قصه ی پر غصه ی شهرزاد

قصه ی پر غصه ی شهرزاد
نگاهی دقیق به داستان شهرزاد و بررسی بالا و پایین های داستانی این سریال.

قبلا شب دهم، میوه ی ممنوعه، مدار صفر درجه را از حسن فتحی دیده ایم که تقریبا همگی از سریال های ممتاز بوده اند. و حالا سریال شهرزاد را از طریق شبکه خانگی تهیه مینماییم .

فضای سیاسی کودتای بیست و هشت مرداد است. که به خوبی جو تنش زای لازم را برای داستان فیلم مهیا می کند. علاوه بر آن ، ساختار خانوادگی مرد سالارانه بستر را برای نمایش داستان فیلم فراهم می کند .داستان دو عاشق شیفته فرهاد وشهرزاد.  شهرزاد و فرهاد که  هوادار دکتر مصدق هستند، در ” کافه نادری” که پاتوق آن زمان بسیاری از فرهنگ دوستان و روشنفکران بود، با هم ملاقات می کنند در مقابل این گروه، هواداران قدرتمند شاه هستند که در صدر آنان شخصیتی چون “بزرگ آقا” ست که در عمارت با شکوه خویش و با خدم و حشم بسر می برد و با ارتباطات مافیایی با قدرت مداران به حفظ منافع خویش مشغول است.

ولی بزرگ آقا با تمام قدرتی که دارد، از معضلاتی که در خاندان خویش با آن دست به گریبان است، رنج می برد. دختری نا زا و دامادی لاابالی که برادر زاده ی اوست. در ضمن که در توطئه ای، همسر و دو پسر بزرگ آقا کشته شده اند و او تنها امیدش به دختر بازمانده اش “شیرین” و دامادش “قباد” می باشد.

با ایجاد فضایی چنین پر مخاطره، هنگامی که فرهاد که در مجله ای مشغول کار است مورد تهاجم ارازل و اوباش قرار می گیرد و یکی از آن ها به سوی او حمله می برد و در پی جا خالی او از با لکن پرتاب شده وکشته می شود، جدال داستان به اوج می رسد. فرهاد به جرم قتل محکوم به اعدام می شود.

در زمانی که ما نیز تصور می کنیم فرهاد اعدام شده است ، با نفوذ بزرگ آقا د ر یک اعدام نمایشی، فرهاد را با تیر مشقی مورد هدف قرار داده اند و فرهاد زنده است. البته بزرگ آقا در ازای لطفی که به آن ها نموده از شهرزاد می خواهد با دامادش ازدواج کند و بچه دار شود.التماس های شهرزاد برای انتخاب دختری دیگر به جای او که نامزد فرهاد است به جایی نمی رسد و این بار شهرزاد قصه ای ندارد که دل این سنگدل را نرم کند و سر نوشت وی را به تاخیر بیندازد.شهرزاد از ترس جان فرهاد نا چار است او را ترغیب به ترک عشق خود ورضایت به وصلت خود با رقیب وی یعنی قباد نماید.

تمام این اتفاقات تا اینجای ماجرا، به موقع و بجا و کاملا طبیعی صورت می گیرد. صحنه ها در ضمن فشردگی و تراکم، بجا و مناسب بوده و تمرکز داستان را مختل نمی کنند دیالوگ ها به سبب نثر دلنشین و زیبایی که یاد آور محاوره های اندیشمندانه و استعاری آن زمان است، به طور مشخص، از محاوره های کلامی امروزی متمایز است و در نتیجه دلچسب و برانگیزنده اند.

و البته فراموش نکنیم؛ آنچه به این کلام و زبان جان می بخشد بازی هنر مندانه ی بازیگران ست که چون استاد علی نصیریان با بازی بی بدیل خویش که تماشاگر را میخکوب می کند وسروستانی و پاک نیت و سایر هنرمندان جوان رقم خورده است. بازیگری مقتدرانه و تکان دهنده ی استاد نصیریان با سخنان نیشدار و کنایه آمیز،هنرسروستانی در اوج تعارض یک پدر با خود و با ترس و نگرانی درونی خود، بازی تحسین بر انگیز شهاب حسینی در نقش فردی لاابالی و عیاش و در ضمن مستاصل و قابل ترحم در دام بزرگ آقا. و البته بازی ماهرانه ی ترانه علیدوستی به عنوان قربانی سرنوشتی ناخواسته که آتش عشقش را به خاکستر نومیدی و افسردگی بدل می سازد.

موسیقی متن در اوج این بی کسی و استیصال با نوای دوصدایی چاووشی و سرلک و البته صدای جادویی قربانی در تیتراژی که با نماد فریاد مرغ آمین است، جلوه های نمایشی و سمعی فیلم را صد چندان برجسته می سازد.

 

فیلم‌نت نیوز، رسانه به‌روز اخبار روز سینمای ایران و جهان را در کانال تلگرام فیلم‌نت نیوز دنبال کنید
0

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *