فیلم سکوت است و دوباره بر میگردم، وادی عشق این فیلم زیبا و سخت بود به این علت که در موقعیت فعلی ایران عشق بلاهت و سطح پایین بودن به حساب می آید و ما به خاطر همین داریم بازنده میشیم و همه چیز را از دست میدیم و خوشحال بودم که یک عاشق واقعی قراره من با روح آن زندگی کنم و بتوانم 40 روز عاشق باشم.

وی افزود: من روزی که وارد لوکیشن فیلم دلبری شدم خیلی اذیت شدم چون خانه طوبی بیمارستان بود و یک زن پقدر قدرت داره که می تواند خانه اش بیمارستان باشد و هم پرستار باشد و هم عاشق، هم مادر و هم زن و هم معشوقه باشد و همه اینها در این زن بود و من با این حجم زن روبرو شده بودم و با خودم میگفتم آیا میتوانم و واقعا در تضاد بودم که میتوانم یا نه.

دلبری کار قاضیانی را به روانپزشک کشاند

بازیگر فیلم «دلبری» گفت: این تنها فیلمی بود که من به خاطرش 2 ماه تحت نظر روانپزشک بودم و بعد از بازی در فیلم به سمت 52 ساعت بیداری مطلق باز چشمان باز رفتم، و روان من را برده بود و من هنگامه بودم و طوبی از من جدا بود، ولی بعد از اینکه حضور متکثر خودم جدا شده بودم آمده بودم بیرون ولی تحت تاثیر پرسوناهای طوبی قرار گرفتم و اینکه چقدر ما از اینها دور هستیم.

در گفتارهامون در سینما داریم بی حیا می شویم

قاضیانی ادامه داد: بعد از بازی در دلبری تحت تاثیر این موضوع قرار گرفته بودم که این آدم ها چه جهانی دارند و ما از آنها دور هستیم و این موضوع روان من را بهم ریخت و چهل روز با دوربین تنها زندگی کردم واقعا کار سختی بود و دوست داشتم بیشتر کار کنم تا 40 روز تمام شود، می دانستم اگر زمان بیشتر شود امکان دارد راکورد بازی و حسم از بین برود و این سخت بود.

وی در خصوص دریافت سیمرغ بلورین جشنواره سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر گفت: یکی سالی اسم من در کاندیده های جشن منتقدان عزیز بود ولی شب قبل از جشن اسم من را در آوردند و به خاطر احتران متقابل نمی توانم اسم و دوره جشنواره را نام ببرم، چون یک مقداری در سینما داریم در گفتارهامون بی حیا می شیم و سینما و حرمتی دارد.

پشت سر آدم ها حرف می زنم/ من فرشته نیستم

بازیگر فیلم دلبری گفت: تا حالا به من بی احترامی نشده  و کار من نیست که جواب بدهم چون شغل مهمتری دارم، البته یواشکی پشت سر آدم ها حرف میزنم، البته خواستم بگم که اینجوری نیستم ولی دیدم من اینقدر آدم خوبی نیستم و اگر چیزی در مورد شخصیت یک نفر من را بهم بریزد حتما در خصوصش صحبت میکنم و من فرشته انسان کامل نیستن چون روزی که من انشان کاملی بشوم دیگر اسمم انسان نیست.

قاضیانی گفت: وقتی اسم من از لیست کاندیداها خارج شد یکی از افرادی که از منتقدین هستند خیلی محترم است به من گفتند بیا و جایزه این آدم را بده با اینکه جایزه مال تو است و من آن روز موسیقی گذاشتم و بهترین لباسم را پوشیدم (مجری: یعنی رقصیدی اون روز) آره خب مولانا میگه رقص روح رو آزاد می کنه یعنی به مولانا اعتقاد ندارید؟ و هوز عکسهام هست و به خودم می گویم آفرین چون من فریفته چیزی نمی شم که ارزش مبارزه ندارد.

ماجرای خوانندگی هنگامه قاضیانی در تالار وحدت

وی ادامه داد: موضوعی در مورد من در سینما مطرح میشه که من خیلی از آن خوشحالم و می گویند هنگامه قاضیانی جلوی دوربین و پشت دوربین بازی نمیکند چون وقتی برای بازی کردن ندارم چون گیم و بازی شده جزو روابط عادی روزمره ما. همیشه خودم هستم چون یاد گرفته ام وقتی خودم هستم میتوانم بیشتر از زندگی زمنیم لذت ببرم.

شهرداد روحانی به من گفت آواز را دنبال کن

قاضیانی در خصوص خواننده شدنش گفت: 19 سال خواننده شدن تخیل من همراه بازیگری بود و به موازت هم از سال 1998 که 1377 می شود که به ایران امدم این تصمیم را داشتم و جالب بود که انگار همش در حد ایده بود و اصلا شکل نمی گرفت، وقتی روی استیج تالار وحدت رفتم و برای زنان سرزمینم خواندم روحسه عجیبی پیدا کردن و وقتی لالایی را خواندم.

وی افزود: در تالار وحدت ترانه های قدیمی را مخصوصا اجرا کردیم رضا تاجبخش تنظیم کننده بود و بهار دلنشین بود که پات اجرا کردیم و مرغ سحر را اصلا کلاسیک دوست نداشتم و اجرای جدید کردم و خیلی سخت بود چون وقتی مرغ سحر را با ریتم تند میخوانی خیلی کار سخت است  و نمیشود مرغ سحر را با لبخند بر لب خواند، چون من هم باید ریتم اجرا و میمیک صورتم و کلمات را رعایت می کردم.

بازیگر سینما در پاسخ به این سوال که آیا دوره موسیقی دیدی؟ گفت: من اصلا دوره موسیقی ندیدم مثل بازیگری، مگه من دوره بازیگری دیدم؟ من با آقای شهرداد روحانی سرود ایران را در ارکست سمفونیک اجرا کردم و آقای روحانی آنجا به من گفتند که تو آواز را دنبال کن که جرقه بزرگی برای من بود.

قاضیانی در پاسخ به این سوال که کدام خواننده خارجی روی تو تاثیر گذاشته؟ گفت: جوان بائز یکی خواننده هایی است که خیای روی من تاثیر گذاشته البته بیشتر مرد ها روی من تاثیر گذاشتند و سلیقه مویبقی پدر و مادرم حیرت انگیز بود و من مدیون این 2 نفر هستم و جوآن بائر بیشتر ترانه هایش سیاسی است.

وی افزود: من روانی بیلی هالی دی هستم و نمیتوانم بدون آن زندگی کنم چون از 25 سالگی آهنگ های این خواننده زن را گوش میکنم و الگو پذیری از این آدم داشتم که می خواستم به آرزوهام برسم، ماریا کالاس هم که من در خیلی از امورم بهش اقتدا کردم و خواهم کرد.

قاضیانی در مورد مهمانان ویژه کنسرتش در تالار وحدت گفت: در این مراسم خانم گلاب آدبنه، تینا پاکروان، شقایق فراهانی و مرجان شیر محمدی حضور داشتند و گلات آدینه بعد از کنسرت به من گفت که یه چیزی در تو قابل تقدیر است و اون اینه که ما یکی دو تا صدای خوب در سینما داشتیم ولی تو این کار رو در سینما شروع کردی و به من تبریک گفتند و خیلی بهم گل دادند و اینقدر گل داشتیم نمی دانستیم چیکار کنیم.

دوباره کنسرت برگزار می کنم/ همه چیز با مجوز وزارت ارشاد بود

وی ادامه داد: نکته جالبی که بود وقتی میخواستیم آهنگی را برای تکرار و خدا حافظی از مردم اجرا کنیم  مردم اشارات نظر رو خواستند، من هنوز آهنگ را تمام نکرده بودم که جمعیت شروع به حرکت کرد و فکر کردم جمعیت داره از سالن خارج میشه ولی جلو آمدند و همه مردم جلوی صحنه بودند و آهنگ را نشد تمام کنم و خیلی از این اتفق سبک شدم.

این بازیگر و خواننده افزود: خیلی تجربه خوبی بود که صدای سوت و کف مردم را می شنیدم و باز هم میخواهم اجرا کنم و من گروهم را ثبت کردم و مجوز گرفتم و از همه در وزارت ارشاد مجوز گرفتم و امیدوارم برای اردیبهشت باز در تالار وحدت کنسرت برگزار کنیم.

قاضیانی در خصوص انتشار کتاب جدیدش گفت: این کتاب تاریخ حقوقی و سیاسی است و ادای دین من به چند سالی است که آمریکا زندگی می کردم و علیه آمریکا نیست و به دانشجویان تاریخ این کتاب را پیشنهاد می کنم و ماجرای سفید پوستی است که زندگی خودش را صرف تحقیق در مورد سرخ پوست ها می کند و به این فرد زنگ زدم که اسمش ویلکون واشپن بود و به من گفتند نمی تونی باهاش صحبت کنی که به من برخورد و و گفتم که میخوام کتاب ایشون رو ترجمه کنم و همسرش گفت نمی تونی باهاش حرف بزنی چون 22 روز پیش در گذشت و من یک سال و هفت ماه زمان برای ترجمه اش گذاشتم.

حق ندارم نظرات سیاسی بدهم/ شعور سیاسی ندارم

وی در پاسخ به این سوال که نظرت در مورد علاقه اش به سیاست گفت: تقدیر من در آن سن این بود که من در آمریکا زندگی کنم و نمیشود سیاست را دنبال نکرد اما من علم سیاست را مطالعه نکردم حق ندارم نظرات سیاسی بدهم.

قاضیانی در پاسخ به این سوال که نظرن در مورد روابط ما با آمریکا و اروپا و سیاست جهانی چیست؟ گفت:  من به نقظه ای رسیدم که این نقطه را خیلی دوست دارم و اون این است که یک شب از خواب بیدار شدم و این را نوشتم که واقعا تاریخ یک کابوس است که باید ازش بیدار شد چون تاریخ در حال تکرار است از بدن هایی که در دوران هیتلر سوزانده شد و ازش صابون درست شد تا تمام اتفاقاتی که در همه جهان رخ میدهد و تنها شکل عوض میکند.

وی افزود: احساس من این است که اگر بتوانیم قدرت این را داشته باشیم که بتوانیم تغییر موقعیت بدهیم، من از مردم آمریکا خیلی چیزها یاد گرفتم که از مردم خودم یاد نگرفتم، ببخشید که این حرف را می زنم من از مردم آمریکا صداقت، عشق، آزادی  ورهایی و استقلال شخصیتی را یاد گرفتم و  باید مردم را از سیاست جدا کرد و این کار علمی است و سیاست جهان است و من شعور سیاسی ندارم

بازیگر سینما و خواننده در پاسخ به این سوال که دفعه بعد که روی استیج بری آهنگی را میخوانی که صلح را تبلیغ کند؟ گفت: خوشبختی، صلح و آرامش و عشق چیزهایی است که نسبی است و بهتر این است که اول باید در جهان خود ما ایجاد شود.

هنگامه قاضیانی با اشاره به اینکه دیگر در عرصه ترجمه کار یانجام نمیدهد گفت: دوست دارم بنویسم و مثل آواز و بازیگری هنوز نمیدانم زمان مینویسم یا داستان کوتاه، ولی خیای نوشته ام  و یک قصه ای را شروع کردم که در خصوص یک سرباز ویتنام است که سرباز گاری خرید می شود، جان مریگان که امروز یکی از نویسنده هایی خوب است همسایه من در سانفرانسیسکو بود و داشت چنین نمایشنامه ای را می نوشت و من شاهد روز به روز آن بودم

وی در خصوص اینکه هم میخواهد بازیگری، موسیقی و نویسندگی را دنبال کند گفت: اگر عمری باشد، ولی پیشنهادی فعلا ندارم، و قرار نیست سینما و تئاتر را کنار بگذارم و کنسرت را قرار است سالی 2 شب اجرا برویم و لی سینما زندگی من است.

بازیگر فیلم دلبری در پاسخ به این سوال که به کدام سکانس فیلمهات علاقه داری گفت: از همه کارگردان ها و افرادی که باهاشون کار کردم ذره ای بدی ندیدم و روحم زخمی نشد، ولی صحنه فیلم من مادر هستم را دوست دارم و به من گفتین بداهه چیکار میکنی و من فقط اومدن نشستم و گفتم میریم خونه.

گفتگوی ویدئویی برنامه 35 با هنگامه قاضیانی را در اینجا تماشا کنید.

فیلم‌نت نیوز، رسانه به‌روز اخبار روز سینمای ایران و جهان را در کانال تلگرام فیلم‌نت نیوز دنبال کنید
0

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *