میرکریمی در برنامه 35:

تجربه های شخصی ام را در فیلم «دختر» استفاده کردم

تجربه های شخصی ام را در فیلم «دختر» استفاده کردم
رئیس خانه سینما و کارگردان فیلم «دختر» از دخالت تجربه های شخصیش برای ساخت فیلم دختر خبر داد.

به گزارش فیلم نت نیوز، رضا میر کریمی رئیس خانه سینما و کارگردان فیلم «دختر» با حضور در برنامه 35 که از سامانه فیلم نت با اجرای فریدون جیرانی منتشر می شود گفت: تا به این لحظه فیلمی در جشنواره ندیدم.

وی با اشاره به شرایط خانواده و اینکه دوره های مختلفی را در زندگی تجربه کرده است گفت: ما خانواده کاملا مذهبی نبودیم ولی خب مذهبی بودیم و پدر من استوار بازنشسته نیروی زمینی ارتش بود و برای مین من متولد اطراف دزفول هستم چون پدرم برای کار به دزفول مامور شده بود، در حالی که پدر و مادرم اهل زنجان هستند و اولین بچه خانواده هستم.

رئیس خانه سینما در پاسخ به این سوال که پدر اینگونه بود که صبح بیدارت کند و بگوید نماز بخوان؟ گفت: نه، البته خانه ما روضه زنان ماهیانه داشت و من کنجکاو بودم که به این روضه گوش بدهم و اینکه یک روحای چگونه نیمساعت صحبت می کند که همه گریه کنند برایم عجب بود.

میرکریمی افزود: الان فکر نمیکنم آن موقع روی حرف های روحانی روضه زنانه منزلمان فکر میکردم یعنی خود پوزیشن روحانی برایم جذاب بود و همیشه با موتور می آمد

وی در خصوص فعالیت قبل از انقلابش در دزفول گفت: از آن زمان تجربه دوری دارم، ولی همان موقع احساس می کردم تفاوت مهمی بین دزفول و اندیمشک وجود دارد، دزفول شهر مذهبی و سنتی تر بود ولی اندیمشک بیشتر مدرن بود و یادم هست کنسرت های موسیقی خواننده های معروف در اندیمشک برگزار می شد.

کارگردان فیلم «دختر» گفت: در آن زمان دزفول سینما داشت و خیلی سینما می رفتیم و غیر سینما های داخل شهر، سینمای ارتش داشتیم که شب ها تفریح ما این بود که همراه خانواده به سینمای روبازی که کنار رود دز بود می رفتیم، و جذابتر این رفت و برگشت با خانواده بود و همیشه اخر هفته ها در سفر بودیم و زندگی سرخوشی داشتم و یه بخشی از این را در فیلم دختر هم گذاشته ام که زندگی خود من است.

میرکریمی ادامه داد: در آن زمان سینمای ارتش فیلم ایرانی مانند «بابا نان داد» نمایش می داد، ولی سینماهای دیگر شهر فیلم خارجی نمایش می دادند و من در ان سن کنجکاو نبودم که فیلم خارجی ببینم، ولی بعدا در سن نوجوانی همه فیلم ها را می دیدم.

وی افزود: زندگی من 2 مرحله داشت مقطعی که در دزفول بودم که تلویزیون داشتیم و سینما می رفتیم، مرحله دوم بازنشستگی پدر و بازگشت به زنجان بود که خانواده بیشتر مذهبی شد و تلویزیون جمع شد و سینما رفتن هم تعطیل شد که اوایل دهه 50 بود، فکر میکنم وجود بیپروایی در تلویزیون و سینما شکل گرفت که خانواده ها ان را پس زدند و چون من و خواهرم به تلویزیون معتاد بودیم تلویزیون را به عموی من دادند و ما می توانستیم برنامه مشخصی را در آن جا تماشا کنیم.

رئیس خانه سینما گفت: در این مقطع مسجد می رفتم و نمازهای اول وقت در مسجد محل بودم و کم کم جذب کلاس های مسجد و دوره های تابستان شدم و حتی برنامه های هنری هم بود که من در مسجد تئاتر کار کردم.

میرکریمی در مورد جایگاه موسیقی در خانواده اش گفت: همه ترانه هارا داشتیم و پدر من موسیقی گوش میداد و من هم گوش میدادیم البته طبع من خیلی با پدر و مادر هماهنگ نبود چون پدر سنتی تر و ما موسیقی جدید را دوست داشتیم و در زنجان همه اینها تمام شد البته من به موسیقی علاقه داشتم و باز در زنجان گوش می دادم.

در تظاهرات انقلاب تیر خوردم/ کیهان عکسم را چاپ کرد

وی گفت: از فیلم های ایرانی که در آن زمان یعنی اواخر دبستان دیده بودم فیلم «خاک» بود که به نظر من خیلی جذاب بود و البته بعد از آن «گوزن ها» کار کیمیایی را ندیدم ولی بعد از انقلاب ان را تماشا کردم.

رئیس خانه سینما گفت: زمان انقلاب در زنجان بودم و در تظاهرات انقلاب تیر خوردم؛ ماجرا این بود که از روی کنجکاوری رفتم ببینم چه خبر است، البته پدر نمی رفت چون همچنان روحیه ارتشی را داشت و هرچند که آ نطرفداری سابق را نداشت ولی این راهکار را قبول هم نداشت، ولی مادرم به شدت در تظاهرات ها حضور داشت، آن زمان روزنامه کیهان عکس مجروحیت من را چاپ کرد.

میرکریمی افزود: زمان پیروزی انقلاب زنجان بودم و این خبر را از رادیو شنیدم، اما هنوز شهربانی زنجان تسلیم نشده بود و مردم فکر می کردند که می توانند به سمت شهربانی حرکت کنند، اما آخرین لحظه باز تیراندازی شد و چند نفر شهید شدند در حالی که انقلاب در تهران پیروز شده بود.

وی با اشاره به تحصیل در دوران دبیرستان گفت: در دوران دبیرستان در انجمن اسلامی نبودم و از ابتدای انقلاب وارد جهاد سازندگی شدم و تیمی تشکیل دادیم و در روستاها کار برقکاری انجام می دادم چون برق می خواندم، بعدا وارد بسیج سازندگی شدم.

تفاوتی بین مطهری و شریعتی حس نمی کردم

رئیس خانه سینما گفت: در آن زمان کتاب های رایج مانند شهید مطهری، دکتر شریعی میخواندم ولی آن موقع خیلی تفاوت این 2 را حس نمی کردم و حس می کردن نقاط اشتراک زیادی بین مطهری و شریعتی وجود دارد، ولی بیشتر مطهری بروی من تاثیر میگذاشتو بعدا بیشتر جذب شریعتی شدم.

میرکریمی در ادامه گفتگو با برنامه 35 با اشاره به علاقه مندیش به سینما گفت: من از قبل به سینما علاقه مند بودم و بگونه ای که من از دزفول که آرام بود و سینما می رفتم، یک دفعه به محیطی پرتاب شدم که خبری از اینها نبود و این موضوع من را به سینما حریصتر کرد و به قصه گویی خیلی علاقه مند شدم.

اولین فیلمم را نابود کردم

وی افزود: من در دوران کودکی کم حرف و گوشه گیر بودن و همیشه از آدم هایی که معرکه می گرفتند و حرف می زدند خیلی خوشم می آمد و دوست داشتم موقعیت اینجوری داشته باشم و انزوا را دوست نداشتم.

کارگردان فیلم دختر با اشاره به تجربه فیلم سازی در دوران نوجوانی گفت: در آن زمان با پول خودم یک فیلم هشت میلیمتری ساختم، اما همه فیلم را دور ریختم و با اینکه خیلی هم زحمت کشیدم، ولی فکر میکردم خوب نشده است.

 

 

فیلم‌نت نیوز، رسانه به‌روز اخبار روز سینمای ایران و جهان را در کانال تلگرام فیلم‌نت نیوز دنبال کنید
0

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *